۱۳ آبان ۱۳۹۰

گودر می خوانم. من مشترک وبلاگ های زیادی هستم و اگر چه قابلیت شیر کردن گوگل ریدر حذف شده است اما همچنان بهترین وسیله برای خواندن وبلاگ ها به زعم من است. وبلاگ آرش آبادپور (کمانگیر) از جمله وبلاگ هایی است که از قدیم می خوانم و با خود او هم سلام و علیکی فارغ از محتوای نوشته‌های همدیگر داریم.

 

پست جدید کمانگیر، به یکی از افتخارات ـ من کلمه افتخارات را به کار می برم البته ـ این وبلاگ نویس قدیمی اختصاص دارد. اما آرش کمانگیر به چه چیزی افتخار می کند؟

 

آرش کمانگیر در وب گردی هایش به یک صفحه فیس بوک رسیده است. فرض را بر این می گذاریم البته که این یک وب گردی بی هدف بوده است و او به دنبال چنین صفحه هایی نبوده است بلکه بخشی از سرگرمی اش، وبگردی بی هدف است.

 
چند شب پیش با چند کلیک به یک وب‌سایت فارسی‌زبان رسیدم که ۵۲.۰۰۰ لایک روی صفحه‌ی فیس‌بوک‌اش داشت. یک مطلب از این وب‌سایت، که درباره‌ی پیامبر مسلمانان و جزییات ارتباطش با زنان بود، در فیس‌بوک ۳۶۰ لایک داشت. عکس، لینک یا اشاره‌ای به نام وب‌سایت نمی‌کنم. اسمش را بگذاریم «خ».
 
 
بیایید سعی کنیم محتوای صفحه ای که آرش کمانگیر پیدا کرده است را حدس بزنیم. سایت فارسی زبان که ۵۲۰۰۰ لایک در صفحه فیس بوکش داشته باشد با توجه به اوضاع و احوال فیس بوک، یک سایت طرفدار دولت ایران یا ایدئولوژی رسمی آن نیست. این سایت، یک سایت مذهبی هم نمی تواند باشد چون سایت های مذهبی هیچ کدام ازین تعداد مخاطب فعال در فیس بوک برخوردار نیستند. پس این سایت احتمالا یک سایت با جهت گیری مخالف از جهت سیاسی است یا حدس دیگری که به واقع نزدیکتر است، طنز بودن این سایت است. آرش این روزها به برگزاری وبینار اعداد مشغول است و تحلیل این رقم و معنی آن را قطعا بهتر از من می داند.

 

از سوی دیگر براساس آنچه نویسنده وبلاگ نوشته است، این سایت مطلبی درباره “پیامبر مسلمانان و جزییات ارتباطش با زنان” دارد. نفس جمله آرش هم جالب است. وی از حضرت محمد (ص) با عنوان پیامبر مسلمانان یاد کرده است یعنی از جایگاهی فراتر از یک معتقد به دین اسلام قرار داده است. حدس می زنم که در واقع از جایگاهی فراتر از پیرو یک دین حتی نگاه کرده است، ـ همین جا بگویم نگاه کردن از جایگاه فراتر از یک دین یا ادیان، ربطی به عقیده شخصی کسی در پیروی از دینی خاص ندارد و قصد من نیز تفتیش دین کسی نیست ـ به هر حال نویسنده وبلاگ از جایگاهی فراتر از ادیان، نوشته است که مطلبی درباره این موضوع خاص، ۳۶۰ لایک گرفته است. اما محتوای این مطلب چیست؟ جمله ای از کمانگیر، از این محتوا و کل محتوای سایت رمزگشایی می کند. وی نوشته است:

 

«آنها» به ساختار می‌تازند اما ادبیات و روش‌شان همانی است که ساختار استفاده می‌کند. «خ» یکی از «آنها»ست. و به‌استناد عدد ِ لایک‌هایش در کارش موفق است. دقت کن که به عدد ِ بازدید نگاه نمی‌کنم؛ چند ده هزار نفر نه فقط «خ» را پسندیده‌اند که خطر ِ لایک‌زدن برایش را هم پذیرفته‌اند.

 

با این نوشته پی می بریم که سایتی که آرش آن را “خ” نامیده است، به ساختار می تازد، این یعنی مقابل نظر اکثریت مردم ایران درباره پیامبر اسلام ایستاده است. در عین حال جمله بعدی می گوید که لایک زنندگان “خطر لایک زدن” برای این سایت را پذیرفته اند. به قرینه کل مطالب سایت و عنوان این مطلب، می توان با قطعیت گفت این سایت مطلبی در توهین به پیامبر اسلام منتشر کرده است و آرش کمانگیر، از اینکه هزاران نفر خطر لایک زدن برای این توهین را پذیرفته اند، خوشحال است.

 

اما خوشحالی کمانگیر تنها ازین نیست. آرش در اصل از مساله دیگری خوشحال است. دلیل خوشحالی آرش کمانگیر این است که وی باز کردن راه چنین توهین هایی را ثمره تلاش های خودش و دیگرانی مانند خودش می داند. وی نوشته است:

 

شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتاده‌است. این‌که این جربان به‌کجا می‌رسد را من نمی‌دانم. چیزی که من می‌دانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو می‌برند هم بیشتر از دغدغه‌ی هدایت ِ این قطار، تشنه‌ی شکستن آن سد هستند.

 

خلاصه همه قصه ای که گفتم، این است: یک عده در حال توهین کردن به مقدس ترین فرد یک میلیارد و اندی مسلمان کره زمین هستند که از میان آنها در بهترین تخمین، ۸۰ میلیون نفر در ایران زندگی می کنند. آقای آرش کمانگیر، از این خوشحال است که راه این توهین را باز کرده است. اما آیا خوش حالی از باز کردن راه توهین به مقدسات یک هفتم مردم کره زمین، افتخار هم دارد؟ این سوالی است که آرش کمانگیر باید به آن جواب بدهد، حتی اگر به من جواب ندهد.

 

اصل پست کمانگیر را اینجا بخوانید: چرا ما مهم نیستیم و چرا این اتفاق مهمی است!

۲۳ خرداد ۱۳۹۰

دو سال از انتخابات ریاست جمهوری بحث برانگیز ۱۳۸۸ ایران گذشته است. اتفاقات زیادی قبل و بعد از این انتخابات افتاد که سخن گفتن از آنها در توانایی من نیست. بخشی از این اتفاقات اما در فضای مجازی بود. جایی که هم اتفاقات زیادی در آن افتاد و هم کنش های انجام شده در آن، بر فضای حقیقی نیز اثرات زیادی گذاشت. در آستانه دومین سالگرد انتخاباتی که به تشکیل دولت دهم منجر شد، می خواهم بگویم حالا ما هم هستیم.

(ادامه…)

۱۸ فروردین ۱۳۸۸

بازی های وبلاگی را دوست دارم و همین است که بی دعوت در طول یک هفته دوباره خودم را داخل یک بازی می اندازم، این بازی را علیرضا، صاحب وبلاگ وب نامرئی راه انداخته است و من به تشویق کمانگیر و البته برای اینکه نگاه دیگری به موضوع این بازی دارم، در آن شرکت می کنم. موضوع این بازی کمی خطرناک است: نامه ای به عمو فیلترباف!

(ادامه…)