<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خیزران &#187; رسانه</title>
	<atom:link href="http://www.kheyzaranonline.ir/2008/media/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kheyzaranonline.ir</link>
	<description>برای نوشتن، همین و تمام</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Jul 2010 10:22:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<atom:link rel="next" href="http://www.kheyzaranonline.ir/2008/media/feed/?page=2" />

		<item>
		<title>دولتی که خودش شایعه می‌سازد</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 May 2010 17:18:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[دولت]]></category>
		<category><![CDATA[دولت دهم]]></category>
		<category><![CDATA[زلزله در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[شایعه]]></category>
		<category><![CDATA[شایعه زلزله در تهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=465</guid>
		<description><![CDATA[از دیرباز یکی از کارکردهای مهم حاکمیت، مقابله با شایعاتی بوده است که به نوعی امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته‌اند. در مقابل گروه‌هایی که خواسته‌اند به هر دلیلی حکومت را بی‌ثبات جلوه دهند، از ابزار شایعه سازی بارها استفاده کرده‌اند. در واقع یک جنگ زیر پوستی بین حکومت‌ها و مخالفانشان با استفاده از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از کارکردهای مهم حاکمیت، مقابله با شایعاتی بوده است که به نوعی امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته‌اند. در مقابل گروه‌هایی که خواسته‌اند به هر دلیلی حکومت را بی‌ثبات جلوه دهند، از ابزار شایعه سازی بارها استفاده کرده‌اند. در واقع یک جنگ زیر پوستی بین حکومت‌ها و مخالفانشان با استفاده از ابزار شایعه پیش می رود و هر کدام شایعه بهتر، قابل باورتر و با سرعت فراگیری بیشتری بسازد، در این جنگ به سمت برنده شدن پیش می‌رود. اما براساس اتفاقات عجیبی که البته دیگر عجیب هم حتی نیستند، دولت فعلی ما، خود تبدیل به دولت شایعه‌ساز شده است و شایعه می‌سازد و در فضای وسیعی پخش می‌کند!<br />
<span id="more-465"></span></p>
<p>اما شایعه چیست و چه چیزی شایعه نیست؟</p>
<blockquote><p>شایعه موضوعی است پویا که از آمیزش نامشروع اهمیت یک موضوع و ابهام شرایط موجود، بر بستر افکار عمومی متولد می شود و برای ادامه حیات همچون درختی که در زمین ریشه می دواند، این پدیده نیز ریشه توجیهات احساسی را به جای استدلال‌های عقلی در اذهان عمومی پرورش می دهد. وسیله انتقال شایعه عموما کلام است ولی گاها از طریق رسانه های جمعی نیز گسترش می یابد. موضوع شایعه اکثرا پیشامدهایی مانند جنگ، سیل، فجایع، افزایش قیمت ها، روابط سیاسی، موضوعات اقتصادی، اشخاص معروف و&#8230; می باشد. شایعات می توانند اساسا پوچ و ساختگی باشند و یا پاره هایی از حقیقت را در هاله ای از ابهام به همراه داشته باشند. <a href="http://politicstudent.blogfa.com/post-27.aspx">وبلاگ عشق فلسفی، سیاستی عاشقانه: شایعه چیست؟</a></p></blockquote>
<p>در تعریف دیگری آمده است:</p>
<blockquote><p>وقایع و حوادث مبهمی که اخبار و اطلاعات موثق، دقیق و درستی در مورد آن وجود ندارد، یا اطلاعات ناقص و بعضا متناقض از آن در جامعه جریان پیدا می‌کند، زمینه شکل‌گیری یک جریان خبری تخریب کننده، نادرست و غیر واقعی به نام شایعه را فراهم می‌کند. حوادث طبیعی و غیر مترقبه‌ای چون زلزله که هم به اندازه کافی وحشتناک و هراس‌آور و فراگیر و هم از نظر علمی غیرقابل پیش‌بینی است می‌تواند زمینه‌های قدرت گرفتن رسانه شایعه را فراهم کند. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87">ویکی پدیای فارسی: شایعه</a></p></blockquote>
<p>براساس این تعریف، مبهم بودن، مهم بودن موضوع برای همه یا قشر خاص و کمبود اطلاعات موثق و علمی درباره یک موضوع، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد شایعه درباره موضوعی خاص باشد. اما اینها تنها شروط لازم و نه همه شرط های لازم برای ایجاد و پخش یک شایعه هستند. شایعه علاوه بر گروهی که بر آن موثر باشد، نیاز به گروهی که نفعی هم از آن ببرند، دارد. </p>
<p>برای مثال می‌توان از &#8220;شایعه فوت مقام معظم رهبری&#8221; که تا به چندین بار توسط غرب به ویژه آمریکایی ها پخش شده است. مروری بر ماجرای این شایعه و تکذیبی که خبرگزاری فارس در زمان مدیریت آقای فضائلی با درایت بر آن منتشر کرد، نشان می‌دهد که شایعه در فضای کمبود اطلاعات و نبود مرجعی فراگیر برای تکذیب و نشان دادن اخبار درست شکل می گیرد. محتوای شایعه جالب توجه است:</p>
<blockquote><p>به نظر می‌رسد که در واقع (آیت‌الله) خامنه‌ای فوت کرده و یا در حال فوت است و نظام ایران تلاش دارد ارزیابی کند اگر این خبر اعلام شود، چه اتفاق و واکنشی خواهد داشت و واکنش مردم چه خواهد بود. <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511040105">خبرگزاری فارس: سلامتی مقام معظم رهبری، از شایعه تا واقعیت</a></p></blockquote>
<p>تا اینجا صحبت از شایعاتی بود که توسط مخالفان حکومت برای تخریب یا نفع خاصی منتشر شده اند. شایعاتی که می شود با استفاده از رسانه های رسمی یا ابزارهای دیگر با آن مقابله کرد اما وقتی دولتی خودش شایعه منتشر می کند و از همان ابزارهایی که باید با پخش چنین شایعه ای مقابلظ کنند برای پخش بهتر آن بهره می گیرد، دیگر چه می توان کرد؟</p>
<p>در واقع می توان گفت وقتی یار خودی با هر هدفی گلی را وارد دروازه می کند، طرفداران تیم یا کسانی که از باخت تیم خودی دچار ضرر می شوند، بهت زده انگشت به دهان می گیرند و با خود فکر می کنند که از هر کسی انتظار می رفت اما از این یار تیم خودمان هرگز! به بخشی از سخنان دکتر احمدی نژاد که نطفه اصلی شایعه زلزله در تهران را دامن زد و باعث شد تا ترس درست و به جا اما زیرپوستی مردم از وقوع زلزله محتمل در تهران، به ترس عینی تبدیل شود، توجه کنید:</p>
