<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خیزران &#187; حقوق بشر</title>
	<atom:link href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kheyzaranonline.ir</link>
	<description>برای نوشتن، همین و تمام</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Jul 2010 10:22:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<atom:link rel="next" href="http://www.kheyzaranonline.ir/tag/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed/?page=2" />

		<item>
		<title>این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Feb 2010 01:32:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[نظامی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بازی وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب الله]]></category>
		<category><![CDATA[حمله به اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[خلیج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>
		<category><![CDATA[لبنان]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ناوشکن جماران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=431</guid>
		<description><![CDATA[خوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که حسن میثمی، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی &#8220;طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران&#8221; دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2010/02/7_8812030919_L600.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-437 alignleft" style="border: 0pt none; margin: 0px 3px;" title="Jamaran-Nav" src="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2010/02/7_8812030919_L600-150x150.jpg" alt="ناوشکن جماران، عکس از فارس، شایگان" width="150" height="150" /></a>خوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که <a href="http://eteraf.bloghaa.com/">حسن میثمی</a>، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی &#8220;<a href="http://eteraf.bloghaa.com/?p=260">طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران</a>&#8221; دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان از بی کارتر بودن من نسبت به حسن دارد! حالا این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است و ضربه گیرهای درش را هم برنداشته اند و هنوز خط هم به آن نیفتاده است؟<br />
<span id="more-431"></span><br />
خوب برای تعریف ماموریت برای یک چنین ناوشکنی، توجه به متغیرهای زیادی ضروری است. اینکه برد عملیاتی اش چقدر است، چقدر سلاح حمل می کند، تا به حال تیم سازنده چند عدد بدنه به این تناژ ساخته است و این چیزها. اما اینها اطلاعات فنی ای هستند که ما نداریم، البته هر چه اطلاعاتمان کمتر باشد، دایره تخیلمان هم وسیع تر می شود.</p>
<p>اما ماموریت های پیشنهادی من:</p>
<p>۱٫ می دانیم که اسرائیل روز به روز زبانش درازتر می شود و هر وقت فرماندهان این کشور کاملا نظامی که همه در آن از کودکی آموزش نظامی می بینند، یک اسباب بازی جنگی جدید به دست می آورند، فورا شروع به تهدید همسایه اشان لبنان و بعد ایران و سایر کشورهای اسلامی می کنند. در این <strong>میان ماموریت اول ناوشکن جماران باید رساندن سلاح، موشک های هدایت شونده، تجهیزات جنگی به حزب الله و ارتش لبنان باشد</strong> و در عین حال امنیت را در ساحل لبنان تامین کند.<br />
در سایه چنین امنیتی، هم نظم اقتصادی لبنان بهتر می شود، و وابستگی آن به کمک های دیگر کشورها، کمتر!</p>
<p>۲٫ دومین ماموریت پیشنهادی من برای ناوشکن جماران، <strong>سفر به جزیر خضرا و گذر از آب های به اصطلاح سفید است</strong>. شایعه ای شده است و کتابی هم در این باره نوشته اند که امام زمان در جزیره خضرا است که البته خیلی ها می گویند کذب است. بعضی ها هم می گویند این جزیره در همان مثلث برمودای معروف واقع است و بعضی ها هم جاهای دیگری را گفته اند. به نظرم ناوشکن جماران با برد عملیاتی بالایی که دارد و تجهیزات پیشرفته ارتباطی و حمل بالگرد، توان پایان دارد به افسانه جزیره خضراء را خواهد داشت!</p>
