۱۵ فروردین ۱۳۹۱

یکی از مسائلی که همه کم و بیش درباره آن شنیده‌ایم، جاسوسی گوگل از ایرانی‌ها یا مسلمانان یا مخالفان دولت آمریکا و سیستم سرمایه‌داری است. بخشی از صدای رسمی جمهوری اسلامی که از سایت های خبری ای چون فارس نیوز شنیده می‌شود، هر از چند گاهی مطالبی درباره انواع جاسوسی گوگل، عضویت مقامات سابق دولت آمریکا در گوگل و حضور مقامات گوگل در جلسات حساس تصمیم گیری دولتی و غیر دولتی آمریکایی صحبت می‌کند. حتی گاهی اظهارنظرهای رسمی هم از مقامات نظامی و امنیتی، بر این دیدگاه اصرار می ورزند که گوگل، جاسوس است. 

 

برای اینکه درستی یا نادرسی این ادعا را بررسی کنیم، ابتدا باید ببینیم دقیقا علیه گوگل چه حرف‌هایی زده می‌شود و سپس هر ادعا را در ذیل آن پاسخ بگوییم.

 

1_ گوگل از اساس یک شرکت صهیونیستی است که برای جاسوسی اطلاعات حساس ایرانی‌ها و سایر کشورهای ضد اسرائیلی درست شده است.

 

این ادعا که اساس بسیاری از شرکت‌های چند ملیتی موفق، صهیونیستی است و از اساس برای جاسوسی از اطلاعات حساس ما یا انجام کارهای بد علیه ما شکل گرفته‌اند، کم و بیش همیشه مطرح بوده است. از یاهوی صهیونیستی تا HP صهیونیستی در این سالها مطرح شده اند تا شرکت های کوچک تری مثل اسکایپ! اساس همه این ادعاها بر این مساله استوار است که این شرکت ها یا محتوای ضد صهیونیستی را سانسور می کنند یا اینکه با اهداف صهیونیست ها همراهی می کنند اما هیچ گاه دلیل محکمی مانند کمکی که کوکاکولا به رژیم صهیونیستی میکند، مطرح نشده است.

 

شاید درست این باشد که بگوییم هر مجموعه موفقی در جهان، نظر افراد مختلفی را برای استفاده و سواستفاده به سوی خود جلب می‌کند و هر کس که پول یا قدرت مورد نظر را داشته باشد، از آنها بهره می برد. مثلا چندی قبل یک شاهزاده سعودی بخشی از سهام توئیتر را خرید تا احتمالا از تاثیر توئیتر در اعتراضات مردم عربستان بکاهد. اما کسی نمی گوید توئیتر سعودی است! گوگل که موفق ترین شرکت فناوری است، احتمالا مورد توجه صهیونیست ها قرار دارد و سعی در تاثیر بر سیاست های آن دارند. اما این که بگوییم گوگل از اساس صهیونیستی است، چیزی جز یک توهم بیمارگونه نیست.

 

2- گوگل یک سیستم جاسوسی بالفطره است که از اساس برای جاسوسی کردن از ما پدیده آمده است.

 

این ادعا نیز به مانند ادعای نخست، ریشه‌ در حقیقت ندارد. از آنجا که کار گوگل، فهرست کردن اطلاعات همه چیز بر روی وب است، احتمالا همه چیز هم در آن یافته می شود. حالا اگر کسانی اطلاعات حساس ادارات و سازمان های خود را بر روی وب می گذارند، دیگر هر کاری هم بکنند، روغن ریخته به چراغ بر نمی گردد. گوگل باید برای تحویل نتیجه درست جستجو، همه چیز را فهرست کند به نحوی که هر چیزی در صورت درخواست درست، به موقع پیدا شود. شاید این یافته سخنرانی تحویل سال رییس جمهور ایران باشد یا اینکه پیام رییس جمهور آمریکا به مناسبت تحویل سال ۱۳۹۱!

 

اما در عین حال این نکته نیز مطرح است که سازمان های دولتی با دسترسی به اطلاعات جمع آوری شده توسط گوگل و با استفاده از فناوری های “دیتا کاوی” و رایانه‌های بسیار سریع، می توانند اطلاعات مهمی از مردم کشورها و دولت ها به دست آورند که در واقع، این هدف از نتایج جنبی فعالیت های گوگل است. پس گوگل برای جاسوسی پدید نیامده است اما از آنجا که انباشته شدن داده‌ها در هر مکانی، آن را به هدفی برای دولت‌ها و سیستم های جاسوسی و شرکت‌های تجاری تبدیل می‌کند که گوگل نیز از این مساله مستثنی نیست.

 

3- گوگل برای همه مردم دنیا یکسان عمل نمی‌کند بلکه علیه کسانی که با سیاست‌های آمریکا مخالف هستند، فعالیت می‌کند.