<blockquote><p>احمدی نژاد: شرایط طبیعی نشان  می‌دهد وقوع زلزله در تهران قطعی است. رئیس‌جمهور با بیان اینکه یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند، از مردم تهران خواست که موضوع زلزله و مقاوم‌سازی ساختمان‌های خود در برابر این بلای طبیعی را جدی بگیرند. <a href="http://asriran.com/fa/news/106858/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B7-%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D8%B9%D9%8A-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9-%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">عصر ایران</a></p>
<p>رئیس جمهور ادامه داد: بالاخره از لحاظ علمی، تهران در معرض زلزله است و یکی از عالمان بزرگ دینی در تهران به من گفت که به مردم بگویم تا مراقب باشند، دعا کنند و گناهی مرتکب نشوند و آماده باشند. <a href="http://www.bornanews.ir/vdcfvcd0.w6dxxagiiw.html">خبرگزاری برنا</a></p></blockquote>
<p>این سخنان نقطه آغاز دور جدید شایعه زلزله در تهران بود. اگر چه شاید با این توجیه که هدف اصلی این سخنان ایجاد آمادگی در مردم برای مقابله با زلزله بود، بتوان عده ای را راضی کرد اما کسانی که با رسانه ها و مخاطبان آنها یعنی مردم سر و کله می زنند، از اثرات مخرب این سخنان آگاه هستند! شاید برای نخستین بار رییس یک دولت شخصا خبری مبهم را با نقلی شفاهی از یکی از عالمان بزرگ تهران، به شایعه ای قوی تبدیل کرد که به سرعت در داخل و خارج از کشور پیچید و در هر حوزه اثر خودش را به جا گذاشت.</p>
<p>نه می توان به طور کامل اثرات این شایعه را برآورد کرد و نه من قصد چنین کاری را دارم اما فقط به برخوردی که با یکی از وبلاگنویسان که شایعه خرید سگ های ششصد میلیون تومانی برای نهاد ریاست جمهوری را منتشر کرده بود، اشاره می کنم که با برخورد شدید روبرو شد و مجبور شد به سرعت این شایعه را تکذیب کند. آنجا خود رییس جمهور مرجعی بود که از شایعه متضرر شده بود و به سرعت حق ایشان و نهاد ریاست جمهوری بازستانده شد، اینجا حق مردم تهران تضییع شده است و امنیت روانی ایشان با یک شایعه به شدت خدشه دار شده است اما چه کسی از طرف مردم می تواند به ریاست محترم جمهور اعتراض کند؟</p>
<p>شاید توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه به تاریخ ۰۸/۰۵/۱۳۷۸ به عنوان فصل الخطاب در مورد امنیت روانی و شایعه پراکنی بد نباشد:</p>
<blockquote><p>شما ببینید، یکى از چیزهایى که یک ملت و یک کشور و یک آدم و یک فامیل را مى‌تواند همیشه مورد آزار قرار دهد، شایعه پراکنى است. در قدیم چگونه شایعه پراکنى مى‌کردند؟ یک نفر، پنج نفر، ده نفر توى مردم مى‌افتادند و شایعه پخش مى‌کردند؛ اما حالا شایعه پراکنى به‌وسیله‌ى رادیو انجام مى‌گیرد. یک رادیو خبرى را جعل و یا تحریف مى‌کند؛ یک چیز کوچک را بزرگ مى‌کند؛ یک امر مهم را پنهان مى‌کند؛ این مى‌شود شایعه‌پراکنى.</p></blockquote>
<p>البته درصدی هم برای این مساله که ممکن است در ورای گفته های رییس جمهور نکاتی باشد که بنده از آن ناآگاه هستم، می گذارم. شاید دلایل ایشان برای این کار منطقی باشد و نمی توان بدون شنیدن این دلایل قضاوت نهایی را انجام داد.</p>
<p><strong>پی نوشت:</strong> امیدوارم تحمل دوستان مختلفی که وظیفه نظارت و پالایش محتوای وبلاگستان فارسی را به عهده دارند، بالا باشد و این انتقاد منطقی باعث فیلتر شدن من نشود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مخاطب شناسی کن و بفروش ـ توصیه‌هایی برای ناشران تخصصی</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/17/%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%80-%d8%aa%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/17/%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%80-%d8%aa%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Apr 2010 14:19:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[خانه کتاب اشا]]></category>
		<category><![CDATA[ناشران تخصصی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=459</guid>
		<description><![CDATA[کتاب در هر سه مرحله تولید، توزیع و استفاده با مشکلات زیادی روبه‌رو است. هر از چند گاهی گروه‌‌های درگیر در این مسئله، برای رفع مشکلات خود، جلساتی می‌‌گذارند و تقصیر را به گردن بخشی از این چرخه می‌اندازند و بیش‌تر اوقات این تقصیر به گردن توزیع و تبلیغات می‌افتد چرا که بیش‌تر از بقیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب در هر سه مرحله تولید، توزیع و استفاده با مشکلات زیادی روبه‌رو است. هر از چند گاهی گروه‌‌های درگیر در این مسئله، برای رفع مشکلات خود، جلساتی می‌‌گذارند و تقصیر را به گردن بخشی از این چرخه می‌اندازند و بیش‌تر اوقات این تقصیر به گردن توزیع و تبلیغات می‌افتد چرا که بیش‌تر از بقیه قابل دستکاری و اصلاح به نظر می‌رسد.<br />
اما برای رفع یا حداقل کم کردن این مشکلات، باید نگاهی بی‌طرفانه داشت و مشکلات را واقع‌گرایانه دید. سپس باید راه‌حل‌‌های کوتاه مدت و میان مدت ارائه کرد و در عین حال راه‌حل‌‌های بلند مدت را از نظر دور نداشت.<br />
در این نوشته، نگاهی به مشکلات ناشران تخصصی خواهیم داشت.<br />
<span id="more-459"></span></p>
<h2><span style="color: #333399;"><strong>الف ـ مشکلات تولید</strong></span></h2>
<p>تولید کتاب، یکی از مراحل مهم در چرخهٔ نشر است. در این بخش، توجه به این نکات ضروری است:<br />
<strong>۱٫ نویسندگان و مترجمان برجسته، خوب می‌فروشند.</strong> ممکن است، مترجم برجسته‌ای کتاب را ترجمه کرده باشد، ولی توجهی به این امر در چرخهٔ توزیع و تبلیغات نکرده باشیم. لازم است علاوه بر انتخاب این افراد برجسته حتی به عنوان کسی که مقدمه‌ای بر کتاب نوشته است، در هنگام تبلیغات به اسم این افراد هم توجه ویژه‌ای شود و در رسانه‌هایی که این افراد را می‌شناسند، تبلیغ صورت گیرد.<br />
<strong>۲٫ نقد شدن توسط افراد برجسته، یک امتیاز مثبت است.</strong> ممکن است کتابی توسط یک متخصص ناشناس نوشته شود اما با نوشتن نقد‌ها و مرورها، در رسانه‌‌های مرتبط و تخصصی، فروش کتاب تضمین می‌شود. نمونهٔ این کتاب‌ها، کتاب «مکتب در فرایند تکامل» است که صرفاً با نقل و نقد نوشته‌ها مشهور شد و فروش خوبی پیدا کرد.<br />
<strong>۳٫ افراد شناخته شده، به‌ترین مبلغ کتاب‌‌های ناشناس هستند.</strong> کتاب‌‌های کمک درسی مثال خوبی برای این نکته هستند. بسیاری از ناشران از معلمان می‌خواهند که کتاب‌هایشان را به دانش آموزان معرفی کنند و معلمان نیز وقتی کتابی را مفید می‌یابند، چنین کاری را بدون چشم داشتی انجام می‌دهند. این فرایند دربارهٔ کتب تخصصی نیز صادق است.<br />