<p>۳٫ به نظرم اما مهم ترین ماموریت ناوشکن جماران، <strong>آزمایش توانایی های جمهوری اسلامی در حراست از کشتی ها و اسکورت آنها </strong>است. با توجه به تحریم هایی که ممکن است علیه جمهوری اسلامی ایران وضع شود، ممکن است آمریکایی ها بخواهند کشتی های خارج و داخل شده به ایران را در آب های آزاد بازرسی کنند که ناوشکن جماران می تواند با اسکورت کشتی ها و در هماهنگی با جنگنده های F-14 که اساسا برای پوشش هوایی در دریاها مناسب هستند، چنین اسکورتی را برقرار کند.</p>
<p>۴٫ دلم می خواهد ناوشکن جماران را در این ماموریت آخر به یک کار صلح دوستانه و حقوق بشری بگمارم و آن هم عبارت است از <strong>رساندن کمک های انسان دوستانه و لوازم پزشکی به مردم در محاصره غزه.</strong> غزه هنوز هم در محاصره است و مثل اینکه تنها با چنگ و دندانی مانند ناوشکن مسلح جماران می توان این محاصره وحشیانه و ضد انسانی و ضد حقوق اولیه بشر را گشود.</p>
<p>روال این است که چند نفر را به این بازی وبلاگی دعوت کنم. من هم از این دوستان می خواهم که بنویسند: <a href="http://zahra-hb.com/" target="_blank">زهرا اچ بی</a>، <a href="http://persian.kamangir.net" target="_blank">کمانگیر</a>،  <a href="http://smto.ir/" target="_blank">بر ساحل سلامت</a>، <a href="http://menbar.ir/" target="_blank">منبرنت</a>. البته اگر بنویسند!<br />
ـ دو عدد از این وبلاگ ها فیلتر شده اند، تیغ تیز فیلترینگ این وبلاگ ما را نگیرد، خوب است.</p>
<p>حضور یافته ها در بازی: (به روز می شود)<br />
- <a href="http://www.peynevesht.ir/post/33">پی نوشت</a><br />
- <a href="http://akharin-golbarg-yas.blogfa.com/post-81.aspx">آخرین گلبرگ گل یاس</a><br />
- <a href="http://www.pavaraqi.ir/post/184">پاورقی</a><br />
- <a href="http://alishateri.parsiblog.com/1339223.htm">یه منتظر</a><br />
- <a href="http://sedarat.blogfa.com/post-152.aspx">وبلاگ صدارت</a><br />
- <a href="http://navadodo.mihanblog.com/post/5">نود و دو</a><br />
- <a href="http://khaak.parsiblog.com/1339378.htm">خاک</a><br />
- <a href="http://mersad65.parsiblog.com/1341005.htm">مرصاد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/03/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبلاگ نویسان اعتراف می کنند: چه بر سر زمین سبز می آورید؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 20:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح الگوی مصرف]]></category>
		<category><![CDATA[حق بر محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=267</guid>
		<description><![CDATA[هر کسی باید اصلاح الگوی مصرف را با تذکر به خودش و اطرافیان خودش شروع کند. این کاری است که یک بانوی وبلاگ نویس با پیشنهاد بازی وبلاگی اعترافات سبز در فضای مجازی شروع کرده است. جرقه ماجرا به وبلاگ شهر سالم بر می گردد و ساعت زمین، روزی که در آن هر سال به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="doc_lead_dv1">هر کسی باید اصلاح الگوی مصرف را با تذکر به خودش و اطرافیان خودش شروع کند. این کاری است که یک بانوی وبلاگ نویس با پیشنهاد بازی وبلاگی اعترافات سبز در فضای مجازی شروع کرده است. جرقه ماجرا به وبلاگ شهر سالم بر می گردد و ساعت زمین، روزی که در آن هر سال به مدت یک ساعت، از هدر رفتن انرژی کمی کاسته می شود. این چنین است که وبلاگ نویسان اعتراف می کنند چه بر سر زمین سبز می آورند!<span id="more-267"></span></p>
<p><a rel="attachment wp-att-277" href="http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/n00000189-b1/"><img class="alignleft size-full wp-image-277" title="seve-earth" src="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2009/04/n00000189-b1.jpg" alt="seve-earth" width="75" height="100" /></a>”&#8230; برنامه ای دیدم که البته به یاد ندارم در کدام شبکه بود اما گویا کمپینی برای بزرگداشت طبیعت بود که در ان افراد به گناهان خود در مورد محیط زیست اعتراف می کردند. این برنامه مرا به فکر یک بازی وبلاگی انداخت. از بازی های وبلاگی خاطرات خوشی دارم. پیدا کردن دوستان جدیدی که چه باشند و چه نباشند در این زنجیره های بازی همیشه برایم دلنشین بوده اند. علاوه بر این معمولا در این بازیها می توان ایده های جدیدی برای بهتر زیستن یافت. این بازیها شاید چیزی شبیه به بارش افکار یا brain storming باشند. به هر حال تصور یک بازی وبلاگی با موضوع زیست محیطی فکرم را مشغول کرد. بالاخره تصمیم گرفتم چیزی شبیه به کاری که در آن کمپین انجام شده بود طراحی کنم. …</p>
