<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خیزران &#187; حقوق بشر</title>
	<atom:link href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kheyzaranonline.ir</link>
	<description>برای نوشتن، همین و تمام</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 20:12:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<atom:link rel="next" href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed/?page=2" />

		<item>
		<title>قانون به روایت سلیقه</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/08/02/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/08/02/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 Oct 2011 19:52:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احمد شهید]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[قانون]]></category>
		<category><![CDATA[قانون جرائم رایانه‌ای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=1092</guid>
		<description><![CDATA[در کلاس های درس رشته حقوق، خیلی چیزها خواندیم. از جمله چیزهایی که خواندیم انواع تفسیر از قانون بود. یکی تفسیر موسع بود که در آن دامنه شمول یا دیگر موارد یک قانون بسط و گسترش داده می شد و دیگری تفسیر مضیق که بر نص قانون تاکید داشت و ذره ای بیش از آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">در کلاس های درس رشته حقوق، خیلی چیزها خواندیم. از جمله چیزهایی که خواندیم انواع تفسیر از قانون بود. یکی تفسیر موسع بود که در آن دامنه شمول یا دیگر موارد یک قانون بسط و گسترش داده می شد و دیگری تفسیر مضیق که بر نص قانون تاکید داشت و ذره ای بیش از آن نبود. </span></p>
<p><span style="font-size: small;">این دو تفسیر تنها مواردی بودند که در اعمال قانون و تفسیر آن کاربرد داشتند و البته بسیاری از اوقات تفسیر موسع ممنوع بود مانند قوانین جزایی که در ان تفسیر موسع ممنوع بود مگر به جایی که به نفع متهم باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">اما اینها مال زمان کودکی ما بوده است. حالا دیگر یک منبع دیگر و صد البته مهم برای تفسیر قانون وضع شده است. منبعی به نام سلیقه.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">قانون به روایت سلیقه اجرا می شود، به روایت سلیقه شامل کسی می شود و باز هم به روایت سلیقه اصلا قانون می شود! سلیقه ها قوانینی را که دوست ندارند، می کشند و منسوخ می کنند و از روی سلیقه، قوانین جدید نوشته شده، اجرا می شوند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">یکی از موارد سلیقه ای به عنوان مثال، صدور قرارهای قانونی است. قرارهایی که از قول شرف تا بازداشت موقت قابل صدور هستند اما سلیقه این چنین حکم می کند که قرار بازداشت موقت بیشتر از بقیه صادر شود. </span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;">یکی دیگر از مواردی که سلیقه ای شده است اما این بار به سلیقه جمع بستگی دارد، فیلترینگ است. درباره فیلترینگ چندین بار نوشته ام. قانونی به دست نمایندگان مجلس تصویب شد اما مدتی نامعلوم اجرا نشد و سپس ناگهان به اجرا گذاشته شد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">قانونی پر از نکات مبهم، بدون حق تجدید نظرخواهی برای متهم و حتی مجازات متهمین قبل از بررسی مورد اتهام که در اجرا به دست سلیقه های جمعی گرفتار شده است و ازین هم بدتر شده است. درباره این سلیقه دسته جمعی اجرای قانون چه می توان گفت؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">قانون موارد دیگری هم سلیقه بردار می شود. جایی که خود قوه قضائیه درگیر باشد، مثلا وبلاگ نویسی علیه رییس این قوه بنویسد یا کسی ایرادی ازین قوه بگیرد. نمونه حی و حاضرش، گزارشی است که گزارشگر حقوق بشر، احمد شهید، از ایران نوشته است و به درستی مواردی از نقض حقوق بشر در قوه قضائیه را بیان کرده است. مواردی که حتی مخالف قوانین موضوعه جمهوری اسلامی است چه برسد به میثاق های حقوق بشر که برای ما در حکم قانون نیز هستند. در اینجا قانون هست، ولی اجرا شدن یا نشدن آن به سلیقه و فقط و فقط به سلیقه مجریان بر می گردد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">قانون به روایت سلیقه! شاید بهتر باشد این عبارت را روی جلد کتاب قانون بنویسند. </span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: x-small;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>بعد از تحریر:</strong> لعنت بر پدر و مادر آن رصدگر ابلهی که این مطلب من را در سایتش منتشر می کند و هر برچسبی را سلیقه ای می چسباند. راضی شدی رصدگر؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/08/02/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا کسی نیروی انتظامی را سرزنش نمی کند؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/03/29/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/03/29/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Jun 2011 21:41:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رعایت حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سردار احمدی مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[طرح امنیت اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نیروی انتظامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=925</guid>
