<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خیزران &#187; سیاست</title>
	<atom:link href="http://www.kheyzaranonline.ir/2008/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kheyzaranonline.ir</link>
	<description>برای نوشتن، همین و تمام</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Jul 2010 10:22:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<atom:link rel="next" href="http://www.kheyzaranonline.ir/2008/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/?page=2" />

		<item>
		<title>تیتر اول‬</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/04/22/%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%e2%80%ac/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/04/22/%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%e2%80%ac/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Jul 2010 09:34:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/1389/04/22/</guid>
		<description><![CDATA[‫راس ساعت ۸ صبح یک روز تابستانی، رهگذری بسته ای سیگار نو را داخل سطل آشغال انداخت.‬ ‫ساعت ۹ صبح، اکبر آقا با بدرقه زنش که می گفت انشاءالله بری دیگه برنگردی، از خانه خارج شد‬ ‫ساعت ۱۰ صبح سطل آشغال منفجر شد‬ ‫ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه صبح، مسوول تیتر یک روزنامه عصر، تیتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>‫راس ساعت ۸ صبح یک روز تابستانی، رهگذری بسته ای سیگار نو را داخل سطل آشغال انداخت.‬</p>
<p>‫ساعت ۹ صبح، اکبر آقا با بدرقه زنش که می گفت انشاءالله بری دیگه برنگردی، از خانه خارج شد‬</p>
<p>‫ساعت ۱۰ صبح سطل آشغال منفجر شد‬</p>
<p>‫ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه صبح، مسوول تیتر یک روزنامه عصر، تیتر اول را چنین تعیین کرد‬:</p>
<p>‫در انفجار بمب منافقین کوردل، یک رهگذر به شهادت رسید.‬</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/04/22/%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%e2%80%ac/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصه حسنک وزیر و ماجرای سید حسن خمینی</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/16/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%86%da%a9-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/16/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%86%da%a9-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Jun 2010 09:09:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ بیهقی]]></category>
		<category><![CDATA[حسنک وزیر]]></category>
		<category><![CDATA[سید حسن خمینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=483</guid>
		<description><![CDATA[بی جهت نیست که بیهقی می گوید: و لکن خلیفه را چند گونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی بخواند! اینجا هم بوسهل ها بر در هستند و تا توانستند پشت سر سید حسن حرف زدند و می زنند مگر که رهبری حکمی کند و حتی وقتی رهبر معظم انقلاب هم این نواده امام راحل را تایید می کند، باز هم بر جای خویش می ژکند!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تاریخ بیهقی یکی از کتاب های مورد علاقه من است، چاپ دوم به تاریخ شهریور ۲۵۳۶ شاهنشاهی از انتشارت دانشگاه فردوسی مشهد را دارم و گاهی برای خودم و دخترم می خوانم. سید حسن خمینی را که آن طور در حرم امام خمینی ناراحت کردند، نگاهم از روی تلویزیون چرخید و افتاد روی تاریخ بیهقی، نوشته خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی دبیر. آن بردار کردن حسنک بود و این بی اعتبار کردن حسن! و چقدر به هم شباهت داشتند!<span id="more-483"></span><br />
<!--<a href="http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/16/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%86%da%a9-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/sedhasan/" mce_href="http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/16/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%86%da%a9-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/sedhasan/" rel="attachment wp-att-485"--></p>