<div>
<p>اینها جملات آغازین پست ساده ای است که یک وبلاگ نویس در گوشه ای از این جهان مجازی می نویسد تا شاید بخشی از جامعه مجازی را درگیر مشغولیت های ذهنی خودش کند. این مشغولیت ذهنی چیزی نیست جز محیط زیست و ضررهایی که این اشرف مخلوقات به آن می زند.</p>
<p><a name="بازی وبلاگی اعترافات سبز از وبلاگ شهر سالم شروع شد" href="http://healthycity.wordpress.com/2009/03/28/eteraf-sabz/" target="_blank">کتایون، نویسنده وبلاگ شهر سالم</a>، وبلاگ نویس خوش ذوقی است که ایده این کار به ذهنش رسیده است و از دیگران می خواهد تا اعتراف هایشان در دو قسمت تنظیم کنند. &#8220;بازی به این شکل است که هر کسی حداقل ۵ اعتراف سبز می کند. اعتراف سبز به کارهایی گفته می شود که در آنها ما به نوعی به سلامت زمین، شهر و طبیعت صدمه وارد کرده ایم . پس از آن حداقل ۵ کار مفیدی که در راستای سلامت زمین کرده ایم را ذکر خواهیم کرد و سپس برای ادامه بازی حداقل ۵ نفر را دعوت می کنیم.&#8221;</p>
<p>به این ترتیب چرخ گردنده این بازی وبلاگی به راه می افتد و اعترافات یک به یک شروع می شوند. بیشترین اعتراف ها حول مصرف دور می زنند، نکته مهمی که امسال رهبر انقلاب نیز در پیام نوروزی خود به آن اشاره کردند و برای اصلاح آن، امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند. مصرف کاغذ، مهترین مصرفی است که وبلاگ نویسان به آن اعتراف می کنند که البته با توجه به سطح بالای دانش و نقش کاغذ در انتقال دانش، امری طبیعی به نظر می رسد اما در عین حال این انتظار می رود که وبلاگ نویسان با توجه به زندگی در دنیای مجازی، بیش از پیش به رایانه و نشر الکترونیک متکی شوند تا جنگل ها، این ریه های زمین، دوام بیشتری داشته باشند.</p>
<p><strong>وبلاگ نویسان به چه اعتراف کرده اند؟</strong><br />
مصرف انرژی نیز از دیگر اعترافات عمومی بین وبلاگ نویسان است. غالب وبلاگ نویسان در مصرف انرژی الکتریکی به زعم خودشان مرتکب اسراف می شوند و رایانه یا دستگاه های الکتریکی زیادی را روشن می کنند البته بعضی از ایشان نیز در صرفه جویی انرژی الکتریکی پیش قدم هستند.</p>
<p>آلودگی محیط زیست با زباله های غیرقابل تجزیه مانند زباله های پلاستیکی از دیگر نقاط مشترک این اعترافات سبز است. بالاجبار باید کالاها را حمل کرد و استفاده از ظروف یک بار مصرف پلاستیکی یکی از راه های متداول است که وبلاگ نویسان نیز به آن معترف هستند.<br />
آب نیز جزو مواردی است که وبلاگنویسان شرکت کننده در این بازی به مصرف بیش از حد آن اعتراف می کنند و حفظ محیط زیست را در حفظ منابع آن می دانند. بسیاری پیش بینی کرده اند که جنگ های آینده به جای زمین، بر سر منابع آب خواهند بود و اسراف در این منابع محدود، جنایتی جبران ناپذیر در حق زمین است.</p>
<p>وبلاگ نویسان اما تنها به حال توجه نکرده اند و آینده را نیز در نظر گرفته اند. به نظر پاره ای از ایشان تنها حفظ محیط زیست برای نسل های فعلی کافی نیست بلکه باید این منابع سبز را برای نسل های آینده نیز نگاه داشت، نسل هایی که هنوز نیامده اند.</p>
<p>جالب اینجاست که به خلاف برخی از بازی های وبلاگی، به شکلی ناخواسته، اعترافات سبز پای به حوزه سیاست نگذاشته است و این نشان دهنده نزدیک شدن جامعه مجازی به بلوغ فکری دارد که می تواند موضوعی را در این آشفته بازار سیاست، فارغ از بازی های سیاسی بررسی کند و نظرات خوبی را ارائه کند. از این رو برخی از جهت دارترین رسانه های فارسی زبان مانند رادیو زمانه که با بودجه پارلمان هلند و به عنوان نشانه ای از دوران استعمار فعالیت می کند نیز نتوانسته اند این بازی خودجوش وبلاگی را به اغراض سیاسی خود پیوند بزنند.</p>
<p>می توان گفت بازی وبلاگ اعترافات سبز از آن جهت مورد استقبال واقع شده است که در زمانی مناسب، به یکی از دغدغه های جدی شهروندان جامعه مجازی پرداخته است. آغاز بهار، هنگام زنده شدن زمین است و انسان بیش از هر زمان دیگری به طبیعت توجه می کند. در این زمان که عروس طبیعت خود را می آراید و تمامی زیبایی های خود را آشکار می سازد واوج سر زندگی خویش را به نمایش می گذارد، به چالش کشیدن وجدان شهروندان جامعه مجازی برای حفظ هر چه بیشتر طبیعت امری تاثیر گذار است و این بازی وبلاگی آگاهانه با استفاده از این مساله استفاده کرده است.<br />
اما این اعترافات سبز چه اثری دارند؟</p>