		<description><![CDATA[چرا هیچ کس از نیروی انتظامی نمی پرسد که این همه تناقض رفتاری و پوشاندن خطاهای این نیرو، چرا پایانی ندارد؟ چرا هیچ رسانه ای عملکرد نادرست این نیرو در زمان ها و مکان های مختلف را پوشش نمی دهد تا همچنان این عملکرد نادرست ادامه پیدا کند؟ &#160; این روزها، رسانه‌های ما همه به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">چرا هیچ کس از نیروی انتظامی نمی پرسد که این همه تناقض رفتاری و پوشاندن خطاهای این نیرو، چرا پایانی ندارد؟ چرا هیچ رسانه ای عملکرد نادرست این نیرو در زمان ها و مکان های مختلف را پوشش نمی دهد تا همچنان این عملکرد نادرست ادامه پیدا کند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;"><span id="more-925"></span>این روزها، رسانه‌های ما همه به عاملان پخش و انتشار رپرتاژ آگهی های نیروی انتظامی تبدیل شده اند. مقامات مختلف این نیرو هم در هر برنامه ای ظاهر می شوند و دم از قابلیت های نیرو می زنند. یکیشان از توانایی های پلیس راهور می گوید ـ کسی به این اسم ها هم گیر نمی دهد ـ و دیگری از طرح امنیت اجتماعی دفاع می کند. آن یکی جلوتر می رود و چنان از نقش نیروی انتظامی داد سخن سر می دهد که چاره ای جز خاموش کردن تلویزیون نمی ماند ـ بماند که من یک ماهی است کلا این وسیله را از خانه حذف کرده ام ـ </span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">اما کسی از این فرماندهان محترم با نشان نظامی مرتبشان نمی پرسد که آقای سردار فلانی، چرا وقتی یک تجاوز دسته جمعی رخ می دهد، بی کفایتی خودتان را به پای مجنی علیه می گذارید؟ چرا وقتی به خاطر عدم اقتدار شما، الوات خیابانی به یک روحانی حمله می کنند، تعمدا روحانی را به نوعی دخالت کننده در یک دعوای خصوصی جلوه می دهید؟ چرا وقتی یک تشییع جنازه &#8230;. ننویسم این یکی را دیگر!</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">نیروی انتظامی، یا همان پلیس، به جای اینکه حرکت های تبلیغاتی ای مثل سر هم کردن پلیس فتا را انجام دهد، بهتر نیست به ماموریت های اصلی خودش فکر کند؟ بهتر نیست به وضعیت وخیم سربازان وظیفه در دل این نیرو توجه کند؟ بهتر نیست خادم بودن و خدمتگذار مردم بودن در عمل را یاد فرماندهان بدهد؟</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-size: small;">در این وبلاگ چندین بار از نیروی انتظامی نوشته ام. باز هم می نویسم و می گویم اگر این نیرو اصلاح شود، اگر عزم جدی برای توقف رفتارها و صحبت های خلاف قانون این نیرو وجود داشته باشد، گام بزرگی در ارتقاء حقوق بشر در ایران برداشته می شود. ارتقا این نیرو هم به خرید تجهیزات یا تامین صدو چند درصدی بودجه های آن نیست، به ارتقا اخلاق در این نیرو است. من در حیرتم که این همه آمار رضایت مردم از این نیرو، از کجا می آید؟ راستی می شود سردار احمدی مقدم، یک بار برگه های نظر سنجی را بیاورد تا ما هم ببینیم؟ یا اجازه بدهد ما هم نظرسنجی ای مستقل ترتیب بدهیم تا بدانیم واقعا مردم چقدر از این بازوی اجرایی نظام جمهوری اسلامی رضایت دارند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">همه حرف من این است: بهتر است نیروی انتظامی طرح ارتقا امنیت اجتماعی را از خود این نیرو شروع کند، طرح ارتقا اخلاق در نیروی انتظامی را آغاز کند، بعد به سراغ ما بیاید!</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;">پ.ن: دوستان پلیس فتا، برای پیدا کردن من، لطفا ابتدا به برگه <a href="http://kheyzaranonline.ir/about" target="_blank">درباره من</a> این وبلاگ مراجعه کنید. متشکرم.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1390/03/29/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روز جهانی حقوق بشر</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/19/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/19/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Dec 2010 16:46:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنایت علیه بشریت]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روز جهانی حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=677</guid>
