۱۶ بهمن ۱۳۹۰

بازار شایعه سازی درباره حمله به ایران، این روزها خیلی داغ است. یکی می گوید حمله همین هفته است، یکی دیگر می گوید، نه هفته بعد. آن یکی می گوید ماه بعد و همین طور جلو می روند. اخیرا وزیر دفاع آمریکا هم در این جنگ روانی علیه ایران و شاید علیه رای دهندگان آمریکایی و بقیه مردم دنیا پای گذاشته است و سه ماهه دوم سال جاری میلادی را تاریخ حمله احتمالی اسرائیل به ایران اعلام کرده است.

 

اگر به دیده طنز نگاه کنیم شبیه بازی کودکانه “یک مرغ دارم، روزی چند تا تخم می گذارد؟” شده است که هر کس یک عددی را در هوا می اندازد تا بازی ادامه پیدا کند. به ویژه اینکه در ده سال اخیر این تعیین وقت حمله بارها تکرار شده است. البته وظیفه شیعه کلا تکذیب کردن “وقاتون” است. یعنی کسانی که تعیین وقت می کنند، کذاب و دروغگو هستند.

 

اما فارغ از طنز، اظهار نظر وزیر دفاع آمریکا درباره حمله به ایران از نظر من حاوی دو نکته مغفول مانده است. دو نکته مهم که دقت به آنها می تواند بر آینده ایران تاثیر بگذارد.

 

یکم. در مطلبی که واشنگتن پست به نقل از پانه تا منتشر کرده، بیان شده که “ایالات متحده تعهدی ۶۰ ساله به حفظ امنیت اسرائیل دارد و در صورتی که مراکز جمعیتی اسرائیل در معرض خطر باشند، آمریکا خود را متعهد به دفاع از این کشور می‌داند. ” این یعنی در صورت حمله ایران به مراکز جمعیتی اسرائیل، ایالات متحده دست به حمله متقابل به کشور حمله کننده خواهد زد. اما اگر کشور متخاصم به جای حمله به مراکز جمعیتی، به مراکز نظامی اسرائیل حمله کند چه؟

 

سناریویی را در نظر بگیریم که در آن اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله می کند. ایران هم متقابلا به تاسیسات نظامی و هسته ای اسرائیل که در مراکز جمعیتی قرار ندارند، حمله می کند و با موشک های اعلام شده و اعلام نشده اش، اقدام به نقطه زنی می کند. در این صورت، با توجه به گفته های آقای پانه تا، وزیر دفاع آمریکا، ایالات متحده دخالتی نمی کند چرا که ایران به قول صهیونیست ها قصد ایجاد هولوکاستی دیگر را ندارد.

 

دوم. وزیر دفاع آمریکا مساله مهم‌تری را اعلام کرده است که در صورت دقت تیم دیپلماسی خارجی ایران، تاثیر مهمی در سیاست خارجی خواهد گذارد. در واقع این نکته، کلید گذر از بحرانی است که در روابط ایران با غرب وجود دارد زیرا همیشه در دل بحران است که راه حل های جدید یا کمتر مورد توجه، امکان طرح می یابند.

 

براساس گفته های آقای پانه تا، می توان این طور تحلیل کرد که امکان “رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل بدون دخالت آمریکا” و با تکیه بر تسلیحات متعارف فراهم هست. در واقع دو کشور می توانند با یکدیگر تحت نظارت آمریکا، وارد جنگ موشکی شوند و با سلاح های دوربرد و میان برد خویش به یکدیگر حمله کنند. این حمله نیش زهرآگین نیروهای نظامی اسرائیل را که هر لحظه ادعای حمله می کنند را خواهد گرفت و از سوی دیگر برنامه هسته ای ایران  ـ که به ادعای غربی‌ها مقاصد نظامی دارد ـ را نیز دچار وقفه یا اساس نابود می کند. ایالات متحده بر رفت و آمد موشک ها نظارت خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که هیچ یک از دو طرف از تسلیحات هسته ای ـ مگر ایران سلاح هسته ای دارد؟ ـ استفاده کند و در عین حال ایران نیز با خویشتن داری از حمله زمینی به اسرائیل توسط حزب الله لبنان از یک سو و از حمله به نظامیان آمریکایی از سوی دیگر، خودداری خواهد کرد. بعد از یکی دو هفته هم با میانجی گری آمریکا و روسیه و چین، آتش بس توسط نیروهای سازمان ملل برقرار می شود.