<strong>۴٫ آدم‌‌های برجسته، موضوعات روز، ترکیبی موفق برای فروش. </strong>در جریان یک موضوع روز که توجه افکار عمومی در سطح گسترده یا سطح تخصصی را جلب کرده است، یک ناشر با تجربه، کتابی مفید دربارهٔ آن موضوع را با مقدمه یا حاشیهٔ فردی معروف منتشر می‌کند که هم فروش خوبی برای ناشر به ارمغان می‌آورد و هم ناشر را به عنوان ناشری که به مسائل روز از دید تخصصی نگاه می‌کند، مطرح می‌کند. مثال خوب برای این موضوع، کتاب «شنود اشباح» است. این کتاب در بحبوحهٔ درگیری‌‌های سیاسی چاپ شد و برای کوبیدن جناح مقابل به کار رفت. واضح است که ناشر هم سود خوبی برد.<br />
<strong>۵٫ ناشران موفق تولید را به سمت نیاز بازار سوق می‌دهند. </strong>یک ناشر موفق و با تجربه، تنها به یک سال آیندهٔ پیشِ رو نگاه نمی‌کند، بلکه بازار را می‌سنجد و سپس تولید مناسب برای نیاز‌های بعدی را سفارش می‌دهد و در ادامه سعی می‌کند با ابزار‌های دیگر مثل حمایت از نشست‌‌های علمی، همایش‌‌های مرتبط، بازار را مطابق سلیقه خود تنظیم کند تا بتواند تولید خود را بفروشد.</p>
<p>در باب تولید حرف‌‌های دیگری هم هست که به مراحل آماده‌سازی بر می‌گردند. اما آن‌چه در بالا آمد، از استراتژی چندین ناشر موفق خارجی برداشته شده است. البته مثال‌ها بومی شده‌اند.</p>
<h2><span style="color: #333399;">ب ـ مشکلات آماده‌سازی کتاب</span></h2>
<p>بعد از چرخهٔ تولید، مهم‌ترین مسئله، آماده‌سازی کتاب است.</p>
<p><strong>۱٫ ویراستار شناخته شده، یک تبلیغ مناسب.</strong> برخی کتاب‌ها به خودی خود چندان شناخته شده نیستند و نویسندگان سرشناس یا موضوعات مورد توجهی ندارند، اما نام یک ویراستار محتوایی حرفه‌ای در شناسنامهٔ کتاب عنوان شده است. مخاطب با خواندن نام این ویراستار، پی می‌برد که این کتاب ارزش خواندن دارد.<br />
<strong>۲٫ طرح جلد، ویترین کتاب نیست. </strong>به خلاف نظر بسیاری از افراد، طرح جلد نباید به شکل ویترین کتاب دربیاید. طرح جلد کتاب‌‌های آکادمیک ساده و بیش‌تر یک دست هستند. مثالی بسیار خوب برای این مسئله، سلسله کتاب‌‌های «طرح نو» است که در آن به معرفی متفکران جهان پرداخته است. طرح جلد‌هایی ساده اما کاربردی که باعث شده است تا بسیاری از کتاب‌‌های این سلسله، پس از چاپ به سرعت توسط مخاطبان خاص آن خریداری شوند. در واقع تنها یک الگوی ساده باید در طرح جلد‌ها تکرار شود. البته این مسئله استثنائاتی دارد. در عین حال سادگی طرح جلدها، از هزینهٔ طراحی که این روز‌ها کم هم نیست، می‌کاهد.<br />
<strong>۳٫  حرکت آهسته ولی پیوسته.</strong> حرکت نشر باید آهسته ولی پیوسته باشد. این ناشران عمومی یا ناشران کتاب‌‌های عامه‌پسند هستند که می‌خواهند در نمایشگاهِ کتاب به مخاطبین خود فرصت ملاقات با نویسنده محبوبشان را بدهند و عناوین جدید را بیش‌تر در نمایشگاه یا اول مهر عرضه می‌کنند. یک نشر تخصصی، برای انتشارات سال خود برنامه‌ریزی می‌کند و مطابق این برنامه همیشه چیزی برای عرضه دارد. این حرکت آهسته و پیوسته، نیاز به برنامه‌ریزی در مرحلهٔ آماده‌‌سازی دارد. مثالی ساده از انتشارات «بوستان کتاب» نشان می‌دهد که این ناشر در یک سال تقریباً هفته‌ای یک کتاب در موضوعات مختلف مورد نیاز جامعه وارد بازار کرده است.<br />
<strong>۴٫ تولید محدود، عطش مخاطب را بیش‌تر می‌کند.</strong> تولید محدود کتاب با استفاده از دستگاه‌‌های پیشرفته که حتی امکان تولید موردی را می‌دهند، باعث می‌شود تا مخاطب عطش بیش‌تری داشته باشد. امروزه دستگاه‌های چاپ تک نسخه‌ای کتاب با قیمت‌هایی نزدیک به ۱۴ تا ۲۰ میلیون تومان وجود دارند که کتاب را از مرحلهٔ اول تا جلد کردن، به صورت سفارشی آماده می‌کنند. یک نکتهٔ دیگر در این زمینه این است که اگر پیش‌بینی می‌کنیم کتاب پرفروشی خواهیم داشت، یکباره ۱۰۰۰۰ نسخه چاپ نکنیم چرا که خبر انتشار دوم و سوم و چهارم این کتاب با تیراژ هر بار ۲۰۰۰ نسخه خود ایجاد عطش می‌کند.<br />
<strong>۵٫ بیرون سپاری، زهر شیرین. </strong>بیرون سپاری فرآیند‌های تولید کتاب همیشه با مخالفت شاغلین انتشارات مواجه می‌شود اما در واقع اگر چه در ابتدا هزینه‌ها را افزایش می‌دهد ولی در ادامه باعث سود بیش‌تر می‌شود. در عین حال از کار با آدم‌‌های همیشگی باید پرهیز کرد. لزومی به داشتن حروفچین، طراح و حتی بازاریاب در مجموعهٔ یک انتشارات به صورت استخدامی وجود ندارد.</p>
<h2><span style="color: #333399;">پ ـ مشکلات توزیع</span></h2>
<p>از تولید که بگذریم، توزیع مرحلهٔ مهمِ پیشِ رو است. خود توزیع بحثی بسیار مفصل دارد که با توجه به الگوی بومی ایران، در این مقال نمی‌گنجد. توزیع را به دو بخش مکانیزم توزیع و تبلیغات تقسیم کرده‌ایم.</p>
<p><strong>۱٫ مکانیزم توزیع، </strong></p>
<p>در واقع فرآیندی است که از زمان خروج کتاب از چاپ‌خانه تا رسیدن به دست مخاطب را شامل می‌شود. این توزیع شامل مرحلهٔ انبار، بسته‌بندی و ارسال است که یک مرحلهٔ فنی است. تنها نکتهٔ قابل ذکر در این مکانیزم، این است که انبار و بسته‌بندی کتاب باید تا حد امکان در محلی نزدیک به محل مصرف باشد. البته این نکته بیش‌تر دربارهٔ ناشرین خارجی مصداق دارد. مانند انتشارات آکسفورد که کتاب‌‌های خاورمیانه را در انگلستان چاپ نمی‌کند بلکه در خود خاورمیانه چاپ و انبار می‌کند.</p>
<p><strong>۲٫ تبلیغات و بازاریابی</strong></p>
<p>مهم‌ترین مسئلهٔ قابل بحث در این نوشتار، تبلیغات است. گنجاندن عناصر مناسب برای تبلیغ به‌تر در بالا گوشزد شد و در واقع نباید به تبلیغات به عنوان یک جادوگر نگاه کرد که می‌تواند کتاب کاملاً تخصصی را به خورد هر مخاطبی بدهد. حتی اگر یک بار هم این کار را بکند، بار دیگر قطعاً موفق نخواهد شد. در زیر نکاتی چند که از شیوه‌‌های تبلیغاتی دیگران برداشت شده است، ارائه می‌شود.</p>
<p><strong>۱٫ یک تبلیغ گران در جای مناسب به‌تر از تبلیغ ارزان و فراوان در جای نامناسب است. </strong>این درست است که نباید برای تبلیغات پول سنگینی خرج کرد (که البته خود این جمله هم نادرست است!) اما در عین حال نباید گول هر ارزان و فراوانی را خورد. یک تبلیغ در مجله‌ای که به دست متخصصان یک حوزه می‌رسد، بسیار به‌تر از تبلیغات در مجله‌‌های عمومی یا خیابان شهر است. مثلاً تبلیغ کتاب در مجلهٔ بخارا بسیار به‌تر از چندین تبلیغ در مجله‌ای عمومی است.<br />