<p>شاید مهمترین اثر اعترافات کردن وبلاگ نویسان، اندکی فکر به زمین، این کشتی مشترک انسان هاست، به قولی همه سوار این سفینه فضایی هستیم که در فضای لایتناهی با سرعتی باورنکردنی حرکت می کند و هر اتفاقی که در گوشه ای ازآن می افتد، اثر خودش را می گذارد. لختی اندیشیدن به سرنوشت مشترک بشریت، باعث می شود تا بیشتر در مصرف مهمترین منابع اطرافمان یعنی منابطی که از طبیعت به دست می آیند و لااقل در میان مدت و کوتاه مدت جایگزین نمی شوند، دقت کنیم.</p>
<p>وبلاگنویسان هر یک اگر چه از زاویه دید خود به حفظ محیط زیست و جنایت هایی که در حق آن مرتکب می شوند، نگاه کرده اند، اما نوعی سرزنش مشترک برای درست مصرف نکردن و افراط در مصرف میان آنها وجود دارد. بی شک این حس مشترک باعث کنترل مصرف و احترام به طبیعت خواهد شد، چرا که وبلاگ نویسان جزو اقشار تأثیرگذار جامعه به حساب می آیند و قطعا دیگرانی به عنوان مخاطب پست های نوشته شده حاوی اعترافات سبز را می خوانند و حتی اگر درصدی نیز دغدغه صاحبان نوشته ها را درک کنند، باز هم اتفاقات مثبتی در حفظ طبیعت خواهد افتاد.</p>
<p><strong>بهره برداری صیانتی، الگوی مصرف در جامعه منتظر</strong><br />
شاید بد نباشد بگوییم که ایده پرونده ویژه این شماره نشریه ساعت صفر که با عنوان &#8220;زمین پاک با اصلاح الگوی مصرف&#8221; منتشر شده است نیز از ترکیب همین بازی وبلاگی و فرمایشات رهبر معظم انقلاب گرفته شده است، چرا که به زعم ما گردانندگان نشریه ساعت صفر، توجه به اصلاح الگوی مصرف منابع طبیعی، به ویژه انرژی، از نکات کلیدی ای است که در جامعه منتظر باید رعایت شود. همان طور که در یکی از مطالب پرونده ویژه این شماره آمده است، زمین و منابع طبیعی آن در واقع به صورت امانت به بشر سپرده شده است تا با بهره برداری ای صیانتی، در موقع مناسب امانت را به صاحبان اصلی آن یعنی حجت خدا تحویل دهد، کسی که زمین گنج های خود را برای او آشکار خواهد کرد.</p>
<p><strong>چه کسانی در این بازی اعتراف کرده اند؟</strong><br />
تاکنون فهرست کاملی از شرکت کنندگان در این بازی وبلاگی ارائه نشده است و علت مشخصی هم دارد! هنوز این بازی ادامه دارد و وبلاگ نویسان دعوت شده و نشده به آن می یپوندند و اعترافات سبزشان را می نویسند. برای دیدن فهرست کاملی از شرکت کنندگان در این بازی وبلاگی باید به <a name="شهر سالم، شروع بازی وبلاگی اعترافات سبز" href="http://healthycity.wordpress.com/" target="_blank">وبلاگ شهر سالم</a> مراجعه کرد، جایی که این بازی از آن شروع شده و با جدیت پی گیری می شود!</div>
</div>
<div>این مطلب نخستین بار در <a title="نشریه الکترونیک ساعت صفر، ویژه مهدویت" href="http://zerotime.org" target="_blank">نشریه الکترونیک ساعت صفر</a> منتشر شده است</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/16/%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b2%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعترافات سبز: این محیط زیست گیج کننده بدون صلح به جایی نمی رسد</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/09/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/09/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 18:22:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[حق بر محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[صلح]]></category>
		<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=247</guid>
		<description><![CDATA[اعترافات سبز،  بازی جدید وبلاگی است که به پیشنهاد کتایون عزیز، پی گرفته می شود. کتایون در نوشته اش خواسته است تا درباره این بنویسیم که هر یک از ما از چه راه هایی به زمین صدمه می زنیم و چه کار می کنیم که زمین آسیب می بیند. اما قبل از نوشتن درباره این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a rel="attachment wp-att-249" href="http://kheyzaran.com/1388/01/09/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%af/earth/"><img class="alignleft size-full wp-image-249" title="earth" src="http://kheyzaran.com/wp-content/uploads/2009/03/earth.jpg" alt="زمین، سیاره ای که با صلح ساخته می شود" /></a>ا<a title="اعتراف سبز، بازی وبلاگی ای پیرامون محیط زیست" href="http://healthycity.wordpress.com/2009/03/28/eteraf-sabz/" target="_blank">عترافات سبز،  بازی جدید وبلاگی است که به پیشنهاد کتایون عزیز</a>، پی گرفته می شود. کتایون در نوشته اش خواسته است تا درباره این بنویسیم که هر یک از ما از چه راه هایی به زمین صدمه می زنیم و چه کار می کنیم که زمین آسیب می بیند. اما قبل از نوشتن درباره این موضوع و اصلا به جای نوشتن درباره این موضوع، می خواهم از دغدغه های خودم راجع به محیط زیست حرف بزنم. از این محیط زیست گیج کننده!<span id="more-247"></span></p>