		<description><![CDATA[تقویم را ورق می زنم. روزها و هفته ها را می گذرانم تا به خنده آورترین روز سال برسم؛ روز جهانی حقوق بشر! دیگر تقویم را ورق نمی زنم و به صفحه خالی ای که جلوی رویم باز مانده است، خیره می شوم. کمی بعد، از لابه لای سطرهای سفید، خطوط نانوشته آشکار می شوند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">تقویم را ورق می زنم.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">روزها و هفته ها را می گذرانم تا به خنده آورترین روز سال برسم؛ روز جهانی حقوق بشر! دیگر تقویم را ورق نمی زنم و به صفحه خالی ای که جلوی رویم باز مانده است، خیره می شوم. کمی بعد، از لابه لای سطرهای سفید، خطوط نانوشته آشکار می شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span id="more-677"></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">در خط اول، کودک گرسنه آفریقایی را می بینم که بر گور کوچک برادرش می گرید، اما فقط تا نیمه های خط، صدایش را می شنوم؛ به انتهای خط که می رسم، او نیز ازگرسنگی جان داده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">به مضحک ترین روز سال می خندم؛ در حالی که گوش هایم از ناله های مردم دهکده ای در افغانستان پر شده است. بمب های ده تنی از آسمان، خانه های گلیشان را نشانه رفته است و آنها هنوز بر کشته شدگان بمباران روز قبل می گریند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">حالا دیگر قهقهه می زنم، پژواک قهقهه من با صدای شلیک موشکی در خلیج فارس همراه می شود؛ موشکی که چند لحظه دیگر ۲۹۰ نفر را به کام مرگ خواهد فرستاد؛ عددی مناسب که باید به اندازه آن برای جشن گرفتن روز جهانی حقوق بشر، شمع روشن کرد!</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">مضحک ترین روز سال، هر سال مرا به خنده می اندازد.  مگر می شود من با آن سرباز آمریکایی که اسلحه برداشته است و برای دفاع از منافع ملی اش عازم کشورهای همسایه من شده است، برابر باشم؟</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">نه! این خلاف حقوق بشر است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">مگر می شود کودک افغانی که در زیر بمب های اهدایی طرفداران حقوق بشر جان داده است، با سرمایه داری که در برج های دوقولی تجارت جهانی کشته شده است، برابر باشد؟</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">نه! این خلاف حقوق بشر است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">مگر می شود سیاه پوست آفریقایی که تنها به جرم سیاه بودن، محکوم است؛ با ارباب سفید پوستش که هر سال برای شکار به آفریقا می آید، برابر باشد؟</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">نه! این خلاف حقوق بشر است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">در پایان مضحک ترین روز سال، روی میز را از مضحک ترین اوراق قرن پاک می کنم و سطل آشغال را زیر بار عظمت اعلامیه جهانی حقوق بشر، دفن می کنم.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/19/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلیس خدمتگذار، مودب و قانونمند می‌ خواهیم؛ نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد!</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/07/%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a8-%d9%88-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c-%d8%ae%d9%88/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/07/%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a8-%d9%88-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c-%d8%ae%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Nov 2010 22:30:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق شهروندی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نیروی انتظامی]]></category>
		<category><![CDATA[پلیس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=666</guid>
		<description><![CDATA[جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد! این جمله رهبر کبیر انقلاب اسلامی یک اعلام موضوع ساده نیست، بلکه یک شاخص است و می‌توان براساس آن برای موضوعات مهم هم خط کشی کرد. از این جمله معمار انقلاب اسلامی استفاده می‌کنم تا یکی از آرزوهای خودم را بیان کنم. به راستی آیا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد! این جمله رهبر کبیر انقلاب اسلامی یک اعلام موضوع ساده نیست، بلکه یک شاخص است و می‌توان براساس آن برای موضوعات مهم هم خط کشی کرد. از این جمله معمار انقلاب اسلامی استفاده می‌کنم تا یکی از آرزوهای خودم را بیان کنم. به راستی آیا ما روزی به پلیسی خدمتگذار، مودب و قانونمند خواهیم رسید؟</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span id="more-666"></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">از هنگامی که در کشور ما چیزی که بتوان آن را با معیارهای امروزی شبیه به پلیس دانست، شکل گرفت تا امروز که انواع و اقسام پلیس در مملکت وجود دارد، بحث و گفتگو درباره اختیارات، نحوه عملکرد و نوع برخورد پلیس وجود داشته است. اگر طهران قدیم، نوشته ارزشمند <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C" target="_blank">جعفر شهری </a>را خوانده باشید، از رفتار مامورین شهربانی طهران به عنوان نمونه یک نیروی بی نظم، سواستفاده گر از موقعیت و فاسد آگاه هستید. </span></p>