<strong>۲٫ تبلیغات موردی، به‌تر از تبلیغات فله‌ای. تمرکز بر تبلیغ یک محصول همیشه به‌تر جواب می‌دهد. </strong>درست است که اگر در صفحهٔ پشتی یک مجله همهٔ کتاب‌‌های انتشارات را تبلیغ کنیم، به‌تر است و ممکن است یک نفر چندین عنوان را بخرد اما اگر این تبلیغ موردی باشد و بر یک اثر مهم متمرکز شود، اثر بیشتری می‌گذارد.<br />
۳<strong>. تبلیغات هدفمند ارزش دارد. </strong>تبلیغات هدفمند همیشه تبلیغ مستقیم محصول و فرو کردن طرح جلد‌های رنگارنگ در چشم مخاطب نیست، بلکه شاید تبلیغی در یک مسئلهٔ بین الادیانی و یادآوری وجود کتابی تخصصی در آن حوزه به مخاطب باشد. برای مثال در اوج خشونت‌‌های ضد اسلام، یک پوستر تبلیغی برای محکوم کردن این خشونت‌ها و در کنار آن معرفی کتابی در این زمینه که توسط ناشر منتشر شده است، مفید خواهد بود.<br />
۴<strong>. اهدای رایگان یعنی تضمین این‌که اگر کتاب را نخرید، باز هم به دستتان می‌رسد.</strong> اهدای رایگان محصولات کاری است که به ندرت در کشور‌های خارجی انجام می‌شود. اگر چیزی را می‌خواهید، پس بهای آن را می‌پردازید! اگر در مواردی این اهدای رایگان لازم باشد، باید گیرنده انتخاب شود و کتاب مورد نیاز یا مورد نظر به او اهدا شود. در بیش‌تر موارد، اهدای کاتالوگی شکیل و مناسب، به‌تر از اهدای خود محصول است.<br />
<strong>۵٫ مشتری باید از تولید شما آگاه شود. </strong>تولید در فضای خلأ و بدون اطلاع مشتری، تنها به درد پر کردن انبار‌ها و سپس خمیر کردن کتاب‌ها یا اهدای فله‌ای می‌خورد. مشتری قبل از تولید و بعد از آن باید از تولید شما آگاه شود. برای مثال دانش‌گاه آکسفورد همیشه کاتالوگ کتاب‌‌های فصل بعد، سال بعد خود را در حوزه‌‌های تخصصی با ذکر زمان انتشار و قیمت دقیق و حتی نوع جلد مانند شومیز یا جلد سخت اعلام می‌کند. چنین کاری باعث می‌شود تا همه بتوانند کتاب خود را سفارش بدهند.<br />
<strong>۶٫ استفاده از تکنولوژی‌‌های جدید خوب است ولی گول آن را نخوریم. </strong>اگر چه استفاده از خرید آن‌لاین، نسخهٔ الکترونیک و… باعث راحت ‌تر شدن کار ناشر می‌شود، اما به هیچ‌وجه نباید سیاست تبلیغاتی را بر این‌ها استوار کرد. هنوز هم توصیهٔ یک استاد به‌تر از تبلیغات آن‌لاین در هر جایی است.<br />
<strong>۷٫ هر کتاب یک موضوع بحث. </strong>برای هر کتاب می‌توان حاشیه‌‌های علمی راه‌انداخت و نشست برگزار کرد. رونمایی یکی از سنت‌‌های خوب است که باعث آشنا شدن دیگران با نویسنده و ناشر خواهد شد.<br />
<strong>۸٫ رسانه‌‌های تخصصی، ابزار رایگان تبلیغات.</strong> تبلیغات گران است اما اگر از رسانه‌‌های تخصصی برای این کار استفاده کنیم، هزینه‌ها به شدت پایین می‌آید. اگر چه اهدای کتاب را نهی کردیم اما باید گفت اهدای کتاب به خبرنگار تخصصی و رسانهٔ تخصصی، از معدود موارد مجاز است. یک خبرنگار تخصصی، کتاب را به درستی معرفی می‌کند، مخاطبان را در جریان نظر خودش می‌گذارد، با نویسنده صحبت می‌کند و نظرات مثبت و منفی دربارهٔ کتاب را نشر می‌دهد. ارتباط مناسب با این خبرنگاران و دبیران آن‌ها و استفاده از نظریات آن‌ها نیز باعث شناختن بازار خواهد شد.</p>
<p>پی نوشت: این مطلب نخستین بار با عنوان <a href="http://asha.ir/archives/2477">مخاطب شناسی کن و بفروش</a> در <a href="http://asha.ir">خانه کتاب اشا</a> منتشر شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/17/%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%80-%d8%aa%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هک فکری، هک فیزیکی</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/11/18/%d9%87%da%a9-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%da%a9-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9%db%8c/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/11/18/%d9%87%da%a9-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%da%a9-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 12:50:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری]]></category>
		<category><![CDATA[ارتش سایبری ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات سپاه پاسداران]]></category>
		<category><![CDATA[بازی های جاسوسی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی های رسانه ای]]></category>
		<category><![CDATA[بی. بی. سی فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[دویچه وله فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو زمانه]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو فردا]]></category>
		<category><![CDATA[سرویس های اطلاعاتی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه پاسداران]]></category>
		<category><![CDATA[هک]]></category>
		<category><![CDATA[وزارت اطلاعات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=405</guid>
		<description><![CDATA[هک فیزیکی و هک فکری دو نوع متفاوت از هک هستند که هر دو برای از بین بردن کارکرد رسانه های مخالف استفاده می شوند. این دو شیوه بسته به هدف، انتخاب می شوند و هر یک لوازم خود را دارند. در این نوشتار 5 رسانه مطرح فارسی مخالف با جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته اند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها بازار هک کردن و هک شدن داغ است. از یک سو گروهی  که خودش را &#8220;ارتش سایبری ایران&#8221; نامیده است، سایت های مخالف را پایین می آورد تا هم قدرت نمایی کرده باشد و هم اطلاعات حساس را به چنگ بیاورد و از سوی دیگر جریان هک فکری نیز به آهستگی ولی با پیوستگی جریان دارد. بررسی موارد این گونه هک های فیزیکی و فکری، کاری است که نیاز به اطلاعات کامل و وصل بودن به سرمنشاء اطلاعات در دستگاه های اطلاعاتی دارد و طبیعتا از توان من بیرون است اما به عنوان یک ناظر خارجی علاقمند به این گونه مباحث، یک بررسی اجمالی نیز می توان انجام داد. کاری که انجام داده ام و نتایج جالبی هم داده است.<br />
<span id="more-405"></span></p>
<p><strong>اما منظور از هک فیزیکی و هک فکری چیست؟</strong></p>
<p>هک فیزیکی عبارت از هر نوع عملی است که باعث از بین رفتن سخت افزار یا اطلاعات رسانه مورد نظر شود، از حمله به سایت اینترنتی رسانه گرفته تا حمله نظامی!</p>