 

تقریبا مشابه این قضیه در هنگام ملی شدن کانال سوئز و درست در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اتفاق افتاده است، و اکنون هم بار دیگر در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هستیم!

 

از این دو نکته در مجموع می توان به این نتیجه رسید که تهدید تو خالی اسرائیل برای حمله به ایران در ماه های آینده، پاسخی بسیار دردناک از سوی آمریکایی ها به ارمغان آورده است. این پاسخ این است: اگر کسی را تهدید می کنی، خودت هم جورش را بکش!

 

پی نوشت: اینکه ایران با این طرح آمریکایی ها موافقت می کند، یک مساله دیگر است! :)

۱۴ مرداد ۱۳۹۰

بس است دیگر. خیلی از شما حمایت کردیم آقای بشار اسد. خیلی هم طبیعی بود. منافع استراتژیکی داشتیم. مخالفان شما را آمریکایی ها تحریک کرده و می کنند و عربستان و قطر برای آنها پول فراهم می کنند. همه اینها دلایل محکمی بودند که از دولت شما حمایت کنیم و هر گونه تغییر در شرایط سیاسی کشور شما را، برنتابیم.

(ادامه…)

۱۸ خرداد ۱۳۹۰

کار امروز آمریکایی ها و اسرائیلی‌ها، شده است بچه ترساندن. یکی شان می شود لولو خورخوره و یکی دیگر لولوی گنده تر. این یکی هو هو می کند و آن یکی می گوید که اگر افسار این لولوخورخوره را ول کنم، چه ها که نمی شود. حالا می خواهم ببینم اگر واقعا افسار این سگ دست آموز که به تعبیری حالا سوار صاحبان آمریکایی اش هم شده است، ول شود، چه می شود؟

(ادامه…)

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

امروز از صبح یک حال خوبی نداشتم. احساس می کردم روز نکبتی شروع شده است.  الان یکی از رفقا گفت که امروز واقعا روز نکبت است. روز اعلام رسمی تشکیل دولت اسرائیل. نکبت در نکبت.

۵ اسفند ۱۳۸۸

اخبار ماجرای هسته ای ایران را قبل از این که رسانه ای شود، کم و بیش می شنیدم. قبل از اینکه هسته ای شدن نطنز لو برود، وقتی در مسیر دهمان، ابیانه، از کنار تاسیسات هسته ای می گذشتیم، یکی به شوخی می گفت: دارن بمب هسته ای را بغل گوش ده ما می سازند. حالا که حداقل یک دهه از این ماجرا گذشته است، بیشتر به این معتقد می شوم که آمریکایی ها دوست دارند ایران سلاح هسته ای داشته باشد. اما دلایلم برای این برداشت چیست؟
(ادامه…)

۲۷ بهمن ۱۳۸۸

یک وقتی می خواهیم خدمت دشمن برسیم و حسابی حالش را بگیریم ولی فاصله جغرافیایی مانع می شود. یک وقتی هم دشمن خودش بهانه دستمان می دهد و می آید بغل گوشمان. فکر کنم خیلی ها این خبر را شنیده اند که دو فروند ناو اسرائیلی به همراه یکی دو تا زیردریایی اسرائیلی، وارد آب های خلیج فارس شده اند. این از همان وقت هایی است که دشمن خودش می آید بغل گوشمان و اصلا بهانه دستمان می دهد تا خدمتش برسیم، می پرسید چطور؟ عرض می کنم!
(ادامه…)