 

این ادعا که با برخی از عملکردهای گوگل مانند سانسوس نوشته‌های ضد هولوکاست در نتایج سرچ تقویت می‌شود، از اساس اشتباه است. در واقع گوگل تابع قوانین و مقررات کشوری است که در آن ثبت شده و مقر اصلی فعالیتش در آن است. اگر دولت آمریکا از گوگل اطلاعاتی را بخواهد، گوگل باید آن را ارائه کند. حال فرقی نمی کند این اطلاعات فهرست فعالین فارس زبان فضای مجازی باشد که مشکوک به همکاری با ارتش سایبری هستند ـ نامی که فعلا لرزه بر اندام آمریکایی‌ها انداخته است ـ یا اینکه محتوای شش ماهه اخیر ایمیل تعدادی از عناصر مشکوک به همکاری با مافیای مواد مخدر ایتالیا. گوگل به هر حال باید خواسته دولت آمریکا را اجرا کند. 

 

برای واضح شدن ماجرا، می توان مثالی از داخل ایران است. اگر دولت ایران، اعم از سرویس های امنیتی یا قوه قضائیه، به بلاگفا دستور دهد آی پی های استفاده شده برای دسترسی به داشبورد یک وبلاگ را از زمان تشکیل تا زمان حال ارائه کند، آیا مدیر بلاگفا می تواند از این کار طفره برود؟ پاسخ نه است و در صورت عدم همکاری با دستور رسمی یک نهاد امنیتی یا قضایی، مدیر بلاگفا براساس قوانین کشور ما محکوم می شود. حال وقتی چند بار چنین همکار رسمی ای صورت گیرد، احتمالا برای دفعات بعد، دیگر مامورین شناخته شده برای گرفتن اطلاعات یک وبلاگنویس مظنون به فعالیت های خرابکارانه، ماجرا را کش نمی‌دهند و از مدیر سرویس وبلاگی خواهند خواست که اطلاعات را سریع تر ارسال کند و منتظر حکم قاضی نشود. در مقابل آنها هم جای دیگری فعالیت قانونی و مفیدی برای وی انجام خواهند داد. قطعا نادیده گرفتن چنین لطفی در آینده برای شرکتی مثل گوگل که هر روز با مشکلات قانونی و حقوقی روبروست، احمقانه است همان طور که این لطف و این رابطه در ایران نیز وجود دارد.

 

در ادامه این ادعا گفته می شود که گوگل داوطلبانه با سرویس های امنیتی آمریکایی و غربی همکاری می کند اما مگر ما نیز در ایران نباید داوطلبانه با سرویس های امنیتی در مواردی که خطری نظام جمهوری اسلامی را تهدید می کند، همکاری کنیم؟ پس چرا گوگل را به خاطر کاری که به فرموده امام راحل(ره) همه ما باید در انجام آن کوشا باشیم، سرزنش می کنیم؟ در واقع گوگل ابزار خوب دولت و نظام آمریکا است چیزی که اگر درست فکر کنیم، ما هم باید برای نظام و دولتمان باشیم.

 

4- گوگل با ایران در موارد حقوقی و قانونی برابر برخورد نمی‌کند.

 

بیایید این ادعا را با یک مثال باز کنیم. آموزش دادن ساختن بمب در همه جای دنیا ممنوع است. انتشار آموزش ساختن بمب در هر مطبوعه ای در هر جای دنیا یا روی هر وب سایتی به بستن آن توسط دولت ها می انجامد. گوگل نتایج جستجو برای آموزش بمب در اکثر کشورها را در صورت تشخیص فیلتر می کند یا اینکه در صورت درخواست هر دولتی، آن را حذف می کند. اما در مورد ایران چنین کاری انجام نمی شود و شما به راحتی می توانید آموزش ساخت چندین نوع بمب و نارنجک و چیزهای مشابه را از گوگل پیدا کنید.

 

جملات بالا درست هستند. نتیجه یک جستجوی ساده در گوگل نشان می دهد که شما می توانید با آی پی ایران به دستورالعمل ساختن بمب دست پیدا کنید اما عین همین جستجو با آی پی غیر ایران نیز شما را به نتایج راه گشایی در ساختن بمب می رساند. در عین حال منکر این نیستم که در صورت درخواست دولت ها نتایج مرتبط با آنها حذف می شود اما درخواست دولت ایران احتمالا بی پاسخ گذاشته شده است. البته شاید به یک دلیل بسیار ساده که عبارت است از درخواست نکردن باشد که دولت ایران موفق به رسیدن به جواب مثبت نشده است. در عین حال گوگل هم حق دارد. چرا باید درخواست های دولتی را قبول کند که قبل از هر درخواست و سوالی، به فیلتر کردن سرویس های گوگل و حتی جستجوی تحت وب آن اقدام می کند، جواب مثبت دهد؟

 

به نظر من اگر درخواست های حذف نتایج جستجو به شکلی غیر از راه کار دولتی و براساس منطق و قانون به دست گوگل برسد، در گوگل کسانی هستند که جواب مثبت بدهند. موارد کودک آزاری، ساخت بمب، حمایت از تروریسم، توهین به ادیان (نه بحث از درستی و صحت ادعاهای ایشان) بحث های نژادی، همگی قابل مذاکره توسط یک یا چند گروه غیر دولتی در فضای مجازی با گوگل هستند. در عین حال به نظر من حتی می توان از گوگل خواست برای حمایت از حقوق کودکان، در جستجوی امن خود، (Safe Search) مواردی چون پورن، داستان های غیر اخلاقی و هر چیزی که برای زیر ۱۸ سال در قوانین بین المللی مجاز نیست را به شکل قانونی سانسور کند.