<blockquote><p>این بوسهل مردی امام زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود اما شرارت و زعارتی در طبع وی موکد شده ـ و لا تبدیل لخلق الله ـ و با آن شرارت دلسوزی نداشت و همیشه چشم نهادی تا پادشاهی بزرگ و جبار بر چاکری خشم گرفتی و آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی این مرد از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی و المی بزرگ بدین چاکر رسانیدی و انگاه لاف زدی که فلان را من فرو گرفتم ـ و اگر کرد دید و چشید ـ و خردمندان دانستندی که نه چنان است و سری می جنبانیدندی و پوشیده خنده می زدی که وی گزاف گوی است.</p></blockquote>
<p>دست مریزاد خواجه ابوالفضل بیهقی که زیبا نوشته ای! نه چنان است که ما سید حسن را فرو گرفتیم و بی آبرویش کردیم که اگر کاری کرده است، خداوندگار بر در نشسته است و خود حکم می کند و خود فرمان می راند! اما قصه بی اعتبار کردن سید حسن، قصه بردار کردن حسنک نیست که چنین تمام شود، آنجا حسنک وزیر خود به قول بیهقی در این راه رفته بود و امیر را پیام فرستاده بود که هر وقت به امارت رسید، حسنک را بر دار باید کردن و اینجا سید حسن، گزاره بعدی است در مسیری که یک به یک تمامی کسانی را که همراه نیستند، دشمن می انگارد!</p>
<p><img class="size-medium wp-image-485  alignleft" title="sedhasan" src="http://www.kheyzaranonline.ir/wp-content/uploads/2010/06/sedhasan-300x200.jpg" alt="سید حسن خمینی، نوه امام راحل در حال روبوسی با رهبر معظم انقلاب،  حضرت آیت الله خامنه ای" width="300" height="200" />نمی دانم بوسه بر پیشانی را چه معنا باید کرد جز تایید و تشویق. این جمعی که بر علیه سید حسن شعار دادند، من را به یاد دو پیکی می اندازد که بیهقی می گوید راست کرده بودند که از بغداد آمده اند و از نزد خلیفه. نه خلیفه خبر داشت و نه چنین قصدی که کارگزاران و چاکران را بدون دلیل لت نمی زنند و منفعت حکومت و ملک را نگه می دارند.</p>
<p>بی جهت نیست که بیهقی می گوید: و لکن خلیفه را چند گونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قرمطی بخواند! اینجا هم بوسهل ها بر در هستند و تا توانستند پشت سر سید حسن حرف زدند و می زنند مگر که رهبری حکمی کند و حتی وقتی رهبر معظم انقلاب هم این نواده امام راحل را تایید می کند، باز هم بر جای خویش می ژکند!</p>
<p>دیروز سید حسن را که دیدم باز هم یاد این نقل بیهقی افتادم: حسنک پیدا آمد بی بند، جبه ای داشت حبری رنگ با سیاه می زد خلق گونه، دراعه و ردایی سخت پاکیزه و دستاری نشابوری مالیده، &#8230;. و موی سر مالیده زیر دستار پوشیده اندک مایه پیدا بود &#8230; .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/16/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%86%da%a9-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امامی که من شناختم و اکنون می‌شناسم</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/14/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%a7%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%85/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/14/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%a7%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Jun 2010 09:20:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی های وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی وبلاگی ۱۴ خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[منتظری]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=472</guid>
		<description><![CDATA[نوشتن از کسی که دوران مشترک حضور من و او در این دنیا، زیاد نبوده است و حتی همان زمان کم هم در دوران کودکی من بوده است، کار ساده‌ای نیست. در واقع نمی‌توانم راجع به تجربیات مستقیم خودم بنویسم بلکه بیشتر تجربیات غیر مستقیم و شنیده‌ها و آن‌چه از ایشان به یادگار مانده است، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نوشتن از کسی که دوران مشترک حضور من و او در این دنیا، زیاد نبوده است و حتی همان زمان کم هم در دوران کودکی من بوده است، کار ساده‌ای نیست. در واقع نمی‌توانم راجع به تجربیات مستقیم خودم بنویسم بلکه بیشتر تجربیات غیر مستقیم و شنیده‌ها و آن‌چه از ایشان به یادگار مانده است، ابزار شناخت بوده‌اند و لاجرم نوشته من باید به عنوان یکی از تابعین دیده شود. اما به هر حال می‌نویسم چرا که بسیاری از دوستان دیگرم هم که در <a href="http://14khordad89.blogfa.com/">موج وبلاگی ۱۴ خرداد ۸۹</a> شرکت کرده‌اند جزء تابعین هستند!<br />
<span id="more-472"></span><br />
