۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

وضعیتی را تصور کنید که در آن والدین پسر کوچکی, او را از دست زدن به کاری منع می کنند. واکنش این پسر احتمالا اصرار بیشتر بر ارتکاب آن عمل و در صورت مقاومت والدین, لجبازی و دعوا کردن با همه است. رویش را از مهمانها بر می گرداند و روی  دست پیش آمده برای احوال پرسی می زند. این تقریبا مشابه وضعیتی است که شاید برای رییس جمهور ما پیش آمده است.

(ادامه…)

۵ اردیبهشت ۱۳۹۰

هفتاد سال حکومت به شدت مداخله گر در تمامی شوون ملت که در نهایت به اصلاحات سیاسی اقتصادی سریع و سپس سقوط حکومت شوراها منتهی گردید, برای دیگر زمامداران درس عبرتی شد تا جلوی آزادی های اساسی مردمشان را نگیرند, اما مثل اینکه دولت نهمدهم تصمیم دارد به تمامی خرق عادت هایی که تا به حال انجام داده است, دخالت در امور شخصی مردم را نیز اضافه کند.

(ادامه…)

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹

از دیرباز یکی از کارکردهای مهم حاکمیت، مقابله با شایعاتی بوده است که به نوعی امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته‌اند. در مقابل گروه‌هایی که خواسته‌اند به هر دلیلی حکومت را بی‌ثبات جلوه دهند، از ابزار شایعه سازی بارها استفاده کرده‌اند. در واقع یک جنگ زیر پوستی بین حکومت‌ها و مخالفانشان با استفاده از ابزار شایعه پیش می رود و هر کدام شایعه بهتر، قابل باورتر و با سرعت فراگیری بیشتری بسازد، در این جنگ به سمت برنده شدن پیش می‌رود. اما براساس اتفاقات عجیبی که البته دیگر عجیب هم حتی نیستند، دولت فعلی ما، خود تبدیل به دولت شایعه‌ساز شده است و شایعه می‌سازد و در فضای وسیعی پخش می‌کند!
(ادامه…)

۸ اسفند ۱۳۸۸

موضوعی نوشتن یا اینکه هر وقت موضوعی داشتم، وبلاگ را به روز کنم، خیلی خوب است؛ اما یک مشکل اساسی دارد و آن هم این است که همیشه موضوع هایی که در هوا وول می خورند و سرگردان هستند، نمی آیند روی فرودگاه مغز من بنشینند و مسافرشان را که همان پست های وبلاگ باشد؛ پیاده کنند. برای همین گاهی اوقات باید گزارشی نوشت، آن هم گزارش خبری از اتفاقاتی که می افتد و افتاده است و خواهد افتاد. این مطلب را به گزارش هفتگی اختصاص می دهم اما نه گزارش هفتگی اتفاقاتی که افتاده است، بلکه گزارش هفتگی هر چیزی که دلم می خواهد؛ این است روح وبلاگ نویسی اصلا!

(ادامه…)

۳۱ فروردین ۱۳۸۷

دولت خوبی داریم. شکی در آن نیست. وقتی به این فکر می کنم که در دولت های قبلی چقدر عوامل ناراحت کننده زیاد بودند و حالا چقدر عواملی هستند که ما را شاد می کنند؛ می خواهم از خوشحالی پر دربیاورم. شادی های که این دولت عزیز به ما داده است که نه خیلی بزرگند تا جثه کوچک ما توانایی درکشان را نداشته باشد و بترکیم از خوشی و نه خیلی خیلی کوچکند تا حس نشوند. (ادامه…)