<p>هک فکری اما عبارت است از هدف گرفتن آدم ها و روندهای تولید محتوا در این رسانه ها که از نفوذ دادن آدم های خودی تا بی اعتبار کردن آدم های اصلی رسانه هدف را شامل می شود.</p>
<p>برای شروع بررسی، چند رسانه اصلی را که به نظر من بیشتر در معرض خطر هک فکری و فیزیکی هستند، انتخاب کردم که از قرار زیر است:<br />
۱٫ رادیو زمانه<br />
۲٫ رادیو فردا<br />
۳٫ ردایو آمریکا، VOA<br />
4. بی.بی.سی فارسی<br />
۵٫ دویچه وله فارسی</p>
<p>طبیعتا شبکه های داخلی از این قضیه مستثنا هستند چرا که نوع برخورد با آنها فرق می کند. همچنین سایت های سبز نیز به علت نگاه امنیتی و امکان حذفی که در موردشان وجود دارد، کمتر مورد هک قرار می گیرند، مخصوصا هک فکری که هزینه های زیادی را نیز در بر دارد. حال این ۵ رسانه را به اجمال و براساس تلاش های انجام شده که در معرض افکار عمومی قرار گرفته اند، بررسی می کنیم.</p>
<p><strong>۱٫ رادیو زمانه:</strong><br />
رادیو زمانه که با بودجه مستقیم یک کشور خارجی برای اثرگذاری در میان جوانان و نخبگان فرهنگی ایرانی داخل و خارج کشور تشکیل شده است، از آغاز تاکنون فراز و نشیب زیادی داشته است. دوره اول این رسانه که با حضور آدم های شناخته شده و حرفه ای ایرانی مدیریت می شد، آن چنان برای سیستم اطلاعاتی ایجاد مزاحمت کرده بود که تلاش گسترده ای برای هک فکری یا به اصطلاح &#8220;زدن سر&#8221; آن آغاز گردید.<br />
فشار اصلی این هک فکری، بر روی طرف خارجی سفارش دهنده قرار داشت به شکلی که با تکیه بر بی اعتمادی ذاتی موجود بین ایرانی ها و هلندی ها، باعث تقویت عدم اعتماد و بینش &#8220;سواستفاده تیم ایرانی از موقعیت داده شده&#8221; گردید. در عین حال به نظر من تلاش سیستم اطلاعاتی بر آن قرار گرفت که به جای تیم اداره کننده قوی ایرانی، تیمی ضعیف اما پر سر و صدا، اداره رادیو زمانه را بر عهده بگیرد و در عین حال مدیریت مستقیم با طرف خارجی باشد که از ابتدا نتیجه فعالیت چنین تیمی مشخص بود.</p>
<p>رادیو زمانه، در دوره نخست به علت شناخت تیم اداره کننده ایرانی از داخل کشور و دانستن نقاط ضعف و قوت خود و اشراف بر بی برنامگی فرهنگی و فقدان رسانه مناسب برای مقابله در داخل کشور؛ محبوبیت خوبی به دست آورده بود. به عنوان مثال در همان دوره، مصاحبه یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی، که از مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی پرهیز می کرد، را در زمانه خواندم. با او تماس گرفتم و از علت شکستن تحریم رسانه ها سوال کردم و در پاسخ شنیدم که &#8220;شخصی شناخته شده و با اطلاع از ادبیات و فرهنگ که تمامی آثار مرا خوانده بود آمد و من دو سه ساعتی با او گپ زدم و از این گپ زدن، لذت هم بردم و در انتها حاصل مصاحبه ای شد که شما خواندید. این نویسنده اصلا از ماهیت زمانه اطلاعی نداشت و تنها حرفه ای بودن مصاحبه کننده و نوع برخورد او، باعث شکستن حصر چندین ساله اش شده بود.</p>
<p>رادیو زمانه قوی و اثرگذار، این چنین هدف هک فکری قرار گرفت و در نهایت طرف خارجی، فریب اطلاعاتی را خورد و تیم قوی موسس را کنار گذاشت. از یاد نبریم که یک تیم قوی در حال کار همیشه روی خط قوانین حرکت نمی کند بلکه نیاز به شکستن قوانین خشک دارد و در صورت یک رفتار کاملا قانونی و خشک، از هم می پاشد.</p>
<p>بعد از این هک فکری، نوبت به قدرت نمایی فیزیکی رسید و در روزهای گذشته، &#8220;ارتش سایبری ایران&#8221; با قدرت نمایی و با هدف ایجاد رعب در میان تیم فنی اداره کننده، سایت زمانه را پایین آورد. گزارش هایی که از این هک به دست آمده است، نشان از پاک شدن بخش زیادی از اطلاعات دارد که خود نشان از دسترسی مناسب و انجام موفق این هک فیزیکی است.</p>
<p>رادیو زمانه کنونی، نه از نظر فکری چیز خاصی دارد، نه از نظر فیزیکی قابل اعتماد است. طرف خارجی هم دیگر ناامید شده است و آب رفته به جوی باز نمی گردد. شاید هک فکری و فیزیکی رادیو زمانه، موفق ترین هک آشکار شده توامان تاکنون در کارنامه سیستم اطلاعاتی ایران باشد.</p>
<p><strong>۲٫ رادیو فردا</strong><br />
رادیو فردا ارزش هک فیزیکی ندارد، در واقع یک شبکه رادیویی انفعالی است که بر مبنای خبر و موسیقی استوار شده است. اما می تواند مورد هک فکری قرار بگیرد. شیوه رادیو زمانه در اینجا هم کاربرد داشته است. در عین حال از شیوه دیگری که به علت عجول بودن آمریکایی ها کاربرد خوبی دارد، استفاده شده است. این شیوه که در دیگر رسانه ها نیز کاربرد دارد، نفوذ آدم های خاکستری در این گونه رسانه هاست.</p>
<p>اما آدم های خاکستری کیستند؟ در تعریف این آدم ها باید گفت کسانی هستند که به علت خصوصیات درونی یا عوامل محیطی، طوری بار آمده اند که هیچ وقت دل به طرف خاصی نمی سپارند، تا زمانی که در ایران باشند یا در رسانه هایی که خط قرمزهای نظام را رعایت می کنند و به آن التزام دارند، در جهت خط فکری آنها فعالیت می کنند و زمانی که در رسانه ای مانند رادیو فردا مشغول می شوند، این فعالیت در جهت خواسته های آنها صورت می گیرد.</p>
<p>آدم های خاکستری، هیچ وقت برای هدف &#8220;براندازی&#8221; یا &#8220;تغییر رژیم&#8221; مهره های مناسبی نیستند اما برای رسانه هایی مانند رادیو فردا، تنها آدم های در دسترس هستند. این آدم ها به راحتی با وعده کمک مالی یا تهدید جانی علیه خود یا خانواده اشان که احتمالا در ایران هستند، به ابزار دست سرویس های اطلاعاتی ایران تبدیل می شوند و سر بزنگاه با تحلیل های خود، طرف خارجی را به گمراهی رهنمون می شوند.</p>
<p>به نظرم این شیوه هک فکری به همراه فشار به خبرنگاران این رادیو هر از چند گاه، در مورد رادیو فردا اعمال می شود وآن را به یک رسانه &#8220;نه چندان تاثیرگذار&#8221; تبدیل کرده است. در واقع اصلا رادیو فردا بی اثر است!</p>
<p><strong>۳٫ رادیو صدای آمریکا VOA</strong></p>
<p>رسانه ای که مدتها تیول یک نفر باشد، تقریبا حتی از هک فکری نیز بی نیاز است. یعنی به معنی واقعه کلمه رادیو صدای آمریکا، ارزش برنامه ریزی ندارد. شاید سرویس های اطلاعاتی ایران، برنامه ای دراز مدت برای کانالیزه کردن شیوه رسیدن اخبار به رادیو صدای آمریکا داشته باشند ـ که قطعا دارند! ـ اما به نظر نمی رسد نیازی به در اختیار گرفتن آدم های این رسانه احساس شود. هر چند در اختیار گرفتن این آدم ها ساده است و همیشه می توان برای آن اقدام کرد!</p>
<p>در یک کلام رادیو صدای آمریکا VOA به خاطر عوامل متعدد خطری نیست که نیاز به هک هیچ بخشی از آن باشد و تنها مهم ترین فعالیت آن، حمایت از فیلترشکن اولتراسرف بوده است که البته در اصل ربطی به این رادیو ندارد و سیاست دولت آمریکا است.</p>