 

5- گوگل با انقلاب اسلامی دشمن است و برای براندازی آن تلاش می کند.

 

این یکی از خنده دار ترین ادعاهایی هست که علیه یک موتور جستجو شنیده ام. به باور من نشر بسیاری از فعالیت های مثبت پیرامون انقلاب اسلامی ایران، جز با یاری گوگل ممکن نبوده است. حال چطور با دیدن نتایج مطالبی علیه انقلاب اسلامی در نتایج جستجوی گوگل، می توان گفت گوگل با انقلاب اسلامی دشمن است؟ بالاخره مخالفان انقلاب اسلامی ایران، با بودجه های شخصی یا بودجه هایی که بعضا دولت های غربی مانند دولت آمریکا به آنها اعطا کرده است، در فضای مجازی فعالیت می کنند و گوگل هم نتایج فعالیت آنها را نشان می دهد. 

 

البته نمی توان انکار کرد که انگولک کردن گوگل، باعث واکنش آن می شود که نمونه آن، عکس لحظه حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۸۸ در میدان آزادی است که در وبلاگ گوگل ارث منتشر شد. وقتی ما به یک شرکت عظیم بین المللی با فیلترینگ سرویس هاش حمله می کنیم، قطعا باید منتظر حملات متقابل هم باشیم. از یاد نبریم که گوگل یک سایت بیچاره ایرانی نیست که با دستور کارگروه فیلترینگ، از روی سرورهای داخلی پاک شود بلکه امروزه گوگل به یک نیاز تبدیل شده است.

 

6- گوگل از اطلاعات ما پول در می‌آورد!

 

نفس پول در آوردن در اسلام و دیگر ادیان و در دنیای آزاد، بد نیست. اسلام کسب حلال را ترویج می کند و چندین و چند شرکت داخلی دنبال همین تجارتی هستند که گوگل سرآمد آن است اما متاسفانه بلد نیستند چطور الگوریتم سرچی مثل گوگل بنویسند و منابعی مثل گوگل در اختیار ندارند. گوگل دقیقا از اطلاعات ما پول در می آورد اما کار گوگل بدتر از شرکت های مخابراتی یا سازمان سنجش نیست که اطلاعات مشتریان خود را برای فرستادن پیامک تجاری یا تبلیغ تست کنکور و کلاس کنکور ارشد، می فروشند. پس این ادعا هم کاری است که خود ما می کنیم ولی چون ما به اندازه گوگل پول در نمی آوریم، پس می توانیم از گوگل انتقاد کنیم!

 

در یک نتیجه گیری کلی باید بگویم که گوگل بزرگ است، از اطلاعات ما پول در می آورد، اطلاعات ما در اختیار سازمان های امنیتی و قضایی آمریکا و کشورهای غربی می گذارد، سیاست های صهیونیست ها را اجرا می کند، علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کند اما ذات آن تنها یک شرکت برتر و پیشرو در دنیای فناوری امروز است که برای بقای خود تلاش می کند و همان کارهایی را انجام می دهد که ما هم به نوع دیگری آن را انجام می دهیم. پس گوگل نه دوست ماست نه دشمن ما بلکه ابزاری است که در عین کمک کردن به ما از ما استفاده می‌کند. بهتر نیست با ماهیت ابزارگونه آن کنار بیاییم؟

 

پی نوشت: برخی از مقامات دولتی و کارشناسان فناوری ایرانی، آن چنان علیه گوگل حرف می زنند که انگار سالها به مطالعه این غول دنیای فناوری پرداخته اند اما وقتی پای بحث منطقی و مستند پیش می آید، مشخص می شود که از گوگل هیچ نمی دانند و متکی به برگه‌های نوشته شده و جملات مارکدار شده کارشناسانشان هستند. بهتر نیست به جای این آدم‌ها، کارشناسان واقعی فضای مجازی درباره نحوه مواجهه با گوگول و سایر سرویس‌های فضای مجازی نظر بدهند؟

۱۳ فروردین ۱۳۹۱

جایزه تشویقی صادراتی ایران برای گسترش صادرات غیر نفتی سالیان سال است که کجدار و مریض به صادرکنندگان پرداخت می شود و همه ساله در همایشی هم برترین صادرکنندگان مورد تشویق قرار می گیرند. ارزش جنس صادر شده و تنوع در کشورهای هدف به اضافه میزان ارزآوری برای کشور و چندین و چند فاکتور ریز و درشت میزان این جایزه را تعیین می کنند و حتی گاهی اوقات هزینه نمایشگاهی در کشورهای هدف را نیز در بر می گیرند.

 

از این رو، تولید کنندگان و صادر کنندگان ایرانی به دنبال این هستند تا هر چیز مشمول این جایزه را به هر کجا که می توانند صادر کنند تا علاوه بر به دست آوردن سود صادرات، از جایزه نیز برخوردار شوند و حتی بتوانند با رییس جمهور عکسی بگیرند و جایزه ای از دستش که البته این آخری در چند سال اخیر که محمود احمدی نژاد در جهان شناخته شده است، صادر کنندگان ایرانی را کمتر وسوسه می کند!

