در کلاس های درس رشته حقوق، خیلی چیزها خواندیم. از جمله چیزهایی که خواندیم انواع تفسیر از قانون بود. یکی تفسیر موسع بود که در آن دامنه شمول یا دیگر موارد یک قانون بسط و گسترش داده می شد و دیگری تفسیر مضیق که بر نص قانون تاکید داشت و ذره ای بیش از آن نبود.
این دو تفسیر تنها مواردی بودند که در اعمال قانون و تفسیر آن کاربرد داشتند و البته بسیاری از اوقات تفسیر موسع ممنوع بود مانند قوانین جزایی که در ان تفسیر موسع ممنوع بود مگر به جایی که به نفع متهم باشد.
اما اینها مال زمان کودکی ما بوده است. حالا دیگر یک منبع دیگر و صد البته مهم برای تفسیر قانون وضع شده است. منبعی به نام سلیقه.
قانون به روایت سلیقه اجرا می شود، به روایت سلیقه شامل کسی می شود و باز هم به روایت سلیقه اصلا قانون می شود! سلیقه ها قوانینی را که دوست ندارند، می کشند و منسوخ می کنند و از روی سلیقه، قوانین جدید نوشته شده، اجرا می شوند.
یکی از موارد سلیقه ای به عنوان مثال، صدور قرارهای قانونی است. قرارهایی که از قول شرف تا بازداشت موقت قابل صدور هستند اما سلیقه این چنین حکم می کند که قرار بازداشت موقت بیشتر از بقیه صادر شود.
یکی دیگر از مواردی که سلیقه ای شده است اما این بار به سلیقه جمع بستگی دارد، فیلترینگ است. درباره فیلترینگ چندین بار نوشته ام. قانونی به دست نمایندگان مجلس تصویب شد اما مدتی نامعلوم اجرا نشد و سپس ناگهان به اجرا گذاشته شد.
قانونی پر از نکات مبهم، بدون حق تجدید نظرخواهی برای متهم و حتی مجازات متهمین قبل از بررسی مورد اتهام که در اجرا به دست سلیقه های جمعی گرفتار شده است و ازین هم بدتر شده است. درباره این سلیقه دسته جمعی اجرای قانون چه می توان گفت؟
قانون موارد دیگری هم سلیقه بردار می شود. جایی که خود قوه قضائیه درگیر باشد، مثلا وبلاگ نویسی علیه رییس این قوه بنویسد یا کسی ایرادی ازین قوه بگیرد. نمونه حی و حاضرش، گزارشی است که گزارشگر حقوق بشر، احمد شهید، از ایران نوشته است و به درستی مواردی از نقض حقوق بشر در قوه قضائیه را بیان کرده است. مواردی که حتی مخالف قوانین موضوعه جمهوری اسلامی است چه برسد به میثاق های حقوق بشر که برای ما در حکم قانون نیز هستند. در اینجا قانون هست، ولی اجرا شدن یا نشدن آن به سلیقه و فقط و فقط به سلیقه مجریان بر می گردد.
قانون به روایت سلیقه! شاید بهتر باشد این عبارت را روی جلد کتاب قانون بنویسند.
بعد از تحریر: لعنت بر پدر و مادر آن رصدگر ابلهی که این مطلب من را در سایتش منتشر می کند و هر برچسبی را سلیقه ای می چسباند. راضی شدی رصدگر؟