<p>بحث از محیط زیست، این روزها به دو گونه مطرح می شود، یکی مدل همه یا هیچ، و دیگری مدل سازگاری.</p>
<p>عده ای می آیند و می گویند محیط زیست باید حفظ شود، به هر قیمتی که می شود و دیگران مقابل آن می گویند بشر باید به پیشرفت خود ادامه دهد و در این میان قربانی شدن محیط زیست هم مهم نیست. اینها همان همه یا هیچ ها هستند.</p>
<p>برخی دیگر هم به ترکیبی از رعایت محیط زیست  پیشرفت بشر دعوت می کنند. به این شکل که اگر چه کارخانه ها دود سمی تولید می کنند اما می شود فیلتری طراحی کرد تا دود را در تا حد ممکن تصفیه کند یا میزان گازهای گلخانه ای باید تا فلان حد کاهش یابد و این طور فعالیت ها که مدت بیشتری بشود از مواهب طبیعی استفاده کرد یا اینکه خطرات عظیمی که طبیعت را تهدید می کند، کمتر شود.</p>
<p>اما هر دوی این دو گروه بیشتر باعث می شوند تا بحث گیج کننده محیط زیست مطرح شود. بحثی گیج کننده در نهایت بسیاری از مخاطبان عادی را به بی خیال شدن دعوت می کند یا به آنها این طور می فهماند که اگر دو یا سه عمل خاص را انجام بدهند ـ مثلا کیسه های پلاستیکی کمتری مصرف کنند ـ دیگر محیط زیست به سامان می رسد و همه چیز درست می شود.</p>
<p>یک بار در یکی از پست هایی که درباره محیط زیست نوشتم، توضیح دادم که مثل آب برای ماهی، ما هم در طبیعت اطرافمان غرق هستیم اما نمی بینیم. جزیی از یک سامانه پیچیده و به هم پیوسته هستیم که از هزاران سال قبل دست به تغییر ناآگاهانه در آن زده ایم. از هنگامی که غارهایمان را ترک کردیم، این تغییرات شروع شده اند و حالا به مرحله ای رسیده ایم که بدون آسیب زدن به محیط زیستمان، قادر به ادامه حیات نیستیم.</p>
<p>گذشت زمانی که در روستاها، برای محافظت از آفت های گیاهی، راه کاری به جز سموم مختلف یافت می شد. با زیاد شدن آفت هایی که خودمان درست کرده ایم، دیگر محصولی بدون استفاده از این سموم به دست نمی ایند، حالا هر چقدر هم که این سم ها به متابولیسم انسان صدمه نزنند، اما بالاخره هستند موجوداتی که آسیب می بینند.</p>
<p>در کنار این بحث گیج کننده در زمان حال، بحث گیج کننده تری هم برای نسل های آینده وجود دارد، سهم ما از محیط زیستمان به چه اندازه است و چقدر از آن را باید نه برای فرزندان که برای انسان های صدها سال دیگر بگذاریم؟ این بحث واقعا گیج کننده است چرا که باید از مصرف خودمان کم کنیم، راه کارهای سخت و هزینه بری را در پیش بگیریم و در یک کلام لذت حال مان را فدا کنیم تا نسل های بعدی که معلوم نیست کی از راه می رسند و چه کارهایی می کنند، بتوانند مثل ما از مواهب طبیعت لذت ببرند.</p>
<p>بحث های سرگیجه آور زیاد شد! بد نیست در پایان اشاره کنم که اصل ۲۷ بیانیه ریو پیرامون محیط زیست و توسعه، تصریح می کند که &#8220;کلیه دولت ها و افراد باید با حسن نیت و روحیه ای آکنده از همکاری در به ثمر رساندن اصول منعکس شده در این بیانیه و &#8230; با یکدیگر تشریک مساعلی بنمایند&#8221; این به این معناست برای حفاظت از محیط زیست و در عین حال توسعه پایدار، صلح و امنیت بین المللی، اگر مهم ترین نیاز نباشد، یکی از اصول و اهداف اولیه باید باشد. از این رو به نظرم کاری که من می توانم برای محیط زیستم انجام دهم و اکنون از آن غافل هستم، دراز کردن دست دوستی به سوی بقیه مسافران کشتی بزرگ زمین است، دستی برای دوستی، صلح و محبت تا با هم از سیاره مان محافظت کنیم!</p>
<p>&#8212;&#8211;</p>
<p>در این زمینه دیگران هم نوشته اند:</p>
<p><a title="اعترافات سبز: به چند طریق به زمین صدمه می زنیم از وبلاگ بامدادی" href="http://bamdadi.com/2009/03/29/green-confessions-how-do-i-impact-the-environment/" target="_blank">اعترافات سبز: به چند طریق به زمین صدمه می زنم</a> از وبلاگ بامدادی</p>
<p><a title="اعترافات سبز: درخت خوشمزه است از وبلاگ کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/?p=5155" target="_blank">اعترافات سبز: درخت خوشمزه است</a> از وبلاگ کمانگیر</p>