<p><span style="font-size: small;">در واقع تا قبل از شکل گیری قوه مقننه مقتدر که برای عملکرد پلیس حد و مرزی بتراشد، هیچ حد و مرزی جز قدرت و پول برای جلوگیری از اعمال نادرست پلیس در ایران موجود نبود. جعفر شهری در جایی از طهران قدیم می نویسد: بدا به حال خانه‌هایی که به پاسگاه شهربانی نزدیک بودند چون مامورین شهربانی با گرفتن سهمی از دزدی‌ها، اجازه دزدی از این خانه ها را صادر می کردند و دیگر مالباخته دستش به هیچ جایی بند نبود!</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">اما از زمان تشکیل قوه مقننه و از زمانی که نیروی پلیس به عنوان ابزار اعمال حاکمیت در اختیار قوه مجریه و قوه قضائیه قرار گرفت، بسیاری از اعمال غیر قانونی که مامورین در فقدان قانون انجام می دانند، از پلیس دور شد. پلیس تبدیل به مرجع مراجعه مردم در شرایطی شد که دچار مشکلی می شدند چرا که این نیرو با اختیارات ویژه ای که در اختیار داشت، توانایی عمل کردن در شرایط خاص را داشت. </span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">از آنجایی که انسان مختار است و می تواند از اختیارات خود در راه درست یا نادرست استفاده کند، درصد اندکی از نیروی پلیس نیز از اختیارات خودشان درست نکردند! اینکه کدام پلیس اولین بار از اختیارات قانونی خود پا را فراتر گذاشت، مشخص نیست. شاید این پا را فراتر گذاشتن از یک نگاه آمرانه به همسایه یا همسر یا یک عابر پیاده شروع شده باشد و در فقدان کسانی که با این تجاوز از حدود اختیارات قانونی برخورد کنند، به حوزه های دیگری نیز کشیده شده باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br class="spacer_" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;">یک نمونه تاریخی از تجاوز از حقوق را در خاطرات قیام مسجد گوهرشاد مشهد در سال ۱۳۱۴ شمسی نقل می کنم تا با ابعاد تاریخی سواستفاده از قدرت توسط پاسبان ها آشنا شوید، یکی از کاسب های مشهدی که در نزدیکی حرم مغازه داشته است، نقل کرده است که پاسبانی بود که پستش در نزدیکی مغازه من بود. این پاسبان عادت داشت صبح ها نصف یا یک عدد نان داغ بگیرد و بعد با انگشت زدن به پنیری برای فروش می گذاشتم، خودش را سیر کند. از ترس این پاسبان و قدرتی که داشت، جرات نمی کردم از اون مطالبه پول کنم و این رفتار اون هر روز ادامه داشت &#8230;</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">این یک نمونه کلاسیک سواستفاده یک پاسبان محلی در استفاده از خدمات یک فروشنده جزء است. حال امروز اگر چه دیگر چنین چیزی تقریبا وجود ندارد اما انواع دیگری از سواستفاده پلیس از قدرت و نامش وجود دارد که مردم بیشتر از روی احترام آمیخته به ترس آن را پذیرفته اند. نمونه ای بسیار امروزی از این سواستفاده را در زیر می خوانید:</span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;">نام موسسه مالی اعتباری قوامین را همه شنیده اند. موسسه ای که بزرگ سهامدار آن نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و کارکنان آن هستند. این موسسه که با اهداف عام المنفعه و در جهت رفا حال پرسنل نیروی انتظامی تاسیس شده است، به سرعت پله های ترقی را پیموده است و توانسته هم اکنون به بانک هم تبدیل شود. اما این موسسه در مسیر پیشرفت از فرصت های نابرابری که به سبب پیوند با پلیس از آن بهره مند بوده است، نهایت استفاده را کرده است. نمونه ای از این استفاده را می توان در تبلیغات انحصاری این موسسه در سر در پاسگاه های انتظامی و سایر اماکن منتسب به این نیرو دید. این در حالی است که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران یک نهاد عمومی است و استفاده تبلیغاتی از سردر پاسگاه های پلیس باید به صورت مزایده اعلام شود و هر کسی که قیمت بالاتری را پیشنهاد کرد، از این اماکن استفاده کند. </span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;">حقی که هم اکنون انحصارا و با قیمتی نازل  در اختیار بانک قوامین قرار دارد. اگر چه ممکن است بانک قوامین استدلال کند که من از امکان یکی از سهامداران عمده خودم استفاده می کنم و در نهایت سود این تبلیغ به نیروی انتظامی باز می گردد، اما براساس قانون نیروی انتظامی مجاز به چنین کاری نیست.<br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">عبور از قوانین، تنها در یک استفاده ساده بانک قوامین از فرصتی تبلیغاتی به شکل انحصاری، خلاصه نمی شود. نیروی انتظامی در مسائل مختلف به علت گستردگی فعالیت این نیرو و وجود زمینه های مختلفی که در کشور ما برای آنها قانونی وجود ندارد، از قوانین موجود با عذرهای گوناگون عبور می کند. نمونه کوچک اما همه گیری از این عبور از قانون را در مثال زیر آورده ام:</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">فیلم برداری از افراد اگر با رضایت آنها نباشد، غیر قانونی است. این منع قانونی با شطرنجی کردن چهره کسی حتی اگر تخلفی انجام داده باشد، برطرف نمی شود چرا که در مرحله بازداشت یا جریمه توسط نیروی انتظامی، این فرد هنوز متهم است و جرم وی اثبات نشده است. البته در مرحله جریمه شدن، در قوانین راهنمایی، مجرم شمرده می شود اما این جریمه قابل استیناف خواهی است و راننده ای که خاطی شناخته شده است، می تواند به مرجع قضایی شکایت کند. اما نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در برنامه ای که برای عبرت گرفتن متخلفین از قوانین راهنمایی تهیه می شود، وسیله نقلیه و افراد مرتکب جرائم رانندگی را بدون اطلاع آنها موضوع ساخت یک برنامه تلویزیونی قرار داده است. اگر از این افراد در شرایطی بدون فشار پرسیده شود که چه تعداد