 

مکانیزم این جایزه اما متاسفانه ایراد دارد. یعنی علی رغم ریز بینی تا جایی که تفاوت وزن ناخالص و خالص را در صادرات برخی کالاها در نظر می گیرد، اما شاخه های مهم و ارزشمندی را که اتفاقا مهم ترین صادرات جمهوری اسلامی در آن شاخه قرار دارد را در نظر نگرفته است و از این رو، تاکنون جایزه به شایسته ترین صادر کننده ایران بعد از انقلاب اسلامی تعلق نگرفته است.

 

به نظر من جایزه صادراتی ایران، باید به جمهوری اسلامی تعلق بگیرد چرا که در همه سال های پس از انقلاب اسلامی ایران، صدور اندیشه انقلاب به اقصی نقاط جهان با قوت هر چه تمام تر و بدون هیچ حمایتی از سوی مقامات رسمی و دولتی ادامه داشته است.

 

اگر بعد از انقلاب ایران، مقاومت در فلسطین رنگ دیگری به خود می گیرد، اگر لبنان مورد تهاجم قرار گرفته براساس اندیشه های انقلابی صادر شده از سوی ایران، جلوی اسرائیل می ایستد، اگر در بوسنی، عکس امام خمینی (ره) در خانه‌ها یافت می‌شود، یا در لبنان در نقطه مرزی با اسرائیل، عکس رهبر انقلاب، آیت الله خامنه‌ای، برافراشته شده است، اینها چیزی نیست جز موفقیت جمهوری اسلامی در صادرات اندیشه انقلاب اسلامی به دیگر نقاط جهان.

 

این صادرات اما مثل بقیه کالاها نیست که در بسته بندی های شیک باشد و روی آن مهر “مخصوص صادرات” خورده باشد. سال های اول این جزوه های کوچک ترجمه شده از سخنان رهبر کبیر انقلاب بودند که قاره ها را در نوردیدند. البته قبل از آن خبر انقلاب به همه جا رفته بود و کم و بیش همه می دانستند که اتفاقی غیر معمول افتاده است که با تئوری های انقلاب های سوسیالیستی توجیه پذیر نیست.

 

بعد این جریان مستمر سوار بر فناوری های جدیدتر شد. امواج ماهواره، صفحات وب و البته تبلیغ چهره به چهره که از سالیان آغازین انقلاب اسلامی وجود داشت، انگیزه انقلاب و به پا خاستن علیه ظلم را به جاهایی برد که حتی فکرش را هم نمی شد کرد.

 

ارزش اندیشه های صادر شده به خارج از ایران قابل محاسبه نیست. انقلاب های عربی و مقاومت لبنان بخش های رو و مشخص این صادرات هستند و بسیاری از بخش های آن نامشخص هستند. اما همین قدر مشخص هست ارزشمندترین صادرات ایران پس از انقلاب، همین اندیشه انقلاب اسلامی است. لذا جایزه برترین صادر کننده کشور باید به جمهوری اسلامی ایران تعلق گیرد.

۹ فروردین ۱۳۹۱

نامگذاری سال‌ها توسط رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه‌ای، رسمی نیکو است که به صورت هدفمند از سوی ایشان برای حل مشکلات اساسی ایران، بنا نهاده شده است. اگر در سال‌های نخست، سال‌ها بیشتر از روی مناسبت‌های مذهبی و به نام امام علی (ع) یا پیامبر اعظم مزین شدند، اما با تدبیر رهبری، اسامی کاربردی برای سال‌های اخیر اعلام شدند تا امسال که به نام تولید ملی نامگذاری شده است.

 

حمایت از تولید ملی، بخش نخست نام سال ۱۳۹۱ است. سالی که اگر در راستای نامگذاری‌اش به پیش رود، در پایان نتایج بسیار خوبی را برای ایران به دنبال خواهد داشت. اما برای تحقق این نتیجه چه کار باید کرد؟ اگر چه پاسخ گویی به این سوال خوب در حد و اندازه استراتژیست‌های بزرگ و اساتید دانشگاه و مدیران عالی رتبه است اما من نیز به سهم خودم و به اندازه فهمم باید به این سوال جواب بدهم تا بتوانم در راهی که رهبر انقلاب مشخص کرده است، قدم بردارم. به همین خاطر پیشنهادهای زیر را برای تحقق اهداف سال حمایت از تولید ملی مطرح می‌کنم.

 

1- خرید بدون قید و شرط همه از تولیدات ملی

حمایت از تولید ملی با استفاده بدون استثنای همه از این تولیدات محقق می‌شود. اگر اداره‌ای از تولید ملی استفاده کند اما اداره دیگری شان خود را بالاتر از این ببیند، و از تولیدات خارجی استفاده کند، به هدف نمی رسیم. این تولیدات از وسایل ساده مثل لوازم التحریر شروع می شود و تا خریدهای کلان ادامه می یابد. به نظر من رهبری و سران قوای سه گانه باید در این امر پیش قدم شوند و در گام نخست خرید هر گونه کالایی غیر ایرانی در بیت رهبری، نهاد ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه، ممنوع شود مگر در صورت نیاز اساسی. تشخیص این نیاز اساسی باید با کمیسیونی عالی در هر کدام از این نهادها باشد که تشکیل جلسه و تصویب گرفتن از آن به سادگی ممکن نباشد و تصمیمات آن توسط بالاترین شخص هر یک ازین نهادها موشکافانه بررسی شود.