<p><strong>۴٫ بی. بی. سی فارسی BBC Persian</strong></p>
<p>بی. بی. سی فارسی، رسانه کهنه کار انگلیسی که از دیرباز ابزار دست دیپلماسی عمومی و پنهان بریتانیا بوده است، حکایت دیگری دارد. بی. بی. سی بنا بر ضرورت جنگی شکل گرفته است، یعنی این رسانه در اصل برای جنگیدن و پیشتیبانی از جنگ طراحی شده است.</p>
<p>بنگاه سخن پراکنی بریتانیا، شیوه های پنهان و آشکار بسیاری را در فعالیت خود در پیش می گیرد و به جرات می توان گفت از نخستین اهداف هک فکری سرویس های اطلاعاتی ایران بوده است. هم اکنون نیز به نظر من زمین نخست نبرد، بی. بی. سی فارسی است. اما چرا؟</p>
<p>جواب این سوال در شیوه جذب همکار برای بی. بی. سی فارسی نهفته است. این رسانه تا هنگامی که به شکل صوتی و در قالب رادیو بی. بی. سی فعالیت می کرد، از تیم تقریبا بسته ای استفاده می کرد که نفوذ در آن کار ساده ای نبود. البته به نظر من شیوه بی اعتبارسازی منابع در مورد این رسانه قوی از مدت ها قبل به کار رفته است که در بسیاری از موارد بی. بی. سی با هدایت تیم های قوی و به علت استفاده از شیوه های مناسب برای تایید خبر، از آن جسته است. در واقع در میان این چند رسانه های که بررسی می کنیم، بی. بی. سی حرفه ای ترین است و به همین خاطر درگیری پنهان با آن، از همه سنگین تر و بیشتر است.</p>
<p>اما هنگامی بی. بی. سی فارسی تصمیم به راه اندازی تلویزیون به زبان فارسی گرفت، ناگهان یک فرصت طلایی در مقابل سرویس های اطلاعاتی ایران ظاهر شد. تیم بسته بی. بی. سی که به دقت توسط سرویس ضد اطلاعات بریتانیا کنترل می شدند، باز شد و افراد جدیدی وارد آن شدند. این افراد بیشتر از میان روزنامه نگاران اصلاح طلب ایرانی بودند که پس از باز شدن فضای رسانه ای در ایران، فعالیت خود را آغاز کرده بودند.</p>
<p>البته بی. بی. سی با برگزاری برخی دوره های روزنامه نگاری از راه دور ـ که دوره حضوری آن زمانی در ترکیه برگزار شد ـ و نشریه کارگاهی زیگ زاگ، سعی کرده بود همکاران تلویزیون فارسی اش را خود انتخاب کند نه اینکه سرویس های اطلاعاتی ایران آن را برایش انتخاب کنند.</p>
<p>به نظرم بازی اصلی بی. بی. سی و سرویس های اطلاعاتی ایران در داخل بی. بی. سی جریان دارد. شاید ـ و به نظر من قطعا ـ اکثر کسانی که از ایران رفتند و وارد تلویزیون بی. بی. سی فارسی شدند، هیچ ارتباطی با سرویس های اطلاعاتی ایران ندارند، اما ذات محتاط و توطئه گر انگلیسی ها، نمی تواند دربست چنین چیزی را قبول کند! هر پاراگراف خبر، هر عکس و هر گزارش ارائه شده ایرانی ها، توسط آدم های مورد اعتماد و بعضا ناشناس سرویس اطلاعاتی بریتانیا بازنگری می شود و حتی نکات غیر مرتبط در کنار هم قرار داده می شوند تا راه نفوذ اطلاعاتی ایران بسته شود.</p>
<p>گاهی اوقات هم بی. بی. سی هنگام شک کردن به فرد یا افرادی، محیط را برای آنها بازتر می کند تا خودشان را نشان دهند و به قولی مرتکب اشتباهی شوند که ظن همکاری با ایرانی ها را به یقین تبدیل سازد. به نظرم بچه های ایرانی ای که در بی. بی. سی کار می کنند، از این بابت متحمل فشار زیادی می شوند و من شخصا برای این دوستان روزنامه نگار احساس تأسف می کنم که مهارت حرفه ای شان خیلی اوقات نادیده گرفته می شود.</p>
<p>استدلال سرویس اطلاعاتی بریتانیا احتمالا این است که این افراد حتی اگر خودشان همکاری را آغاز نکرده باشند، اما در دوران فعالیت در ایران زیر نظر بوده اند و ممکن است احضار شده باشند و هم اکنون نیز خانواده ایشان در ایران هستند.</p>
<p>شیوه دیگر بازی با بی. بی. سی فارسی، هدف قرار دادن فیزیکی امواج ارسالی از ماهواره ها است که البته دیگر هک فکری نیست و هک فیزیکی کاملی است که توسط بچه های همیشه در صحنه سپاه! عملی می شود، البته این حدس من است!</p>
<p>بی. بی. سی فارسی در نهایت با وجود ایرانی هایی که در آن کار می کنند، پس از مدتی به علت درگیری های اطلاعاتی، با نوعی مشکل از درون روبرو خواهد شد که براساس برد هر طرف بازی یعنی سرویس اطلاعاتی ایران یا انگلستان، نوع این فروپاشی متفاوت خواهد بود.</p>
<p><strong>۵٫ دویچه وله فارسی</strong></p>
<p>از این جهت دویچه وله فارسی را بررسی می کنم که نقش این رسانه به ظاهر بی طرف، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. جایزه وبلاگی دویچه وله را من به عنوان یک دام اطلاعاتی مورد بررسی قرار می دهم. برندگان این جایزه البته تقصیری ندارند بلکه طراحان آن از نظر من به دنبال جذب بخش خاکستری و غیر سیاسی وب بودند.</p>
<p>دویچه وله فارسی از یک طرف آن قدر تاثیر گذار نیست که نیازی به هک فیزیکی باشد و از طرف دیگر به هر حال یک رسانه است و باید برای هک فکری آن کاری کرد. به نظرم بازی برای دویچه وله تازه شروع شده است و آدم های خاکستری و نفوذها تازه در حال رسوخ به دویچه وله هستند.</p>
<p>این پنج رسانه را به اختصار و اجمال و احتمالا با اشتباه بسیار بررسی کردم. اما نه رسانه های مورد هدف سرویس های اطلاعاتی ایران به اینجا ختم می شود و نه راه های نفوذ و تاثیرگذاری و مقابله با این رسانه ها، در این نوشتار احصاء شده اند. بازی رسانه ای سرویس های اطلاعاتی ما با رسانه هایی که سرشان در خارج از ایران است، تازه شروع شده است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/11/18/%d9%87%da%a9-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%da%a9-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه کسی تیتر ظهور را خواهد زد؟</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/22/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b2%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/22/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b2%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 07:00:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=389</guid>
		<description><![CDATA[یکی از بحث هایی که همیشه ذهن تحریریه را در خبرگزاری آینده روشن مشغول کرده است، این است که به عنوان یک خبرنگار و فعال رسانه ای چطور می توان منتظر بود؟ این بحث از آن جایی نشأت می گیرد که منتظران واقعی مام زمان (عج) در همه حال و همه جا انتظار او را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از بحث هایی که همیشه ذهن تحریریه را در خبرگزاری آینده روشن مشغول کرده است، این است که به عنوان یک خبرنگار و فعال رسانه ای چطور می توان منتظر بود؟<br />
