جمعهها باید ساعتی از روز را به داستان خواندن اختصاص بدهی. اجازه بدهی قلم نویسندهای که در یک گوشه از این جهان زندگی کرده یا زندگی میکند، تو را به دنیای خودش ببرد. داستانهای واقعی را نخوان. واقعیت در همه جای دنیا یک شکل است. بگذار قلم موی جادوگر نویسندهای خلاق که ذهنی زیبا دارد و سرش را موقع نوشتن، هر از چند گاهی، از روی ماشین تحریر یا صفحه کلید یا کاغذ بالا میآورد و افقهای دور را نگاه میکند، تو را با خودش ببرد.
قبل از همراه شدن با نویسنده، ساکت را ببند، در ذهنت با اطرافیان و نزدیکان خداحافظی کن، شاید که این جادوگر ذهن قشنگ، تو را به جای آن سوی ابرهای ماژلان ببرد، در کهکشانی دور دست؛ جایی که جهان دیگری که خلق کرده است، انتظار کاشفی ماجراجو را می کشد.
به من اعتماد کن، آنجا شاید عشق در نگاه اول، منتظر تو باشد.