 

2- ممنوعیت خرید از کالاهای غیر اساسی یا نیمه اساسی خارجی بدون معادل داخلی 

بسیاری از کالاهای غیر اساسی یا نیمه اساسی خارجی که در داخل معادلی ندارند، به راحتی قابل ساخته شدن هستند اما به علت نداشتن بازار اولیه یا جا افتادن برند خارجی، در داخل صرفه ساخت ندارند. اگر خرید این کالاها که بالاخره باید جایگزین شوند، از خارج یا از نمایندگان داخلی شرکت خارجی ممنوع شود و به جای آن با تشریح نیازهای هر دستگاه و اداره و سازمان، تولیدکنندگانی که قابلیت تولید را دارند، دعوت به مشارکت شوند، بخش عمده ای از نیاز به آنها مرتفع خواهد شد.

 

3- قطع فوری تبلیغات کالاهای خارجی از صدا و سیما 

انگیزه آزمندی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به قدری بالاست که در ایامی که یکی از برندهای خارجی در همه رسانه های مطبوعاتی و آنلاین به دلایل خاصی، ممنوع از تبلیغات اعلام شده است، بیشترین حجم تبلیغ این برند در صدا و سیما رخ می‌نمایاند. تبلیغات خارجی فارغ از سود و ضرر صدا و سیما، باید به سرعت از صدا و سیما تا حد ممکن محو شود. با حذف هر ثانیه تبلیغ خارجی، ده ثانیه تبلیغ مثبت به نفع کالاهای داخلی ایجاد می شود زیرا کالای خارجی با پول بیشتر وقت تبلیغات شبکه ها را می خرد و در ثانی ذائه مخاطب را نیز در دست می گیرد. شاید تنها فرمان مستقیم رهبری باعث قطع این تبلیغات مضر در صدا و سیما شود.

 

4- رفع فیلتر سایت های تحقیقاتی و علمی و ابزاری و خبری خارجی

تولید داخلی به دانش محتاج است. متاسفانه علی رغم این نکته مهم، کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، سایت های علمی، تحقیقاتی و خبری خارجی – که ابزار دست تولید کننده داخلی برای اطلاع از پیشرفت خارجی هستند – را فیلتر کرده است. سایت های مثل مجموعه ابزارهای وردپرس یا codex.wordpress.com یا سایت های علمی یا سایت های خبری خارجی، پس از فیلترینگ براساس رویه فعلی کمیته فیلترینگ، تنها با میل مجدد این کمیته از فیلتر در می آیند چرا که براساس این رویه باید صاحب سایت در ایران حضورا احراز هویت شود! و بعد محتوای مجرمانه را پاک کند. این رویه و عمل کمیته فیلترینگ عملا تولید کننده داخلی را که دسترسی به سایت های خارجی ندارد، در قفسی این بار ساخته داخل، حبس می کند. به نظر می رسد این مهم نیز تنها با دستور رهبری و تعیین کمیته ای مستقل و با اعضایی عمدتا جوان و به غیر از وابستگان نهادهای فعلی در کمیته فیلترینگ یا شورای فضای مجازی، ممکن باشد چرا که آقایان فعلی آن چنان در رویه خود فرو رفته اند که بیم آن می رود با تلنگر رهبری نیز، تکان نخورند!

 

5- مشخص کردن تولید واقعی از مونتاژ

نباید خودمان را گول بزنیم و تولید را با مونتاژ قطعات آماده یکی کنیم. کاری که خودروسازان کشور انجام می دهند. تولید واقعی باید واقعا حمایت شود و مونتاژ در پله ای پایینتر قرار گیرد.

 

6- جراحی موسسات تولیدی

بسیاری از مو سسات تولیدی کشور عملا با هزینه بالا و نیروی انسانی زیاد، وبال اقتصاد کشور شده اند. باید این موسسات در فرایندی با خونریزی و درد، جراحی شوند. این موسسات در پشت سپر جلوگیری از بیکاری کارکنان و کارگران پنهان شده اند که یک بیمه بیکاری مناسب، می تواند این سپر را در هم بشکند. در عین حال هزینه این بیمه کمتر از خسارتی است که نگهداری ازین موسسات به اقتصاد کشور می زند.

 

7- تشکیل انجمن های حمایت از مصرف کنندگان

انجمن های حمایت از مصرف کنندگان باید به سرعت تشکیل شوند و با استفاده از ابزار رسانه ای و قانونی، تولیدات خوب را از بد سوا کنند و مشخص کنند. این انجمن ها با نیروی داوطلبان به عنوان یک حرکت حقوق بشری، هم وجهه خوبی برای جمهوری اسلامی خواهند داشت و هم بار دولت را در بازرسی سبک می کنند.

 

برای نوشتن موارد دیگری هم هست ولی تا همین جا بس است.

 

از دوستان خوبم، محمد صالح مفتاح، زهرا اچ بی، بامدادی، براده ها و ساما دعوت می کنم که در وبلاگهایشان درباره راه‌های حمایت درست از تولید ملی مطلب بنویسند. باشد که اجابت کنند و دیگران را نیز دعوت کنند تا مجموعه نظرات وبلاگ نویسان درباره حمایت از تولید ملی برای ارائه به آنها که دست اندرکار این امر هستند، جمع شود.