از ایشان راضی به نمایش تصویر خودشان و وسیله نقلیه شان در تلویزیون هستند، احتمالا درصد کمی رضایت خواهند داد. اما در شرایط عدم اطلاع از چنین چیزی یا در فرض اطلاع از فیلم برداری به علت ترس از افزایش جریمه ها یا تشدید برخورد، این حق شهروندان در درخواست عدم نمایش یا عدم فیلم برداری از ایشان به راحتی توسط پلیس سلب می شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">نوع ادبیات و برخورد پلیس خود موضوع دیگری برای بررسی است. مطابق اظهارات مقامات راهنمایی رانندگی در هنگام انجام تخلف رانندگی، مامور راهنمایی و رانندگی باید به کنار وسیله نقلیه بیاید و ضمن مطالبه مدارک از راننده، جریمه لازم را انجام دهد. همچنین کمین کردن اکیدا ممنوع است. اما این شرایط در کدام جاده و کدام معبر شهری رعایت می شود؟ رانندگان حتی از این حق خود اطلاع ندارند و به سرعت از ماشین خود پیاده می شوند و از افسر یا درجه دار راهنمایی رانندگی می خواهند که جریمه کمتری بنویسد امری که خود غیر قانونی است چون در صورت انجام تخلف، مامور موظف به انجام وظیفه خود و نوشتن جریمه لازم است و این جریمه با التماس و توجیه کم و زیاد نمی شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">برخورد پلیس در عمل به نوعی است که خود را حاکم و برتر می داند. در برخوردی شخصی که با درجه دار جزء نیروی انتظامی داشتم، او از من پرسید که آیا من با آن عمله ـ منظور کارگر ساختمانی است که این درجه دار از لفظی عامیانه برای آن استفاده کرده است ـ برابر هستم؟ جواب من مورد انتظار این درجه دار جزء که مامور نوشتن گزارشی در یک پاسگاه موقت نیروی انتظامی بود، نبود چرا که من گفتم تو و آن عمله ساختمانی و من، هر دو از یک میزان حق برخوردار هستیم و این جواب باعث شد تا آن درجه دار در گزارش خود، درج کند که من وی را با یک عمله مقایسه کرده ام و به او توهین کرده ام!</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">تهدید به ضرب و شتم از دیگر موارد عبور از قانون است. در هیچ جایی از قوانین جمهوری اسلامی، ضرب و شتم جایی ندارد. حتی شکنجه کردن برای اعتراف گرفتن در نزد قاضی اعتباری ندارد. اما در عمل، هنگام بازداشت متهمین یا برای ترساندن افراد، احتمال انجام این تهدید وجود دارد. اگر چه نمی توان موارد مشخصی را به عنوان مثال آورد چرا که بخش حقوقی نیروی انتظامی در شکایت کردن هیچ گونه تاخیری نمی کند، به ویژه اینکه به عنوان یک نهاد عمومی از پرداخت هزینه های دادرسی حتی در صورت محکوم شدن نیز معاف است!</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">در کل می توان گفت پلیس به جهت وسعت اختیارات و گستردگی وظایف و ازدیاد نیروی انسانی با خلقیات گوناگون، محل بسیار خوبی برای عبور از قانون و شکسته شدن حقوق شهروندان است. در این مطلب مختصر چیزی درباره حقوق بازداشت شدگان، شیوه های اعتراف گیری، نحوه برخورد پرسنل اداری و نظام وظیفه و حتی ادبیات فرماندهان نیروی انتظامی گفته نشد. هم چنین درباره نحوه برخورد در داخل این نیرو و نحوه برخورد با سربازان وظیفه که ستون فقرات پلیس را تشکیل می دهند نیز سختی نرفت. </span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;">در عین حال این نوشته قصد تخطئه نیاز به وجود پلیس مقتدر را ندارد و ضایع کردن زحمات پلیس به ویژه پرسنل راهنمایی رانندگی نیز کار نادرستی است. اما می توان گفت اصلاح برخورد پلیس با مردم، گامی بزرگی در جهت رعایت حقوق شهروندان، رعایت حقوق بشر و ارتقاء وجهه پلیس است، وجهه ای که در حال حاضر، شاید چندان خوب نباشد.<br />
 </span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;">حالا به نظر شما آیا این نوشتار مختصر باعث عصبانیت مامورین محترم نیروی انتظامی خواهد شد یا این دوستان با سعه صدر تنها سعی در برطرف کردن ایرادات وارد در این نوشته خواهند کرد و از خطاهای سهوی ای که ممکن است در آن وجود داشته باشد، خواهند گذشت؟  <img src='http://www.kheyzaranonline.ir/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /> </span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;">&#8212;&#8212;&#8211;</span></p>
<p><span style="font-size: small;">در این زمینه قبلا نیز نوشته ام:</span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;"><a href="http://www.kheyzaranonline.ir/1387/05/05/%D8%A8%D9%84%D8%A8%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%B3/" target="_blank">یک پیشنهاد، جلوی بلبل زبانی گشت کنترل نامحسوس را بگیریم</a></span></p>
<p><br class="spacer_" /></p>
<p><span style="font-size: small;">این یکی نیز ماجرای است که به تازگی از سر گذرانده ام.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
 </span></p>
<p><span style="font-size: small;"><a href="http://www.kheyzaranonline.ir/1389/08/08/%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C/" target="_blank">حاشیه هایی برای ننوشتن، خبرهایی برای منتشر نکردن</a><br />
