۱۴ مرداد ۱۳۹۰

بس است دیگر. خیلی از شما حمایت کردیم آقای بشار اسد. خیلی هم طبیعی بود. منافع استراتژیکی داشتیم. مخالفان شما را آمریکایی ها تحریک کرده و می کنند و عربستان و قطر برای آنها پول فراهم می کنند. همه اینها دلایل محکمی بودند که از دولت شما حمایت کنیم و هر گونه تغییر در شرایط سیاسی کشور شما را، برنتابیم.

(ادامه…)

۳ اسفند ۱۳۸۸

ناوشکن جماران، عکس از فارس، شایگانخوب در وبلاگستان فارسی، همانند بخش انگلیسی آن؛ بی کار زیاد است! این را گفتم تا بعد از آن بگویم که حسن میثمی، بنده را به شرکت در بازی وبلاگی “طراحی ۳ ماموریت برای ناوشکن جماران” دعوت کرده است و این دعوت در نگاه اول نشان از بی کار بودن حسن،و پاسخ مثبت من،  نشان از بی کارتر بودن من نسبت به حسن دارد! حالا این ناوشکن جماران را کجا بفرستیم اول عمری که هنوز نو است و ضربه گیرهای درش را هم برنداشته اند و هنوز خط هم به آن نیفتاده است؟
(ادامه…)

۲۷ بهمن ۱۳۸۸

یک وقتی می خواهیم خدمت دشمن برسیم و حسابی حالش را بگیریم ولی فاصله جغرافیایی مانع می شود. یک وقتی هم دشمن خودش بهانه دستمان می دهد و می آید بغل گوشمان. فکر کنم خیلی ها این خبر را شنیده اند که دو فروند ناو اسرائیلی به همراه یکی دو تا زیردریایی اسرائیلی، وارد آب های خلیج فارس شده اند. این از همان وقت هایی است که دشمن خودش می آید بغل گوشمان و اصلا بهانه دستمان می دهد تا خدمتش برسیم، می پرسید چطور؟ عرض می کنم!
(ادامه…)

۸ آذر ۱۳۸۷

این مثل عامیه که از گلستان سعدی گرفته شده است، بارها به ذهن من می رسد. سنگ را بسته و سگ را باز کرده اند! شان نزولش هم به جایی بر می گردد که ادم را به کاری مجبور کرده باشند و راه های فرار را هم بسته باشند. اینجاست که باید مثل همان شاعر بدبختی که سعدی درباره اش نوشته، نالید و شکایت کرد. اما چرا الان دوباره من یاد این مثل افتاده ام؟ ان هم نیمه شبی که مریض و خسته هستم و به زور چشم هایم را باز نگه داشته ام؟ علت تنها یک چیز است: محاصره غزه به دست اسرائیل! (ادامه…)