شناختی که من از امام خمینی دارم و داشته‌ام با توجه به سن و دریافت‌های من تغییر کرده است. از این رو این مطلب را با عنوان امامی که من شناختم و اکنون می‌شناسم، نام‌گذاری می‌کنم.</p>
<p><strong>یکم. برخوردهای اولیه</strong><br />
نخستین برخورد من با آیت الله خمینی یا لقبی که بعدها ایشان را نامیدم، امام خمینی به سال‌های نخست کودکی بر می‌گردد. سال‌هایی که هر روز صبح سر صف برای سلامتی عمر ایشان و وصل شدن «نهضت خمینی» به انقلاب مهدی دعا می‌کردیم. در ذهنم پیرمردی شکل گرفته بود که در جایی دست نیافتنی به اسم جماران زندگی می‌کند.<br />
گاهی اوقات یکی از معلم‌‌هایمان خاطره‌ای از ایشان تعریف می‌کرد و این در حالی بود که هنوز درس رسمی‌ای درباره نامه به امام خمینی و نصیحت کردن ایشان در کتاب‌های درسی وجود نداشت. شاید سال‌های آخر دبستان بود که این درس اضافه شد اما باز هم به من نرسید.<br />
مهمترین برخورد من در این دوران، خاطره من از فوت ایشان بود که در جای دیگری به تفصیل نوشته‌ام. خاطره‌ام از شب هفت ایشان که با پدرم چندین کیلومتر پیاده رفتیم و من فقط هشت سال داشتم و بعد در حالی که روی پا بند نبودم، به قم برگشتم هم در ادامه همین برخوردهای اولیه و ماجرای فوت و دفن است. می‌دان که این‌ها چیزهای مهمی نیستند و اکثر هم سن و سال‌های من چنین برخوردهایی را تجربه کرده‌اند.</p>
<p><strong>دوم. کسی که می‌شد برای تمام کردن بحث از او نقل قول کرد!</strong><br />
بزرگتر شدم، تقریبا کاری با امام خمینی نداشتم. جز اجباری که تمامی اردوهای به مقصد تهران در بازدید از حرم امام داشتند و ردیف صحیفه‌های نور که در کتابخانه پدرم قرار داشت و البته جز خاطره‌ای محو از زمان مدرسه و دعای سلامتی امام خمینی که دیگر در صبحگاه عوض شده بود.<br />
اما کشف یک نکته، نگاه من را به امام خمینی متحول کرد! وقتی با کسی بحث می‌کردم و کم می‌آوردم یا می‌خواستم طرف مقابل بی قید و شرط حرف‌های من را قبول کند، یک جمله از امام خمینی کافی بود تا بحث تمام شود!<br />
یادم نمی رود بحثی را که بر سر حرام بودن یا حلال بودن شطرنج با مدیران مجتمع هدایت  ـ که در آن سال اول و دوم دبیرستان را گذراندم ـ داشتم. در نهایت این بحث چند جلسه‌ای با نقل قولی از امام که مخالفان حلیت شطرنج را مشتی آخوند متحجر می‌خواند، تمام شد که البته برای مدیران آن مجتمع بسیار گران تمام شد!<br />
گاهی اوقات خودم هم به جملاتی که از امام نقل می‌شد، ایراد وارد می‌کردم اما به هر حال برای همه پذیرفته شده بود که جملات ایشان تمام کننده است.<br />
<strong><br />
سوم. مرجعی که در مقابل برخی روحانیون قرار گرفته بود!</strong><br />
دوران دبیرستان من با رشد مطبوعات و بحث جامعه مدنی و از همه مهم‌تر حصر دوباره آیت الله منتظری همراه بود. سوم دبیرستان بودم که ماجرای سخترانی معروف به ۱۳ رجب ایشان اتفاق افتاد و ما را هم از مدرسه برای راهپیمایی علیه ایشان بردند، تا حرم رفتیم و صحبت‌های آیت الله جوادی آملی را شنیدیم. در حین این صحبت‌ها یکی از دوستانم آمد و گفت که بچه‌ها جلوی خانه منتظری شلوغ است. به سرعت دویدیم و به آنجا رفتیم و ماجرای حمله به حسینیه ایشان را از نزدیک دیدم.<br />
این ماجراها باعث شد که درباره دیگر روحانیونی که احیانا با امام خمینی مخالف بودند دست به تحقیق بزنم و متوجه شدم که طیفی وجود دارد که مخالف امام خمینی است. آن روزها دوران روحانیون محصور بود و یادم می آید بی.بی.سی نیز برنامه ای با این موضوع پخش کرده بود که در دبیرستان و دانشگاه دست به دست می چرخید.</p>
<p><strong>چهارم. رهبری که حکومت کردن را به اطرافیان خود سپرده بود</strong><br />
همین حوالی بود که کتاب خاطرات آقای هاشمی منتشر شد. این کتاب که در آن نقش آقای هاشمی بسیار پر رنگ شده است، به من این دیدگاه را الغاء کرد که در واقع امام در سه یا چهار سال آخر زندگی شان حکومت را به دیگران سپرده بودند و خودشان استراحت می‌کردند.<br />
هنوز هم از ماجراهای سال‌های آخر زندگی ایشان به درستی اطلاع ندارم و نمی‌دانم واقعا خود ایشان تصمیم می‌گرفتند یا اینکه اطرافیان ایشان در تصمیم‌گیری بیشتر موثر بودند. شاید در آینده این مشخص شود.</p>
<p><strong>پنجم. سقوط یک شخصیت از جایگاه اسطوره‌ای اش به جایگاه یک رهبر معمولی</strong><br />
اینکه دقیقا چه زمانی امام خمینی برای من از جایگاه یک شخصیت اسطوره‌ای سقوط کرد و به سطح یک رهبر معمولی که درایت و قدرت رهبری خوبی داشته است،‌ رسید، واقعا مشخص نیست. همین را می‌توانم بگویم که ناگهان متوجه شدم افکار و سخنان امام خمینی دیگر برایم الزام آور نیستند و می‌توانم درباره درستی و نادرستی آن‌ها تردید کنم. شاید این همان جنگ نرمی باشد که از آن سخن می‌گویند و من هم قربانی جنگ نرم شده باشم!<br />