 </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/09/07/%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a8-%d9%88-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c-%d8%ae%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Feb 2010 01:32:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[نظامی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بازی وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب الله]]></category>
		<category><![CDATA[حمله به اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[خلیج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>
		<category><![CDATA[لبنان]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ناوشکن جماران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=431</guid>
		<description><![CDATA[خوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که حسن میثمی، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی &#8220;طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران&#8221; دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2010/02/7_8812030919_L600.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-437 alignleft" style="border: 0pt none; margin: 0px 3px;" title="Jamaran-Nav" src="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2010/02/7_8812030919_L600-150x150.jpg" alt="ناوشکن جماران، عکس از فارس، شایگان" width="150" height="150" /></a>خوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که <a href="http://eteraf.bloghaa.com/">حسن میثمی</a>، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی &#8220;<a href="http://eteraf.bloghaa.com/?p=260">طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران</a>&#8221; دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان از بی کارتر بودن من نسبت به حسن دارد! حالا این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است و ضربه گیرهای درش را هم برنداشته اند و هنوز خط هم به آن نیفتاده است؟<br />
<span id="more-431"></span><br />
خوب برای تعریف ماموریت برای یک چنین ناوشکنی، توجه به متغیرهای زیادی ضروری است. اینکه برد عملیاتی اش چقدر است، چقدر سلاح حمل می کند، تا به حال تیم سازنده چند عدد بدنه به این تناژ ساخته است و این چیزها. اما اینها اطلاعات فنی ای هستند که ما نداریم، البته هر چه اطلاعاتمان کمتر باشد، دایره تخیلمان هم وسیع تر می شود.</p>
<p>اما ماموریت های پیشنهادی من:</p>
<p>۱٫ می دانیم که اسرائیل روز به روز زبانش درازتر می شود و هر وقت فرماندهان این کشور کاملا نظامی که همه در آن از کودکی آموزش نظامی می بینند، یک اسباب بازی جنگی جدید به دست می آورند، فورا شروع به تهدید همسایه اشان لبنان و بعد ایران و سایر کشورهای اسلامی می کنند. در این <strong>میان ماموریت اول ناوشکن جماران باید رساندن سلاح، موشک های هدایت شونده، تجهیزات جنگی به حزب الله و ارتش لبنان باشد</strong> و در عین حال امنیت را در ساحل لبنان تامین کند.<br />
در سایه چنین امنیتی، هم نظم اقتصادی لبنان بهتر می شود، و وابستگی آن به کمک های دیگر کشورها، کمتر!</p>
<p>۲٫ دومین ماموریت پیشنهادی من برای ناوشکن جماران، <strong>سفر به جزیر خضرا و گذر از آب های به اصطلاح سفید است</strong>. شایعه ای شده است و کتابی هم در این باره نوشته اند که امام زمان در جزیره خضرا است که البته خیلی ها می گویند کذب است. بعضی ها هم می گویند این جزیره در همان مثلث برمودای معروف واقع است و بعضی ها هم جاهای دیگری را گفته اند. به نظرم ناوشکن جماران با برد عملیاتی بالایی که دارد و تجهیزات پیشرفته ارتباطی و حمل بالگرد، توان پایان دارد به افسانه جزیره خضراء را خواهد داشت!</p>
<p>۳٫ به نظرم اما مهم ترین ماموریت ناوشکن جماران، <strong>آزمایش توانایی های جمهوری اسلامی در حراست از کشتی ها و اسکورت آنها </strong>است. با توجه به تحریم هایی که ممکن است علیه جمهوری اسلامی ایران وضع شود، ممکن است آمریکایی ها بخواهند کشتی های خارج و داخل شده به ایران را در آب های آزاد بازرسی کنند که ناوشکن جماران می تواند با اسکورت کشتی ها و در هماهنگی با جنگنده های F-14 که اساسا برای پوشش هوایی در دریاها مناسب هستند، چنین اسکورتی را برقرار کند.</p>
<p>۴٫ دلم می خواهد ناوشکن جماران را در این ماموریت آخر به یک کار صلح دوستانه و حقوق بشری بگمارم و آن هم عبارت است از <strong>رساندن کمک های انسان دوستانه و لوازم پزشکی به مردم در محاصره غزه.</strong> غزه هنوز هم در محاصره است و مثل اینکه تنها با چنگ و دندانی مانند ناوشکن مسلح جماران می توان این محاصره وحشیانه و ضد انسانی و ضد حقوق اولیه بشر را گشود.</p>
<p>روال این است که چند نفر را به این بازی وبلاگی دعوت کنم. من هم از این دوستان می خواهم که بنویسند: <a href="http://zahra-hb.com/" target="_blank">زهرا اچ بی</a>، <a href="http://persian.kamangir.net" target="_blank">کمانگیر</a>،  <a href="http://smto.ir/" target="_blank">بر ساحل سلامت</a>، <a href="http://menbar.ir/" target="_blank">منبرنت</a>. البته اگر بنویسند!<br />