<p><a title="اعترافات سبز: زباله هایی که سبز نیستند از وبلاگ بر ساحل سلامت" href="http://smto.ir/?p=1629" target="_blank">اعترافات سبز: زباله هایی که سبز نیستند</a> از وبلاگ بر ساحل سلامت</p>
<p>پی نوشت: دوستان دیگری نیز که در این باره نوشته اند، خوشحال می شوم تا لینکهایشان را در اینجا اضافه کنم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/09/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به بهانه روز مبارزه با تبعیض نژادی: تولد دوباره</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/08/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%b6-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/08/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%b6-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Mar 2009 14:43:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض نژادی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاه پوستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=243</guid>
		<description><![CDATA[ بار اول که از کنارم رد شدی و دماغت را گرفتی، فکر کردم حتما سرما خورده‏ای. بار دوم، گفتم حتما بوی بدی به دماغت خورده است و فقط برای بار سوم بود که از خودم پرسیدم چرا این طور می‏کنی؟ مگر من چه فرقی با تو دارم؟آن روز هشت ساله شده بودم. به خانه که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p id="print_class_lead"> بار اول که از کنارم رد شدی و دماغت را گرفتی، فکر کردم حتما سرما خورده‏ای. بار دوم، گفتم حتما بوی بدی به دماغت خورده است و فقط برای بار سوم بود که از خودم پرسیدم چرا این طور می‏کنی؟ مگر من چه فرقی با تو دارم؟<span id="more-243"></span>آن روز هشت ساله شده بودم. به خانه که رفتم، مادرم گفت که ما سیاه هستیم. اول خندیدم. کافی بود جلوی آینه بروم و ببینم که ما سیاه هستیم. مادرم دوباره گفت ما سیاه هستیم، و تو سفید. </p>
<p>و این چنین صبح روزی که هشت ساله شدم، یاد گرفتم که من و میلیون‏ها نفر دیگر سیاه هستیم و تو و میلیون‏ها نفر دیگر سفید هستید، و این، یعنی این‏که تو از من برتری.</p>
<p>حافظه کودکانه‏ام به عقب برگشت، یاد آمد بچه که بودیم، کسی سفید یا سیاه نبود. من و تو، باهم از عرض خیابان می‏گذشتیم. دست یک‏دیگر را می‏گرفتیم و زبان سرخمان را ـ که اتفاقا هم‏رنگ بود ـ برای عابران بیرون می‏آوردیم. لباس‏هایمان، کیف‏هایمان و حتی غذای داخل سبدمان هم، یک شکل بود.</p>
<p>صبح روز هشت سالگی‏ام چیزهای دیگری هم یاد گرفتم. یاد گرفتم که تو حق داری هر کاری را انجام بدهی و من باید به دست‏های تو نگاه کنم تا لقمه‏ای برایم پرت کنی. لقمه‏ای از غذای خودم که به زور از دستم گرفته‏ای. تو سفید بودی. همیشه حق با تو بود.</p>
<p>و بعد تو هشت سال، ارباب من شدی. تقصیر تو نبود. همه می‏گفتند که تو ارباب هستی. وقتی از مقابل خانه ما رد می‏شدی، مادرم فریاد می‏زد:</p>
<p>ـ جان! ارباب کوچک رد می‏شود، به او سلام کن.</p>
<p>یا وقتی یکشنبه‏ها از آن سوی خیابان با پدر و مادرت به کلیسا می‏رفتید، پدرم دستور می‏داد:</p>
<p>ـ جان! کلاهت را برای ارباب و پسرش بردار.</p>
<p>شاید پدر و مادر تو هم می‏گفتند که تو ارباب هستی. تو سفید بودی.</p>
<p>اما صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام چیزهای دیگری آموختم. وقتی که شره‏های خون، روی صورت تو به راه افتاد، فهمیدم که خون تو مثل خون من قرمز است، نه بیشتر و نه کمتر.</p>
<p>یاد گرفتم که سر ارباب‏های سفید هم با سنگ می‏شکند و اصلا سنگ برای شکستن سر ارباب‏ها ساخته شده است. صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام، وقتی تو سگت را به سوی من رها کردی، باز هم فهمیدم که سگ تو هم از سنگ من می‏ترسد.</p>
<p>از صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام، دیگر سنگ را رها نکردم. تو از سنگ می‏ترسیدی، و عجیب این‏که سنگ سفید در دست‏های سیاه من، ارباب سفید را می‏ترساند.</p>
<p>هشت سال گذشت و من یاد گرفتم که صبور باشم. صبح اولین روز بیست و چهار سالگی‏ام، دیگر یاد گرفته بودم که سنگ را به زمین بیندازم و به فکر ارباب بودن تو در دلم پوزخند بزنم.</p>
<p>صبح این روز را با این فکر شروع کردم که من و تو باهم برابریم. نه تو ارباب هستی و نه من برده. کسی روز قبل در گوشم خوانده بود: «آن که باتقواتر است، برتر است».</p>