<span id="more-389"></span><br />
این بحث از آن جایی نشأت می گیرد که منتظران واقعی مام زمان (عج) در همه حال و همه جا انتظار او را می کشند، در رفتارها و عملکردشان تاثیر آن ها را در آماده سازی بر ظهور در نظر می گیرند و همه حال ظهور او را نزدیک می بینند. در چنین شرایطی و در جایگاه خبرنگار یک رسانه که اخبار پیش از ظهور را در جامعه منتظر منتشر می کند، بحث عمده باید همین باشد. </p>
<p>تحریریه خبرگزاری آینده روشن مانند دیگر رسانه ها از دبیران، مدیر خبر، جانشین سردبیر و سردبیر تشکیل شده است. در عین حال خبرنگاران نیز نقش عمده ای در تحریریه تنها خبرگزاری ویژه مهدویت و معنویت دارند، چرا که تولید خبر در این رسانه با دیگر رسانه ها تفاوت عمده ای دارد. </p>
<p>در خبرگزاری آینده روشن، خبرنگار خود باید پایه ای از اطلاعات اساسی مربوط به مهدویت را داشته باشد. مطالعه کتب معتبر پیرامون مهدویت از یک سو و شرکت در بحث های نظری مطرح شده توسط متخصصان این حوزه در پژوهشکده مهدویت، پایه گذار و تکمیل کننده آگاهی رسانه ای خبرنگاری است که می خواهد از سوژه های خبر سوال کند: برای ظهر امام زمانتان چه کرده اید؟ </p>
<p>در این فضای رسانه ای رقابت حرفه ای نیز در مورد موضوعاتی شکل می گیرد که با مفهوم شکل گیری رسانه در ارتباط است. مهم این نیست که خبری از رسانه دیگری دیرتر منتشر شود ـ اگر چه سرعت انتشار خبر مفهومی اساسی است ـ بلکه مهم این است که انتشار این خبر چه کمکی به زمینه سازی برای ظهور موعود زمان و مکان می کند؟ و خبرنگار، دبیر سرویس و … تا چه حد توانسته اند تاثیر متقابل برای توجه سوژه و مخاطبان خبر به ضرورت زمینه سازی برای ظهور بگذارند؟ </p>
<p>اصلی رقابت خبری در خبرگزاری آینده روشن بر سر این است که چه کسی تیتر ظهور را خواهد زد؟ کدام خبرنگار این واقعه را گزارش خواهد کرد؟ دغدغه دبیران سرویس ها این است که از کدام سبک خبری برای نوشتن بزرگترین خبر جهان استفاده کنند و چه نوع لیدی را برای آن انتخاب کنند؟ سرویس عکس به این می اندیشد که برای این خبر چه کسی را باید انتخاب کرد و آیا امکان انتشار عکس صاحب خبر در کنار خبر ظهور ایشان فراهم خواهد شد؟ </p>
<p>و در نهایت گروه سیاست گذار خبرگزاری در این اندیشه است که آیا توانایی فعالیت به عنوان رسانه پس از ظهور را نیز خواهد داشت؟ رسانه ای که هر جمعه صبح برای ظهور سوژه اصلی آن دعا می کنیم و می گوییم: اللهم عجل لولیک الفرج!</p>
<p>&#8212;&#8211;<br />
این مطلب در جایگاه <a href="http://bfnews.ir/vdchinkjldiljknlnglggfmhjfdgpfhklhlolnekonglicaphfgbabjbebibiojnonebmnhnooedohbhcnlpekolgbjhbibaaojocbenc.html">سردبیر خبرگزاری آینده روشن</a> نگاشته شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/22/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b2%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جشن روز جهانی وبلاگ سال ۱۳۸۸</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/09/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/09/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 21:05:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=80</guid>
		<description><![CDATA[خیلی اتفاقی دعوت شدیم، در واقع دعوت نشدیم، یکی از بچه ها یعنی حامد، شیطنت کرد و باعث رفتن ما یا درست تر بنویسم، آمدن ما به جشن ۳۱ اگوست، روز جهانی وبلاگ شد، و این طور بود که این جشن از حضور ما یعنی من، مهدی، حامد و علیرضا بهره مند شد! تهران، فرهنگسرای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی اتفاقی دعوت شدیم، در واقع دعوت نشدیم، یکی از بچه ها یعنی حامد، شیطنت کرد و باعث رفتن ما یا درست تر بنویسم، آمدن ما به جشن ۳۱ اگوست، روز جهانی وبلاگ شد، و این طور بود که این جشن از حضور ما یعنی من، مهدی، حامد و علیرضا بهره مند شد!</p>
<p><span id="more-80"></span><br />
تهران، فرهنگسرای بانو: جشن روز جهانی وبلاگ به ابتکار پرشین بلاگ و با همکاری فرهنگسرای بانو (با در اختیار گذاشتن مکان) با حضور نزدیک به ۱۰۰ وبلاگ نویس برگزار شد.</p>
<p>اما ما کجای ماجرا بودیم؟</p>
<p>صبح اول وقت یعنی ساعت ۹ که سر کار مشرف شدیم، آن هم به اجبار دوستی که&#8230;&#8230;..</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
اینها پست ذخیره شده ای بود که برای گزارش مراسم روز جهانی وبلاگ که سال گذشته برگزار شد، نوشته بودم اما مثل برخی پست های دیگر به فراموشی سپرده شد و بالاخره منتشر شد. </p>
<p>حالا امسال نیز چنین جشنی دوباره برگزار می شود. زمان آن امروز است و مکانش هم در تالار شهریاران جوان واقع در خیابان استاد نجات اللهی ، خیابان ورشو  ، به صرف افطاری ، از ساعت ١٨ الی ٢٠ روز دوشنبه نهم شهریور ماه . </p>
<p>اطلاعات بیشتر در <a href="http://blogday2009.persianblog.ir/">اینجا</a> قابل دسترسی است البته اطلاعات کامل با حضور در این مراسم به دست خواهد آمد.</p>
<p>من که خیلی رویت شده ام، بیایید تا دیگرانی که می آیند را ببینید و به حرفهای دوستانتان گوش بدهید!</p>
<p>پی نوشت: امروز یکی از دوستان! پرشین بلاگ قصد داشت من را اغفال کند تا برای نازنین، دخترم در پرشین بلاگ وبلاگ باز کنم، گفتم که حاشا و کلا چنین نخواهد شد <img src='http://www.kheyzaranonline.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )) وردپرس روی هاست شخصی!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/06/09/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه ای به عمو فیلترباف: از این رنجی که می بریم</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/18/letter-to-restrictor-man/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/18/letter-to-restrictor-man/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2009 22:21:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی بیان]]></category>
		<category><![CDATA[فضای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=302</guid>