 

انعکاس این مطلب در وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب

 

و آنها که نوشتند:

 

براده‌ها: همه با هم جهاد سازندگی

بامدادی: چگونه از تولید ملی حمایت کنیم

جهادگر: حمایت از تولید ملی و چالش‌ها

 

۳ فروردین ۱۳۹۱

شما به یک رستوران گران قیمت میلیارد دلاری آمده‌اید. البته شما را دعوت نکرده‌اند اما شما به دعوت نشده آمدن، عادت دارید. حالا وقت آن است که از منوی رستوران، انتخاب کنید. نه! صبر کنید! شما قبلا انتخاب کرده‌اید. مدل حضور شما در رستوران، سفارش شما را هم معین می‌کند.  هر چه هست، داخل منو هست، این منوی پاسخ‌های ایران به حمله خارجی است و بسیار هم متنوع است.

 

اما چه چیزی داخل این منو هست؟ کسی نمی‌داند. مثل صندوق پاندورای مدرنی است که صد البته دیگر امید در آن جایی ندارد. از پاسخ موشکی گرفته تا عملیات شهادت طلبانه در آن پیدا می شود. یک بخش از این منو به سفارش های خارج از مرزهای ایران اختصاص دارد. سفارش‌های خاصی که در بخشی ویژه به نام “سپاه قدس” آماده می‌شود و به مدیریت سر آشپز خاکی ولی ماهر آن، سردار سلیمانی، سرو خواهد شد.

 

همه درباره محتوای واقعی این منو حدس می‌زنند اما گاهی اوقات راهنمایی‌هایی هم از بیرون می‌رسد. یکی از این راهنمایی‌ها، روز اول سال ۱۳۹۱ در حرم امام هشتم شیعیان، بر زبان رهبر انقلاب به ظرافت جاری شده است:

 

ممکن است آمریکا خطرهائى براى کشورهاى دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگى کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان – چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى – براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد. +

 

این یعنی آیتم‌های منوی پاسخ های ایران به حمله خارجی، شامل هر گونه سفارش مورد نیازی می‌شود، حتی اگر این حمله هسته‌ای باشد!

 

یعنی موشک جواب موشک، بمب جواب بمب و گلوله جواب گلوله!

 

اما اینجا یک بحث دیگر هم مطرح است. اگر دشمن اشتباهی کند یا بخش خودسری از نیروهای نظامی دشمن تصمیمی بگیرند یا دیگرانی به قصد برافروختن آتش جنگ، حرکتی را انجام دهند، دقیقا مطابق با حمله انجام شده، واکنش صورت می‌گیرد. یعنی شلیک یک موشک، یک موشک را در پاسخ به ارمغان می‌آورد و …. بهتر است به بیشتر از آن فکر نکنیم، به موقع خودش اتفاق می‌افتد.

۲۴ اسفند ۱۳۹۰

باز هم احمدی‌نژاد بی استفاده بودن یکی دیگر از ابزارهای پیش بینی شده در قانون اساسی ایران را آشکار کرد. سوال از رییس جمهور، یکی از تابوهای مجلس شورای اسلامی بود و کسی نزدیک آن نشده بود. نمایندگان فکر می کردند که اگر از رییس جمهور سوال کنند، احمدی نژاد مثل یک بچه درسخوان، سوالات را به ترتیب یا براساس  بارم در نظر گرفته شده برای هر سوال، جواب می‌دهد و بعد هم نمایندگان برگه وی را تصحیح می‌کنند و به وی نمره می‌دهند.

 

اما زهی خیال باطل! رییس جمهور مثل پسر بچه‌های تخس، در چشم نمایندگان مجلس زل زد و چنان جواب هایی به سوال‌ها داد که حالا نمایندگان از خشم و ناراحتی به خودشان می‌پیچند. در واقع حالا پرده‌های کشیده شده پیش چشم نمایندگان زودباور ملت کنار رفته است و مشخص شده است که سوال از رییس جمهور یک ابزار بی استفاده و غیر مفید در قانون اساسی است و این دست و پایی که زده‌اند، در واقع فقط خوراک رسانه‌ای فراهم کرده است.

 

از سوی دیگر احمدی نژاد دوباره گستاخانه در مجلس حاضر شد و چشم در چشم مخالفانش، حرف‌]های خود را تکرار کرد. از دیدگاه احمدی نژاد، دولت وی، بهترین دولت در روی زمین است و این دولت هیچ تخلفی نکرده است و اگر جایی هم خلاف قانون عمل شده است، در واقع این قانون بوده است که اشکال داشته است.

 

این تفکر احمدی نژاد فقط در دولت وجود ندارد و کم و بیش در اکثر بخش های جمهوری اسلامی، مجلس را به عنوان یک ماشین تصویب قانون براساس میل خودشان تفسیر می‌کنند. تشکیل شوراهای مختلفی که برای تصویب قانون نیازی به مجلس ندارند و تفسیرهای دلخواه از قوانین مجلس که بدون ارجاع به مجلس اتفاق می‌افتد، از جمله اثرات این نگاه است که در واقع جمله بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنی بر در رأس بودن مجلس شورای اسلامی را زیر سؤال می‌برد.