<p>صبح اولین روز بیست و چهار سالگی‏ام، بار دیگر متولد شدم. این بار با این آگاهی پا به جهان گذاشتم که کسی بر دیگری برتری ندارد.</p>
<p> </p>
<p>&#8212;&#8212;-</p>
<p>یکم فروردین، روز جهانی مبارزه با تبعیض نژادی است. این یادداشت در <a title="خبرگزاری آینده روشن، اخبار مهدویت و معنویت" href="http//bfnews.ir" target="_blank">خبرگزاری آینده روشن</a> نیز منتشر شده است</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/08/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d8%b9%db%8c%d8%b6-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رنگ های تندی که روی جنایت می کشند</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/06/17/%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/06/17/%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 19:45:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[قتل عام در میدان تیان آن من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/2008/09/07/%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[اینکه موقع خواندن کتابی گریه کنم، زیاد پیش می آید. نویسنده های زیادی این هنر را داشته اند که با تصویر کردن غم ها یا شادی های انسانی یا حتی حیوانی، من را بگریانند. شاید اصلا اشک هایم آماده ریخته شدن هستند. اما بعضی کتاب ها، عنصر گریه آورشان را توی مغز من می کارند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.kheyzaranonline.ir/1387/06/17/%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%86%d8%af/attachment/82/" rel="attachment wp-att-82" title="royaye_namomken.jpg"><img src="http://kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2008/09/royaye_namomken.jpg" alt="royaye_namomken.jpg" vspace="2" width="102" align="left" height="159" hspace="2" /></a>اینکه موقع خواندن کتابی گریه کنم، زیاد پیش می آید. نویسنده های زیادی این هنر را داشته اند که با تصویر کردن غم ها یا شادی های انسانی یا حتی حیوانی، من را بگریانند. شاید اصلا اشک هایم آماده ریخته شدن هستند. اما بعضی کتاب ها، عنصر گریه آورشان را توی مغز من می کارند و باعث می شوند که در زمان و مکانی دیگر هم با یادآوری تصاویری که خلق کرده اند، اشک هایم در بیانند. دیشب یکی از این کتاب ها را در میانه هیاهوی مهمانی و بازی فوتبال ایران و عربستان خواندم، کتابی که به حادثه ناگوار قتل عام روشنفکران چینی در میدان تیان آن من (صلح آسمانی) پکن اشاره داشت: رویای ناممکن لی جون<span id="more-81"></span></p>
<p>رویای ناممکن لی جون، کتابی است که محمد قاسم زاده نوشته است و خوشبختانه ترجمه هیچ کتاب واقعی ای نیست. یعنی در واقعیت لی جونی وجود نداشته و کشته نشده و نامزدش در زندان نبوده است. اما این باعث نمی شود تا به یاد نیاورم که در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ در میدان تیان آن من تانک ها در مقابل مردم ایستادند و سپس از روی آنها گذشتند.</p>
<p>بدون شک در جایی که تانک ها در مقابل چشم دوربین از روی مردم گذشتند، وقایعی مانند آنچه محمد قاسم زاده نوشته است، اتفاق افتاده است. وقایعی که نشان از یک جنون عمومی دارد. گاهی وقت ها این جنون عمومی گریبانگیر بخشی از مردم می شود و عجیب این است که در گیر و دار این جنون، اولین کسانی که حذف می شوند، کسانی هستند که می توانند فکر کنند و بنویسند.</p>
<p>چینی های عزیز البته الان به شیوه های بهتری مخالفان خود را حذف می کنند و از روش های خشن و بدون ظرافت کمونیستی دوری جسته اند. دیگر چینی ها کسی را این چنین در ملاء عام نمی کشند، به دانشگاه ها حمله نمی کنند و افراد را تبعید نمی کنند. آنها حالا کاری را انجام می دهند که مشاوران غربی اشان را یادشان داده اند!</p>
<p>حالا دیگر برای پوشاندن صداهای مخالف چین و آمریکا و انگلستان و کشورهای دیگر برای گرفتن سهمیه المپیک یا جام جهانی با هم رقابت می کنند. دیگر کسی به حرف آنهایی که فکر می کنند گوش نمی دهد چرا که افتتاحیه پر زرق و برق المپیک (خواه آتش بازی هایش زنده باشد و خواه از قبل ضبط شده) همه را، تاکید می کنم همه را در جنون عمومی اش درگیر می کند.</p>
<p>چینی ها یاد گرفته اند که برای پوشاندن ننگ، باید از رنگ استفاده کرد. این چیزی است که غربی ها خیلی وقت است می دانند. ننگ حمله به عراق را با رنگی بپوشان، آن چنان غلیظ که از زیر آن فریاد مردم غیر نظامی شنیده نشود. ننگ قتل عام در غزه را هم می توانی با همان رنگ یا با رنگ دیگری بپوشانی.</p>