ـ دو عدد از این وبلاگ ها فیلتر شده اند، تیغ تیز فیلترینگ این وبلاگ ما را نگیرد، خوب است.</p>
<p>حضور یافته ها در بازی: (به روز می شود)<br />
- <a href="http://www.peynevesht.ir/post/33">پی نوشت</a><br />
- <a href="http://akharin-golbarg-yas.blogfa.com/post-81.aspx">آخرین گلبرگ گل یاس</a><br />
- <a href="http://www.pavaraqi.ir/post/184">پاورقی</a><br />
- <a href="http://alishateri.parsiblog.com/1339223.htm">یه منتظر</a><br />
- <a href="http://sedarat.blogfa.com/post-152.aspx">وبلاگ صدارت</a><br />
- <a href="http://navadodo.mihanblog.com/post/5">نود و دو</a><br />
- <a href="http://khaak.parsiblog.com/1339378.htm">خاک</a><br />
- <a href="http://mersad65.parsiblog.com/1341005.htm">مرصاد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگ نویسان اعتراف می کنند: چه بر سر زمین سبز می آورید؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 20:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح الگوی مصرف]]></category>
		<category><![CDATA[حق بر محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=267</guid>
		<description><![CDATA[هر کسی باید اصلاح الگوی مصرف را با تذکر به خودش و اطرافیان خودش شروع کند. این کاری است که یک بانوی وبلاگ نویس با پیشنهاد بازی وبلاگی اعترافات سبز در فضای مجازی شروع کرده است. جرقه ماجرا به وبلاگ شهر سالم بر می گردد و ساعت زمین، روزی که در آن هر سال به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="doc_lead_dv1">هر کسی باید اصلاح الگوی مصرف را با تذکر به خودش و اطرافیان خودش شروع کند. این کاری است که یک بانوی وبلاگ نویس با پیشنهاد بازی وبلاگی اعترافات سبز در فضای مجازی شروع کرده است. جرقه ماجرا به وبلاگ شهر سالم بر می گردد و ساعت زمین، روزی که در آن هر سال به مدت یک ساعت، از هدر رفتن انرژی کمی کاسته می شود. این چنین است که وبلاگ نویسان اعتراف می کنند چه بر سر زمین سبز می آورند!<span id="more-267"></span></p>
<p><a rel="attachment wp-att-277" href="http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/n00000189-b1/"><img class="alignleft size-full wp-image-277" title="seve-earth" src="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2009/04/n00000189-b1.jpg" alt="seve-earth" width="75" height="100" /></a>”&#8230; برنامه ای دیدم که البته به یاد ندارم در کدام شبکه بود اما گویا کمپینی برای بزرگداشت طبیعت بود که در ان افراد به گناهان خود در مورد محیط زیست اعتراف می کردند. این برنامه مرا به فکر یک بازی وبلاگی انداخت. از بازی های وبلاگی خاطرات خوشی دارم. پیدا کردن دوستان جدیدی که چه باشند و چه نباشند در این زنجیره های بازی همیشه برایم دلنشین بوده اند. علاوه بر این معمولا در این بازیها می توان ایده های جدیدی برای بهتر زیستن یافت. این بازیها شاید چیزی شبیه به بارش افکار یا brain storming باشند. به هر حال تصور یک بازی وبلاگی با موضوع زیست محیطی فکرم را مشغول کرد. بالاخره تصمیم گرفتم چیزی شبیه به کاری که در آن کمپین انجام شده بود طراحی کنم. …</p>
<div>
<p>اینها جملات آغازین پست ساده ای است که یک وبلاگ نویس در گوشه ای از این جهان مجازی می نویسد تا شاید بخشی از جامعه مجازی را درگیر مشغولیت های ذهنی خودش کند. این مشغولیت ذهنی چیزی نیست جز محیط زیست و ضررهایی که این اشرف مخلوقات به آن می زند.</p>
<p><a name="بازی وبلاگی اعترافات سبز از وبلاگ شهر سالم شروع شد" href="http://healthycity.wordpress.com/2009/03/28/eteraf-sabz/" target="_blank">کتایون، نویسنده وبلاگ شهر سالم</a>، وبلاگ نویس خوش ذوقی است که ایده این کار به ذهنش رسیده است و از دیگران می خواهد تا اعتراف هایشان در دو قسمت تنظیم کنند. &#8220;بازی به این شکل است که هر کسی حداقل ۵ اعتراف سبز می کند. اعتراف سبز به کارهایی گفته می شود که در آنها ما به نوعی به سلامت زمین، شهر و طبیعت صدمه وارد کرده ایم . پس از آن حداقل ۵ کار مفیدی که در راستای سلامت زمین کرده ایم را ذکر خواهیم کرد و سپس برای ادامه بازی حداقل ۵ نفر را دعوت می کنیم.&#8221;</p>
<p>به این ترتیب چرخ گردنده این بازی وبلاگی به راه می افتد و اعترافات یک به یک شروع می شوند. بیشترین اعتراف ها حول مصرف دور می زنند، نکته مهمی که امسال رهبر انقلاب نیز در پیام نوروزی خود به آن اشاره کردند و برای اصلاح آن، امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند. مصرف کاغذ، مهترین مصرفی است که وبلاگ نویسان به آن اعتراف می کنند که البته با توجه به سطح بالای دانش و نقش کاغذ در انتقال دانش، امری طبیعی به نظر می رسد اما در عین حال این انتظار می رود که وبلاگ نویسان با توجه به زندگی در دنیای مجازی، بیش از پیش به رایانه و نشر الکترونیک متکی شوند تا جنگل ها، این ریه های زمین، دوام بیشتری داشته باشند.</p>
<p><strong>وبلاگ نویسان به چه اعتراف کرده اند؟</strong><br />
مصرف انرژی نیز از دیگر اعترافات عمومی بین وبلاگ نویسان است. غالب وبلاگ نویسان در مصرف انرژی الکتریکی به زعم خودشان مرتکب اسراف می شوند و رایانه یا دستگاه های الکتریکی زیادی را روشن می کنند البته بعضی از ایشان نیز در صرفه جویی انرژی الکتریکی پیش قدم هستند.</p>