 

به نظر می رسد نمایندگان مجلس باید دست به اصلاح عمیقی در قانون اساسی جمهوری اسلامی بزنند و در شأن نظارت خودشان بر رییس جمهور تجدید نظر کنند. شاید حتی عمل به پیشنهاد رهبری در تقلیل جایگاه رییس جمهور به نخست وزیر در صورت نیاز، یکی از موارد مهم این اصلاحات باشد. تا به جایی برسیم که رییس جمهور، با مجلس، به احترام برخورد کند و پس از پاسخ درست به سوال های بر حق نمایندگان مردم، در جایگاه بنشیند و پاسخ های آنها را هم بشنود.

۳ اسفند ۱۳۹۰

هر چقدر من از نوشتن درباره مسائل امنیتی پرهیز می‌کنم، فایده ندارد. یعنی انگار این سوژه‌ها خودشان من را پیدا می‌کنند و به سراغ می‌آیند. بماند که حرف‌]هام در اکثر موارد غلط است. اما موضوعی که این روزها توجه من را جلب کرده است، ادعای انجام عملیات ناموفق ترور یک مقام اسرائیلی در تایلند توسط سیستم های امنیتی ایرانی است. رصدگران مزدور آلمان نشین مخصوصا به این کلمه ادعای انجام عملیات ناموفق دقت کنند!

 

یک مقام اسرائیی توسط یک بمب مغناطیسی کنترل از راه دور هدف قرار می گیرد، بعد تروریست های بمب گذار که ملیت ایرانی دارند به دام می افتند و مقام مزبور هم با دعای خیر خاخام های دولتی اسرائیل نجات پیدا می کند و بعد انگشت اتهام ماشین تبلیغاتی تحت کنترل اسراییلی ها، ایران را هدف می گیرد!

 

این سناریویی است که کم و بیش در روزهای گذشته اتفاق افتاده است و جای زیادی برای بررسی دارد.

 

در واقع این سناریو خیلی شفاف تر و روشن تر از آن است که حقیقت داشته باشد. آن هم وقتی که منافقین در عراق به شدت تحت فشار هستند و برای مختصر استخوان بدون گوشتی که به سویشان پرتب شود، از هیچ گونه کاسه لیسی ای پرهیز نمی کنند، غیر قابل باور است که سیستم های امنیتی ایرانی، که در بین همتایان خارجی خودشان به عنوان رقیب جدی و در بسیاری از موارد دشمنی وحشتناک، شهرت دارند، با چنین روش های مسخره ای اقدام به عملیات کنند. همه اشان از یک خانه تیمی استفاده کنند و بعد حتی دوربین امنیتی مقابل خانه را کور نکنند! یا از صحت عمل و کشته شدن سوژه مطمئن نشده، عملیاتی را انجام دهند.

 

در واقع این کارها یک تقلید عمدا ناشیانه و بچگانه از عملیات های سیاه موفقی است که سالیان سال احتمالا توسط سرویس های امنیتی ایرانی انجام شده است و حالا یک سرویس دیگر با استفاده از عوامل قرض گرفته شده از سرویس دیگری، دست به آن زده است. قرض گرفتنی که شاید قرض دهنده مثل وقتی که “سیا” از سو استفاده موساد از عوامل اطلاعاتی اش گله می کرد، از قرض دادن بدون بازگشت عاملش حتی مطلع هم نباشد!

 

برای اینکه دقیقا مشخص شود چه کسی عملیات سیاه انجام شده اخیر را انجام داده است و آن را به نام ایران جا زده است، شواهد زیادی وجود دارد. از جمله این شواهد، عادت اسراییلی ها به خودزنی و قربانی کردن مهره های سوخته خودشان است. همچنین به مانند آن مثلی که می گوید، وقت برداشتن چوب، دزد خودش را لو می دهد، اسراییل در نخستین واکنش خود، انگشت اتهام را به سمت ایران گرفته است.

 

اما هدف از این مدل به در و دیوار کوبیدن سرویس های امنیتی اسرائیلی چیست؟ بی شک نخستین هدف این سرویس ها، جبران شکست اطلاعاتی اخیر در لبنان است. ماجرایی که سرویس های اسرائیلی به عنوان لکه ننگی در تاریخ تشکیل این رژیم بی هویت از آن یاد می کنند و احتمالا در آغاز سال تحصیلی جدید دانشکده های امنیتی‌شان، در صورت تکمیل شدن تحقیقات کمیسیون تحقیق داخلی، آن را به عنوان یک کیس مطالعاتی از شکست به هنرآموزان جدید خواهند داد.

 

در واقع می خواهند دست و پا چلفتی بودن و شکست سنگینشان را مقابل سیستم های امنیتی ایرانی و حزب الله لبنان، با نسبت دادن چنین عملیات های ناشیانه ای به ایران، جبران کنند. عملیاتی که تنها برای ایران نفعی ندارد که اجرای آن به این شکل هم از ایران بعید است.

 

شاید اگر سازمان های امنیتی ایرانی، به جای پرداختن به موضوعات جزئی مانند اینترنت در داخل ایران و مسائل حاشیه‌ای به طور کامل روی بر روی فعالیت های اصلی خود متمرکز شوند، اسراییلی ها و آمریکایی ها جرات نفس کشیدن و به استهزاء کشیدن توانایی‌های ثابت شده آنها را نداشته باشند. آن هم توان‌مندی‌هایی که تا حاصل آنها سالیان دراز به عنوان نمونه های موفق عملیات سیاه در آن سرویس ها تدریس خواهد شد.

