<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خیزران &#187; معنویت</title>
	<atom:link href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kheyzaranonline.ir</link>
	<description>برای نوشتن، همین و تمام</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 20:12:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<atom:link rel="next" href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%aa/feed/?page=2" />

		<item>
		<title>من بهشت می فروشم!</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/02/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/02/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 May 2008 20:10:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شهرک پردیسان]]></category>
		<category><![CDATA[صدقه]]></category>
		<category><![CDATA[معنویت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/1387/03/02/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره کسب و کارهای جدید هم لازمه زندگی هستند. انسان باید همیشه گوش به زنگ باشد تا موقعیت های شغلی بهتری پیدا کند. البته همیشه این موقعیت های شغلی جدید از داخل صفحات نیازمندی های روزنامه یا ش Yahoo Hot Job در نمی ایند، بلکه بیشتر از داخل مغز آدم در می ایند! ماجرای این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره کسب و کارهای جدید هم لازمه زندگی هستند. انسان باید همیشه گوش به زنگ باشد تا موقعیت های شغلی بهتری پیدا کند. البته همیشه این موقعیت های شغلی جدید از داخل صفحات نیازمندی های روزنامه یا ش Yahoo Hot Job در نمی ایند، بلکه بیشتر از داخل مغز آدم در می ایند!</p>
<p><span id="more-39"></span></p>
<p>ماجرای این کسب و کار جدید ما از آنجا آغاز شد که مطلع شدیم یکی از خاله های گرامی ما، تصمیم به اجاره دادن آپارتمان شخصی اش در محدوده شهرک پردیسان قم گرفته است. در <a href="http://kheyzaran.com/1387/01/31/happiness_from_goverment/" target="_blank">اینجا</a> نوشته بودم که من هم یک آپارتمان کوچک در شهرک پردیسان قم دارم و بالتبع اگر در مورد سایر خانه های این منطقه طرف مشورت قرار نگیرم، به زور می توانم که نظر بدهم؟</p>
<p>لذا نظر دادیم و گفتیم که خاله جانمان بهتر است در اجاره دادن ملک سخت گیری نکنند و با مستاجر راه بیایند، چرا که به قول معروف: هر دست که دادند، همان دست گرفتند.  برای نیل به این هدف، پیشنهاد کردیم که خاله گرامی ما، فی المجلس قبول کند مبلغ ۱۰ هزار تومان در اجاره ماهانه اش تخفیف بدهد.</p>
<p>پر واضح است که خاله جان ما زیر بار نرفت! آخر ایشان خودشان دستی در علوم دینی دارند و در جامعة الزهرا به تدریس اشتغال دارند و چند کتابی هم منتشر کرده اند و صد البته این روضه را خیلی بیشتر برای دیگران خوانده اند. لذا زیر بار نرفت که نرفت!</p>
<p>از من اصرار و از خاله خانم ما انکار که نخیر! اصلا من اجاره را ارزان گرفته ام و بیش از این تخفیف نمی شود و باید قسطش را ماهی فلان قدر (انصافا دو برابر مبلغ اجاره بود!) بدهم و از این رو نمی شود که تخفیف بدهم.</p>
<p>کسب و کار بهشت فروشی همین جا به ذهن من خطور کرد. به خاله جان پیشنهاد کردیم که اگر ماهی ۱۰ هزار تومان در اجاره تخفیف بدهند، بنده ضمانت می کنم که جدم (حالا کدوم یکی، فرقی نمی کنه!) ۱۰۰ برابر آن را ماهانه برای ایشان ثواب منظور کند. مثال هم زدم، ما<a href="http://www.eslahe.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=352" target="_blank">جرای فروش خانه های نادیده توسط بهلول به زبیده همسر هارون الرشید </a>که پول دریافتی را صدقه داده بود و شب زبیده خواب دیده بود که قصری در بهشت برای وی منظور شده است.</p>
<p>اما نکته مهم در بازاریابی توجه به این است که ممکن است بازاری غیر قابل ورود باشد!</p>
<p>خاله ما خیلی بیشتر از ما این روضه ها و بهشت فروشی را بلد بود و فن بدل را به ما زد!</p>
<p>ایشان فرمودند که اگر راست می گویی و نفست حق است، چرا خودت چنین ثوابی نمی کنی؟</p>
<p>کم آوردم و بعد جوگیر شدم و مبلغ ۳ برابر مبلغی که به خاله خانم گفته بودیم، پیشکش کردیم تا در راه خیری که می دانند مصرف کنند!</p>
<p>در واقع رفتیم جنس خودمان را بفروشیم، اما به ما بدل زدند و جنس خودش را به ما دادند.</p>
