۷ مهر ۱۳۹۰

طولانی ترین شب سال است. شب یلدا. مردم ایران به چله نشسته اند و طبق سنتی قدیمی تا صبح بیدار هستند. سربازان مستقر در پدافند هوایی نیز یکی در میان همین وضع را دارند. هندوانه و آجیل در پای توپ های ضد هوایی و رادارها و در اتاق کشیک پایگاه های هوایی، روی میزها قرار دارد. خبری نیست. نه از پایگاه های آمریکایی ها در خلیج فارس چیزی بلند می شود و نه مخابرات رادیویی حکایت از مشکل خاصی دارند. شنود پشت جبهه آمریکایی ها هم چیز مهمی را ندارد. 

 

ناگهان اوضاع به هم می ریزد. یکی از رادارهای کوتاه برد، موشکی را نشان می دهد که لحظاتی قبل از زیر آب های خلیج فارس شلیک شده و به سمت نیروگاه هسته ای بوشهر می رود. زنگ خطر دیگری به صدا در می آید، موشک دیگری از سمت افغانستان شلیک شده و به سمت نطنز در حال پرواز است. موشک ها یکی پس از دیگری کشف می شوند. شش موشک کوتاه برد و میان برد از اطراف ایران شلیک شده اند و به زودی به اهدافشان اصابت می کنند.

(ادامه…)

۳ اسفند ۱۳۸۸

ناوشکن جماران، عکس از فارس، شایگانخوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که حسن میثمی، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی “طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران” دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان از بی کارتر بودن من نسبت به حسن دارد! حالا این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است و ضربه گیرهای درش را هم برنداشته اند و هنوز خط هم به آن نیفتاده است؟
(ادامه…)

۲۷ بهمن ۱۳۸۸

یک وقتی می خواهیم خدمت دشمن برسیم و حسابی حالش را بگیریم ولی فاصله جغرافیایی مانع می شود. یک وقتی هم دشمن خودش بهانه دستمان می دهد و می آید بغل گوشمان. فکر کنم خیلی ها این خبر را شنیده اند که دو فروند ناو اسرائیلی به همراه یکی دو تا زیردریایی اسرائیلی، وارد آب های خلیج فارس شده اند. این از همان وقت هایی است که دشمن خودش می آید بغل گوشمان و اصلا بهانه دستمان می دهد تا خدمتش برسیم، می پرسید چطور؟ عرض می کنم!
(ادامه…)