۱۶ بهمن ۱۳۹۰

در این‌که ایران توانایی تولید سلاح هسته‌ای را دارد، شکی نیست. در واقع هیچ کس نه از دوستان، نه از دشمنان ایران شکی در این نکته ندارد. در این‌که ایران سلاح هسته‌ای دارد اما تردید هست. برخی از مقامات دولتی کشورهای اروپایی و آمریکایی هم، به یقین رسیده اند که ایران سلاح هسته ای دارد، یقینی که الان ما بر بطلان آن پافشاری می کنیم و مدرکی نیز برای اثبات آن وجود  ندارد.  البته این گفته من به معنی تایید وجود سلاح هسته‌ای در ایران نیست. سلاح هسته‌ای ایرانی مثل سلاح هسته‌ای اسرائیل است که نه قابل اثبات است، نه قابل رد! سیاست هسته ای ایران اما شبیه اسرائیل نیست. اسرائیل سیاست ابهام هسته ای را در پیش گرفته است اما در عین حال همه می دانند که این سلاح را دارد، ایران اما سیاست شفاف سازی هسته ای را در پیش گرفته است اما همگان برخلاف آن اصرار دارند!

 

اما به هر حال رازهای پس پرده بالاخره روزی باید آشکار شوند. یعنی بالاخره روزی می رسد که ما یک دوجین از موشک‌‌های مسلح به کلاهک هسته‌ای مان را نشان می‌دهیم. یک آزمایش کوچک هسته‌ای که شامل آزمایش یک سلاح هسته‌ای تاکتیکی با دارای قدرت محدود و کنترل شده است، نمایش موشکهای مسلح به سلاح هسته‌ای ایرانی را کامل می کند.

 

اما چه وقت به چنین جایی می رسیم؟ چرا تا به حال چنین کاری نکرده ایم؟ جواب این سوالات را غربی ها خوب می دانند. هم اکنون یعنی در شرایط کنونی، حرف ما در ایران این است که ما سلاح هسته ای نداریم و نمی خواهیم بلکه یک برنامه صلح آمیز هسته ای داریم. حرف ما این است که حتی غنی سازی بیست درصد را هم نمی خواهیم به شرطی که سوخت مناسب برای رآکتور تهران را به ما بدهید. حرف ما این است که وقتی می گوییم سلاح هسته ای نداریم، ما را به سمت داشتن این سلاح هل ندهید.

 

اینها حرف های گزافی نیست. اما وقتی به قول اسرائیلی ها “معبد سلیمان” ما هم در آستانه فرو ریختن باشد، پس آنچه در پستو است، آنچه که می گوییم نداریم، از اعماق مخفی گاه ها بیرون می آید، و اراده به کار بردن آن نیز از عمق لایه های ذهن، برای جهاد دفاعی به سطح تصمیم گیری می رسد.

 

هیچ کدام از ما، آن روز را نمی خواهیم. به خلاف فرماندهان نظامی آمریکایی و اسرائیلی، مشتاق به کار بردن سلاح های هسته ای انبار شده قبل از گذشتن تاریخ مصرفشان نیستیم. جان هایی که از دست خواهد رفت با جان های ما و اطرافیان ما برابر است. اما وقتی چاره ای نباشد، جز استفاده از تمامی ظرفیت هسته ای، چه می توان کرد؟

 

البته همان روز هم، ابتدا به ساکن به کسی حمله نمی کنیم. برای بازدارندگی است که شمار زیادی نزدیک به ۱۰۰ عدد موشک مجهز به سلاح هسته ای و پخش شده در سرتاسر نقاط کشور را آماده عمل می کنیم و بعد اعلام می کنیم که ما هم “سلاح خدایان” را دست داریم و اگر لازم باشد، المپ را به آتش می کشیم، چه باک از نتیجه.

 

پیش‌تر نوشته بودم که فردای نخستین آزمایش هسته‌ای ایران، یک روز معمولی معمولی است. حالا می‌گویم فردای نخستین آزمایش هسته‌ای ایران، باز هم یک روز معمولی است ولی دومین آزمایش هسته‌ای ایران در آن اتفاق می‌افتد.

 

پی نوشت: ما سلاح هسته ای نداریم، بی خود گمانه زنی غلط از این پست من نکنید.

۱۸ خرداد ۱۳۹۰

کار امروز آمریکایی ها و اسرائیلی‌ها، شده است بچه ترساندن. یکی شان می شود لولو خورخوره و یکی دیگر لولوی گنده تر. این یکی هو هو می کند و آن یکی می گوید که اگر افسار این لولوخورخوره را ول کنم، چه ها که نمی شود. حالا می خواهم ببینم اگر واقعا افسار این سگ دست آموز که به تعبیری حالا سوار صاحبان آمریکایی اش هم شده است، ول شود، چه می شود؟

(ادامه…)

۱۲ شهریور ۱۳۸۹

نیروهای نظامی برای برآورد توان حریفانشان از الگوهای مشابهی استفاده می کنند. میزان سلاح های متعارف، قدرت هوایی، قدرت جابجایی نیرو، انگیزه نیروها، سلاح های غیر متعارف، توان موشکی و … همه معیارهایی هستند که باعث ایجاد تصوری از توانایی حریف می شوند و یک ارتش برای مقابله با آنها برنامه ریزی می کند. اما در میان همه این فاکتورها، یک سری سلاح های جدید هستند که در سال های پایانی قرن بیستم عملیاتی شده‌اند و فقط بر روی برخی ارتش‌های دنیا موثر هستند! آن هم ارتش‌هایی که خیلی ادعایشان می شود! این سلاح های جدید عبارتند از آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نقش‌های پرجم جمهوری اسلامی ایران و آن ارتش‌های ترسو هم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا و ارتش رژیم صهیونیستی هستند!

(ادامه…)

۳ اسفند ۱۳۸۸

ناوشکن جماران، عکس از فارس، شایگانخوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که حسن میثمی، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی “طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران” دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان از بی کارتر بودن من نسبت به حسن دارد! حالا این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است و ضربه گیرهای درش را هم برنداشته اند و هنوز خط هم به آن نیفتاده است؟
(ادامه…)

۲۷ بهمن ۱۳۸۸

یک وقتی می خواهیم خدمت دشمن برسیم و حسابی حالش را بگیریم ولی فاصله جغرافیایی مانع می شود. یک وقتی هم دشمن خودش بهانه دستمان می دهد و می آید بغل گوشمان. فکر کنم خیلی ها این خبر را شنیده اند که دو فروند ناو اسرائیلی به همراه یکی دو تا زیردریایی اسرائیلی، وارد آب های خلیج فارس شده اند. این از همان وقت هایی است که دشمن خودش می آید بغل گوشمان و اصلا بهانه دستمان می دهد تا خدمتش برسیم، می پرسید چطور؟ عرض می کنم!
(ادامه…)