<p>البته بد هم نشد، می خواستیم بهشت بفروشیم، مجبور شدیم بهشت بخریم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/02/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گاهی به آسمان نگاه کن!</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/01/22/look_at_sky/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/01/22/look_at_sky/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 12:34:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستی]]></category>
		<category><![CDATA[محبت]]></category>
		<category><![CDATA[معنویت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/1387/01/22/25</guid>
		<description><![CDATA[دوستی را می­شناسم که با وجود سن کمش، تجربه­های زیادی داشته است. سفرهای متعددی کرده است و افراد سرشناسی را می­شناسد. این دوست عزیز که خودش نیز از درک و فهم بالایی برخوردار است، تازگی­ها به نتایج جالب و در عین حال غیر قابل باوری رسیده است. دوست من اکنون فکر می ­کند که انسان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">دوستی را می­شناسم که با وجود سن کمش، تجربه­های زیادی داشته است. سفرهای متعددی کرده است و افراد سرشناسی را می­شناسد. این دوست عزیز که خودش نیز از درک و فهم بالایی برخوردار است، تازگی­ها به نتایج جالب و در عین حال غیر قابل باوری رسیده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span id="more-25"></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">دوست من اکنون فکر می ­کند که انسان در این دنیای بزرگ، تنها است و هیچ کسی به واقع دیگری را دوست ندارد. او انسان­ها را به جزایر کوچکی تشبیه می­کند که در یک دریای بزرگ به نام زندگی قرار دارند. گاهی اوقات بعضی از جزایر به هم نزدیک می ­شوند، ولی هیچ گاه دو جزیره به یک جزیره واحد تبدیل نمی ­شوند.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">در واقع هیچ کس دیگری را بیشتر از خودش دوست ندارد و برای خودش بیشتر مایه می گذارد تا دیگری. </span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">عیب نظر این دوست عزیز این است که در نهایت انسان به مرحله ای می رسد که تحمل این جهان بی رحم برایش دشوار می شود. مرحله ای که کوه ها و دریاها و دشت ها بر سرش خراب می شوند و تحمل این بار عظیم برایش دشوار می شود.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">مشکل وقتی شدیدتر می شود که می بیند کسی نیست که در تحمل این بار هستی به او کمک کند، چرا که خودش را به تنهایی تعریف کرده است. ساکن تنهای جزیره بدن، که هیچ گاه نمی تواند با دیگران زندگی کند و در نهایت خودش را از زندان خود تنیده اش با خودکشی آزاد می کند.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">نقطه مقابل این دیدگاه این است که براساس برهان خلف، اگر همه انسان ها خودشان را به دیگری ترجیح می دهند، پس باید موجودی فراتر از انسان باشد که به او دلسوزتر از دیگران باشد.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">موجودی که دچار آفت های دوستی های انسانی نیست و دوستی اش با انسان، به دلایلی بسیار عمیق تر و راستین تر از دوستی هایی است که انسان نسبت به خود یا دیگران دارد.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">این موجود یقینا واجد خصوصیات برتری است که او را از جرگه انسان ها خارج می کند. او همان کسی است که انسان جز او کسی را ندارد و هنگام بریدن از همه کس به او پناه می برد. جستجوی همیشگی انسان به دنبال رسیدن به چنین موجودی بوده است. چرا که وقتی از برخوردهای روزمره و کلیشه ای خسته می شوند، به این فکر می کنند که چه کسی وجود دارد که مثل دیگران نیست.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">به آن دوست عزیز توصیه کردم که برای پیدا کردن چنین موجودی لازم نیست به اقصای چین سفر کند یا با مرتاضان هندی نشست و برخاست کند و یا بودا را در عمق معابد تبت فرا بخواند، فقط کافی است که گاهی نگاهش را از زمین برگیرد و به آسمان بنگرد.</span><span style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Tahoma','sans-serif'; color: #333333" lang="FA">یا اصلا از آسمان به زمین نگاه کند و به کسی فکر کند که از او به خودش نزدیک تر است. یقینا چنین کسی هست و منتظر است تا بعد از افول تمامی خدایان دروغین، در آغوش همیشگی او، شب را به صبح برسانیم.</span><span style="font-size: 10pt; font-family: 'Times New Roman','serif'; color: #333333" lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/01/22/look_at_sky/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