		<description><![CDATA[بازی های وبلاگی را دوست دارم و همین است که بی دعوت در طول یک هفته دوباره خودم را داخل یک بازی می اندازم، این بازی را علیرضا، صاحب وبلاگ وب نامرئی راه انداخته است و من به تشویق کمانگیر و البته برای اینکه نگاه دیگری به موضوع این بازی دارم، در آن شرکت می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بازی های وبلاگی را دوست دارم و همین است که بی دعوت در طول یک هفته دوباره خودم را داخل یک بازی می اندازم، این بازی را علیرضا، صاحب وبلاگ وب نامرئی راه انداخته است و من به تشویق <a title="نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank">کمانگیر</a> و البته برای اینکه نگاه دیگری به موضوع این بازی دارم، در آن شرکت می کنم. موضوع این بازی کمی خطرناک است: <a title="بازی وبلاگی نامه ای به عمو فیلتر باف، از وبلاگ وب نامرئی" href="http://www.1alireza.com/archives/1185" target="_blank">نامه ای به عمو فیلترباف!</a></p>
<p><span id="more-302"></span></p>
<p>برادر عزیز ـ و قطعا یک برادر هستی! ـ عموفیلترباف گرامی، تویی که مثل روح از وبلاگ ها و وب سایت ها می گذری و در یک نگاه گذری متوجه می شوی کدام یک از دسته بندی ها شامل آنها می شود و بعد&#8230;</p>
<p>می خوام کمی بدون واسطه برای تو که قطعا می دانم اینها را می خوانی کمی از رنجی بگویم که خودت می بری و کمی هم از رنجی که ما وبلاگ نویس ها می بریم. صادقانه بگویم که احساس می کنم نه ما می دانیم تو چه رنجی می بری و نه تو می دانی که ما چه رنجی می بریم. در واقع اصلا قرار بر این است که ما با هم آشنا نشویم، چرا اگر ارتباطی با هم پیدا کنیم، ممکن است با هم هم ذات پنداری کنیم و دیگر یا دست ما موقع نوشتن فحش به تو بلرزد یا تو موقع اضافه کردن هر نشانی جدید به آن دیتابیس عریض و طویلت اندکی تردید کنی.</p>
<p>برادر من، رنج هایی که تو می بری کم نیستند!</p>
<p>می دانم که گاهی اوقات با تزاحم دستورها روبرو می شوی، نصفه شب است و در خانه استراحت می کنی، ناگهان تلفنت زنگ می زند و کسی از آن سوی خط، بدون احترام به ساعت استراحت تو که به تو و خانواده ات تعلق دارد، با صدایی خشن می پرسد چرا فلان وبلاگ ف ی لتر نشده است یا چرا فلان سایت ف ی لتر شده است، اینها را می پرسد بدون اینکه خبر داشته باشد شخص دیگری با مسوولیتی بالاتر قبلا همان دستورات متضاد را به شما داده است.</p>
<p>می دانم که تو هم برای خودت اصولی داری، قطعا معتقد نیستی که هر وبلاگی باید فیلتر شود، هر کسی تا یک خط نوشت دیگر نباید امیدی به دیدن وبلاگش بدون گذر از فیلترشکن ها داشته باشد. اما بسیاری اوقات مجبور می شوی به دلایلی روی اصول خودت پا بگذاری و تنها به یک مجری تبدیل شوی. این چیزی نیست که تو دوست داشته باشی، اینکه تو از خودت هیچ اراده ای نداری اما مجبوری رنج ببری، این هم بخشی از رنجی است که می بری.</p>
<p>یک چیز دیگر هم تو را رنج می دهد اما این بار از آن آگاه نیستی و فقط زمانی از آن آگاه خواهی شد که دیگر در این مسوولیت نباشی. تو الان از قدرتی که داری و غروری که به خاطر این قدرت گریبانگیر تو شده است، رنج می بری. اینکه با یک حرکت تو، یکی از شهروندان جامعه مجازی اجازه زندگی و حیات قانونی در بخشی از فضای مجازی را از دست می دهد، اگر چه اکنون تو را خوشحال می کند، اما موقتی است و سال یا سالیانی دیگر، که دیگران جای تو را گرفته اند، خواهی فهمید که رنج از دست دادن قدرت و آگاه شدن از غرور بی جایی که داشته ای، کم نیست!</p>
<p>البته رنج های کوچک تری هم هستند، اینکه با اینکه فیلترینگ هوشمند شده است و تو می توانی با خیال آسوده استراحت کنی، اما هستند دسته ای که استراحت تو را به هم می زنند و نامه می نویسند و می خواهند بدانند برای چه حیات قانونی در کشورشان از آنها سلب شده است. یا رنج این که بعضی ها را که می خواهی و باید ف ی لتر کنی، نمی توانی از حق قانونی حیات محروم کنی، چرا که یا پشتوانه ای قدرتمند دارند یا وجودشان در بعضی اوقات به نفع تو و مسوولین بالاترت است.</p>
<p>به عنوان آخرین رنج تو باید بگویم که حضورت در همه شبکه های اجتماعی و دیدن اینکه از تو صحبت می کنند و به تو فحش می دهند یا از تو طرفداری می کنند، در حالی که نمی توانی خودت را معرفی کنی و مجبور به تقیه!! هستی، رنجی است بس عظیم! به مانند لاک پشتی که با مرغابی ها پرواز می کند و اگر دهان باز کنی، دهان باز کردن همان و فرو افتادن همان!!</p>
<p>اما رنجهایی که ما می بریم؟</p>
<p>مگر این رنج ها مهم هستند؟ فکر نمی کنم هیچ وقت این نگرانی را داشته ای که صبح، بعد از وارد کردن نشانی وبلاگ یا وبسایتت به پیغام معروف &#8220;مشترک گرامی &#8230; &#8221; برخورد کنی! نه، حداقل در اداره هیچ فیلترینگی بر روی اینترنت تو اعمال نمی شود و می توانی هر سایتی که بخواهی بروی، در خانه هم به احتمال قوی همین طور است! اما این نگرانی هر روز من وبلاگنویس است!</p>
<p>این مهمترین رنج ما است که خودت خوب می دانی، اما رنج های دیگر را نمی گویم، اینها رنجهای دیگر، همان چیزهایی هستند که در عین حال به وبلاگ نویسی لذت هم می بخشند و با عرض شرمندگی لذت شنیدن آنها را از تو سلب می کنم! بگذار که ما هنوز برای خودمان رازهایی داشته باشیم که تو نتوانی به آنها دست پیدا کنی!</p>
<p>&#8212;&#8211;</p>
<p>این دوستان تا لحظه انتشار پست در این باره نوشته اند:</p>
<p>نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ وب نامرئی</p>
<p><a title="نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/?p=5206" target="_blank">نامه ای به عمو فیلترباف</a> از وبلاگ کمانگیر</p>
<p><a title="با فیلترنیگ مهارت های شخصی را از بین نبریم از وبلاگ بر ساحل سلامت" href="http://smto.ir/?p=1700" target="_blank">با ف ی ل ت رنیگ مهارت های شخصی را از بین نبریم</a> از وبلاگ بر ساحل سلامت</p>
<p><a title="نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ آوای موج" href="http://avayemoj.com/2009/04/06/uncle-filterbaf/" target="_blank">کمی ملاحظات آماری برای عمو ف ی لترباف</a> از وبلاگ آوای موج</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>مسوولین مجترم فی لترینگ، جدای از این نامه، نفس وجود ف ی لترینگ غیر قابل بحث است و در آن شکی نیست. آنچه مورد اعتراض است، اعمال سلیقه و فیلترینگ براساس عدم تحمل است، امیدوارم متوجه شده باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/01/18/letter-to-restrictor-man/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