 

۱۶ بهمن ۱۳۹۰

بازار شایعه سازی درباره حمله به ایران، این روزها خیلی داغ است. یکی می گوید حمله همین هفته است، یکی دیگر می گوید، نه هفته بعد. آن یکی می گوید ماه بعد و همین طور جلو می روند. اخیرا وزیر دفاع آمریکا هم در این جنگ روانی علیه ایران و شاید علیه رای دهندگان آمریکایی و بقیه مردم دنیا پای گذاشته است و سه ماهه دوم سال جاری میلادی را تاریخ حمله احتمالی اسرائیل به ایران اعلام کرده است.

 

اگر به دیده طنز نگاه کنیم شبیه بازی کودکانه “یک مرغ دارم، روزی چند تا تخم می گذارد؟” شده است که هر کس یک عددی را در هوا می اندازد تا بازی ادامه پیدا کند. به ویژه اینکه در ده سال اخیر این تعیین وقت حمله بارها تکرار شده است. البته وظیفه شیعه کلا تکذیب کردن “وقاتون” است. یعنی کسانی که تعیین وقت می کنند، کذاب و دروغگو هستند.

 

اما فارغ از طنز، اظهار نظر وزیر دفاع آمریکا درباره حمله به ایران از نظر من حاوی دو نکته مغفول مانده است. دو نکته مهم که دقت به آنها می تواند بر آینده ایران تاثیر بگذارد.

 

یکم. در مطلبی که واشنگتن پست به نقل از پانه تا منتشر کرده، بیان شده که “ایالات متحده تعهدی ۶۰ ساله به حفظ امنیت اسرائیل دارد و در صورتی که مراکز جمعیتی اسرائیل در معرض خطر باشند، آمریکا خود را متعهد به دفاع از این کشور می‌داند. ” این یعنی در صورت حمله ایران به مراکز جمعیتی اسرائیل، ایالات متحده دست به حمله متقابل به کشور حمله کننده خواهد زد. اما اگر کشور متخاصم به جای حمله به مراکز جمعیتی، به مراکز نظامی اسرائیل حمله کند چه؟

 

سناریویی را در نظر بگیریم که در آن اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله می کند. ایران هم متقابلا به تاسیسات نظامی و هسته ای اسرائیل که در مراکز جمعیتی قرار ندارند، حمله می کند و با موشک های اعلام شده و اعلام نشده اش، اقدام به نقطه زنی می کند. در این صورت، با توجه به گفته های آقای پانه تا، وزیر دفاع آمریکا، ایالات متحده دخالتی نمی کند چرا که ایران به قول صهیونیست ها قصد ایجاد هولوکاستی دیگر را ندارد.

 

دوم. وزیر دفاع آمریکا مساله مهم‌تری را اعلام کرده است که در صورت دقت تیم دیپلماسی خارجی ایران، تاثیر مهمی در سیاست خارجی خواهد گذارد. در واقع این نکته، کلید گذر از بحرانی است که در روابط ایران با غرب وجود دارد زیرا همیشه در دل بحران است که راه حل های جدید یا کمتر مورد توجه، امکان طرح می یابند.

 

براساس گفته های آقای پانه تا، می توان این طور تحلیل کرد که امکان “رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل بدون دخالت آمریکا” و با تکیه بر تسلیحات متعارف فراهم هست. در واقع دو کشور می توانند با یکدیگر تحت نظارت آمریکا، وارد جنگ موشکی شوند و با سلاح های دوربرد و میان برد خویش به یکدیگر حمله کنند. این حمله نیش زهرآگین نیروهای نظامی اسرائیل را که هر لحظه ادعای حمله می کنند را خواهد گرفت و از سوی دیگر برنامه هسته ای ایران  ـ که به ادعای غربی‌ها مقاصد نظامی دارد ـ را نیز دچار وقفه یا اساس نابود می کند. ایالات متحده بر رفت و آمد موشک ها نظارت خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که هیچ یک از دو طرف از تسلیحات هسته ای ـ مگر ایران سلاح هسته ای دارد؟ ـ استفاده کند و در عین حال ایران نیز با خویشتن داری از حمله زمینی به اسرائیل توسط حزب الله لبنان از یک سو و از حمله به نظامیان آمریکایی از سوی دیگر، خودداری خواهد کرد. بعد از یکی دو هفته هم با میانجی گری آمریکا و روسیه و چین، آتش بس توسط نیروهای سازمان ملل برقرار می شود.

 

تقریبا مشابه این قضیه در هنگام ملی شدن کانال سوئز و درست در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اتفاق افتاده است، و اکنون هم بار دیگر در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هستیم!

 

از این دو نکته در مجموع می توان به این نتیجه رسید که تهدید تو خالی اسرائیل برای حمله به ایران در ماه های آینده، پاسخی بسیار دردناک از سوی آمریکایی ها به ارمغان آورده است. این پاسخ این است: اگر کسی را تهدید می کنی، خودت هم جورش را بکش!

 

پی نوشت: اینکه ایران با این طرح آمریکایی ها موافقت می کند، یک مساله دیگر است! :)