<p>آلودگی محیط زیست با زباله های غیرقابل تجزیه مانند زباله های پلاستیکی از دیگر نقاط مشترک این اعترافات سبز است. بالاجبار باید کالاها را حمل کرد و استفاده از ظروف یک بار مصرف پلاستیکی یکی از راه های متداول است که وبلاگ نویسان نیز به آن معترف هستند.<br />
آب نیز جزو مواردی است که وبلاگنویسان شرکت کننده در این بازی به مصرف بیش از حد آن اعتراف می کنند و حفظ محیط زیست را در حفظ منابع آن می دانند. بسیاری پیش بینی کرده اند که جنگ های آینده به جای زمین، بر سر منابع آب خواهند بود و اسراف در این منابع محدود، جنایتی جبران ناپذیر در حق زمین است.</p>
<p>وبلاگ نویسان اما تنها به حال توجه نکرده اند و آینده را نیز در نظر گرفته اند. به نظر پاره ای از ایشان تنها حفظ محیط زیست برای نسل های فعلی کافی نیست بلکه باید این منابع سبز را برای نسل های آینده نیز نگاه داشت، نسل هایی که هنوز نیامده اند.</p>
<p>جالب اینجاست که به خلاف برخی از بازی های وبلاگی، به شکلی ناخواسته، اعترافات سبز پای به حوزه سیاست نگذاشته است و این نشان دهنده نزدیک شدن جامعه مجازی به بلوغ فکری دارد که می تواند موضوعی را در این آشفته بازار سیاست، فارغ از بازی های سیاسی بررسی کند و نظرات خوبی را ارائه کند. از این رو برخی از جهت دارترین رسانه های فارسی زبان مانند رادیو زمانه که با بودجه پارلمان هلند و به عنوان نشانه ای از دوران استعمار فعالیت می کند نیز نتوانسته اند این بازی خودجوش وبلاگی را به اغراض سیاسی خود پیوند بزنند.</p>
<p>می توان گفت بازی وبلاگ اعترافات سبز از آن جهت مورد استقبال واقع شده است که در زمانی مناسب، به یکی از دغدغه های جدی شهروندان جامعه مجازی پرداخته است. آغاز بهار، هنگام زنده شدن زمین است و انسان بیش از هر زمان دیگری به طبیعت توجه می کند. در این زمان که عروس طبیعت خود را می آراید و تمامی زیبایی های خود را آشکار می سازد واوج سر زندگی خویش را به نمایش می گذارد، به چالش کشیدن وجدان شهروندان جامعه مجازی برای حفظ هر چه بیشتر طبیعت امری تاثیر گذار است و این بازی وبلاگی آگاهانه با استفاده از این مساله استفاده کرده است.<br />
اما این اعترافات سبز چه اثری دارند؟</p>
<p>شاید مهمترین اثر اعترافات کردن وبلاگ نویسان، اندکی فکر به زمین، این کشتی مشترک انسان هاست، به قولی همه سوار این سفینه فضایی هستیم که در فضای لایتناهی با سرعتی باورنکردنی حرکت می کند و هر اتفاقی که در گوشه ای ازآن می افتد، اثر خودش را می گذارد. لختی اندیشیدن به سرنوشت مشترک بشریت، باعث می شود تا بیشتر در مصرف مهمترین منابع اطرافمان یعنی منابطی که از طبیعت به دست می آیند و لااقل در میان مدت و کوتاه مدت جایگزین نمی شوند، دقت کنیم.</p>
<p>وبلاگنویسان هر یک اگر چه از زاویه دید خود به حفظ محیط زیست و جنایت هایی که در حق آن مرتکب می شوند، نگاه کرده اند، اما نوعی سرزنش مشترک برای درست مصرف نکردن و افراط در مصرف میان آنها وجود دارد. بی شک این حس مشترک باعث کنترل مصرف و احترام به طبیعت خواهد شد، چرا که وبلاگ نویسان جزو اقشار تأثیرگذار جامعه به حساب می آیند و قطعا دیگرانی به عنوان مخاطب پست های نوشته شده حاوی اعترافات سبز را می خوانند و حتی اگر درصدی نیز دغدغه صاحبان نوشته ها را درک کنند، باز هم اتفاقات مثبتی در حفظ طبیعت خواهد افتاد.</p>
<p><strong>بهره برداری صیانتی، الگوی مصرف در جامعه منتظر</strong><br />
شاید بد نباشد بگوییم که ایده پرونده ویژه این شماره نشریه ساعت صفر که با عنوان &#8220;زمین پاک با اصلاح الگوی مصرف&#8221; منتشر شده است نیز از ترکیب همین بازی وبلاگی و فرمایشات رهبر معظم انقلاب گرفته شده است، چرا که به زعم ما گردانندگان نشریه ساعت صفر، توجه به اصلاح الگوی مصرف منابع طبیعی، به ویژه انرژی، از نکات کلیدی ای است که در جامعه منتظر باید رعایت شود. همان طور که در یکی از مطالب پرونده ویژه این شماره آمده است، زمین و منابع طبیعی آن در واقع به صورت امانت به بشر سپرده شده است تا با بهره برداری ای صیانتی، در موقع مناسب امانت را به صاحبان اصلی آن یعنی حجت خدا تحویل دهد، کسی که زمین گنج های خود را برای او آشکار خواهد کرد.</p>
<p><strong>چه کسانی در این بازی اعتراف کرده اند؟</strong><br />
تاکنون فهرست کاملی از شرکت کنندگان در این بازی وبلاگی ارائه نشده است و علت مشخصی هم دارد! هنوز این بازی ادامه دارد و وبلاگ نویسان دعوت شده و نشده به آن می یپوندند و اعترافات سبزشان را می نویسند. برای دیدن فهرست کاملی از شرکت کنندگان در این بازی وبلاگی باید به <a name="شهر سالم، شروع بازی وبلاگی اعترافات سبز" href="http://healthycity.wordpress.com/" target="_blank">وبلاگ شهر سالم</a> مراجعه کرد، جایی که این بازی از آن شروع شده و با جدیت پی گیری می شود!</div>
</div>
<div>این مطلب نخستین بار در <a title="نشریه الکترونیک ساعت صفر، ویژه مهدویت" href="http://zerotime.org" target="_blank">نشریه الکترونیک ساعت صفر</a> منتشر شده است</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