<p>این ها را هم ببینید:</p>
<p><a href="http://www.caravan.ir/BookDetails.aspx?BookId=53&amp;CategoryId=7" title="کاروان است دیگر! همه چیز منتشر می کند!" target="_blank">معرفی رویای ناممکن لی جون از سایت انتشارات کاروان، ناشر کتب</a></p>
<p><a href="http://2nyaayeman.blogfa.com/post-12.aspx" title="به نظر می اید این وبلاگ رها شده است!" target="_blank">درباره این کتاب در وبلاگ دنیای من </a></p>
<p><a href="http://elahebook.persianblog.ir/" title="این وبلاگ هم مثل قبلی رها شده است" target="_blank">معرفی کتاب در وبلاگ بررسی کتاب</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/06/17/%d8%b1%d9%86%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d8%b4%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مثل ماهی، وقتی که توی آب، آب را نمی بیند</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/19/%d9%85%d8%ab%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/19/%d9%85%d8%ab%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 21:16:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[تالاب انزلی]]></category>
		<category><![CDATA[حق بر محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/1387/03/19/%d9%85%d8%ab%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[ما آدم ها وضعیت جالبی داریم، مثل ماهی هایی هستیم که به تمامی داخل آب غوطه ور هستند اما اگر ازشان بپرسی آب چیست، نمی دانند. وضعیت ما و محیط زیست مان هم همین طور است. هر چه که داریم، داشته ایم و یا در آینده به دست می آوریم از همین چیزهایی است که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ما آدم ها وضعیت جالبی داریم، مثل ماهی هایی هستیم که به تمامی داخل آب غوطه ور هستند اما اگر ازشان بپرسی آب چیست، نمی دانند. وضعیت ما و محیط زیست مان هم همین طور است. هر چه که داریم، داشته ایم و یا در آینده به دست می آوریم از همین چیزهایی است که دور و برمان را گرفته است؛ اما وقتی حرف از محیط زیست به عمل می آید، فکر می کنیم که این دیگر بازی جدیدی است که یک عده بی کار دنبال آن هستند.<span id="more-47"></span>رسانه های داخلی ما محیط زیست را فقط وقتی جدی می گیرند که ابزاری برای سیاست ورزی شود، مثلا امریکا از امضای پیمان کیوتو خودداری ورزد یا آلیاژ خنجری موجود در بمب ها و گلوله های ناتو یا آمریکایی ها، خاک عراق را آلوده کند.</p>
<p>برای رسانه های ما وقتی یک پروژه ملی استانداردهای زیست محیطی را رعایت نمی کند، محیط زیست مفهومی ندارد. نه اسپانسر مالی ای دارد که پول بدهد و نه طرفدارانش رای به درد بخوری دارند.</p>
<p>در واقع اگر رسانه ای هم بر روی یکی از پروژه های آسیب زننده به محیط زیست تمرکز کند، اگر چپ باشد، به سرعت برچسب عناصر داخلی کمک کننده به دشمن را می خورد و اگر راست باشد، خوب توجیه نشده است و باید توجیه شود.</p>
<p>چرا تا به حال هیچ یک از رسانه های تاثیر گذار ما به طور جدی بحث آزاد راه تهران شمال را بررسی نکرده اند؟</p>
<p><img src="http://kheyzaran.com/wp-content/uploads/2008/06/anzali_3_87-057.jpg" alt="anzali_3_87-057.jpg" align="left" />مگر تالاب انزلی بخشی از این مرز و بوم نیست؟ چند روز گذشته که به سراغش رفته بودیم، پر بود از آشغال و قایق های موتوری توریست های داخلی و دریغ یک نفر که دلش بسوزد. قایقرانمان می گفت که &#8230; باشد یک پست دیگر که کاملا ماجرای سفر به انزلی را بنویسم. عجالتا یک عکس از پرنده ای جا خوش کرده بر تیرهای چوبی ابتدای تالاب را می گذارم.</p>
<p>یا اینکه دریاچه ارومیه چه گناهی کرده است؟ اصلا چرا راه دور بروم، همین دریاچه نمک قم سالیان سال است که توسط شرکت های دولتی دست به دست می شود تا سفال منیزیوم آن را استخراج کنند ولی &#8230; .</p>
<p>محیط زیست را من به عنوان یک درس هم گذرانده ام، یکی از مصادیق حقوق نسل سوم، حق بر محیط زیست سالم است، چه در حال حاضر و چه برای آیندگان.</p>
<p>حرفم این است که وقتی متوجه محیط زیستمان می شویم که از آب بیرونمان انداخته باشند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1387/03/19/%d9%85%d8%ab%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%8c-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