اما به یقین اطلاع از عملکرد ایشان در دوران زعامتشان، نقش اصلی را داشته است. ماجرای اجبار کردن مقام معظم رهبری در پذیرش نخست وزیری آقای میرحسین موسوی و امتناع از حکم کردن، یکی از این موارد تاثیرگذار بود. ماجرای دیگر موثر هم حکم به اعدام آن دسته از هوادران مجاهدین خلق (منافقین)‌ بود که در زندان بودند که نحوه اجرای آن را عقل حقوق خوانده من هنوز هم نمی‌پذیرد.</p>
<p>در نهایت باید بگویم هم اکنون در باور من امام خمینی، در جایگاه یک رهبر قابل احترام، سیاستمدار با درایت و روحانی مومن به احکام اسلام قرار دارد که نظریات مختلفی در مباحث مختلف شرعی، سیاسی و عقلی ابراز کرده‌ است اما این نظرات هیچ یک واجب الاطاعه و لازم الاجرا نیستند مگر اینکه با معیارهای عقل و شرع سنجیده شوند. روحش شاد و راهش پر رهرو.</p>
<p>راستی من این پست را به به <a href="http://saleh.ruhollah.org/400">دعوت محمد صالح مفتاح</a> از <a href="http://saleh.ruhollah.org">وبلاگ آذرباد</a> نوشته‌ام و فکر کنم دیگر مهلت دعوت کردن هم تمام شده است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/03/14/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%a7%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دولتی که خودش شایعه می‌سازد</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 May 2010 17:18:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[دولت]]></category>
		<category><![CDATA[دولت دهم]]></category>
		<category><![CDATA[زلزله در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[شایعه]]></category>
		<category><![CDATA[شایعه زلزله در تهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=465</guid>
		<description><![CDATA[از دیرباز یکی از کارکردهای مهم حاکمیت، مقابله با شایعاتی بوده است که به نوعی امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته‌اند. در مقابل گروه‌هایی که خواسته‌اند به هر دلیلی حکومت را بی‌ثبات جلوه دهند، از ابزار شایعه سازی بارها استفاده کرده‌اند. در واقع یک جنگ زیر پوستی بین حکومت‌ها و مخالفانشان با استفاده از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از کارکردهای مهم حاکمیت، مقابله با شایعاتی بوده است که به نوعی امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته‌اند. در مقابل گروه‌هایی که خواسته‌اند به هر دلیلی حکومت را بی‌ثبات جلوه دهند، از ابزار شایعه سازی بارها استفاده کرده‌اند. در واقع یک جنگ زیر پوستی بین حکومت‌ها و مخالفانشان با استفاده از ابزار شایعه پیش می رود و هر کدام شایعه بهتر، قابل باورتر و با سرعت فراگیری بیشتری بسازد، در این جنگ به سمت برنده شدن پیش می‌رود. اما براساس اتفاقات عجیبی که البته دیگر عجیب هم حتی نیستند، دولت فعلی ما، خود تبدیل به دولت شایعه‌ساز شده است و شایعه می‌سازد و در فضای وسیعی پخش می‌کند!<br />
<span id="more-465"></span></p>
<p>اما شایعه چیست و چه چیزی شایعه نیست؟</p>
<blockquote><p>شایعه موضوعی است پویا که از آمیزش نامشروع اهمیت یک موضوع و ابهام شرایط موجود، بر بستر افکار عمومی متولد می شود و برای ادامه حیات همچون درختی که در زمین ریشه می دواند، این پدیده نیز ریشه توجیهات احساسی را به جای استدلال‌های عقلی در اذهان عمومی پرورش می دهد. وسیله انتقال شایعه عموما کلام است ولی گاها از طریق رسانه های جمعی نیز گسترش می یابد. موضوع شایعه اکثرا پیشامدهایی مانند جنگ، سیل، فجایع، افزایش قیمت ها، روابط سیاسی، موضوعات اقتصادی، اشخاص معروف و&#8230; می باشد. شایعات می توانند اساسا پوچ و ساختگی باشند و یا پاره هایی از حقیقت را در هاله ای از ابهام به همراه داشته باشند. <a href="http://politicstudent.blogfa.com/post-27.aspx">وبلاگ عشق فلسفی، سیاستی عاشقانه: شایعه چیست؟</a></p></blockquote>
<p>در تعریف دیگری آمده است:</p>
<blockquote><p>وقایع و حوادث مبهمی که اخبار و اطلاعات موثق، دقیق و درستی در مورد آن وجود ندارد، یا اطلاعات ناقص و بعضا متناقض از آن در جامعه جریان پیدا می‌کند، زمینه شکل‌گیری یک جریان خبری تخریب کننده، نادرست و غیر واقعی به نام شایعه را فراهم می‌کند. حوادث طبیعی و غیر مترقبه‌ای چون زلزله که هم به اندازه کافی وحشتناک و هراس‌آور و فراگیر و هم از نظر علمی غیرقابل پیش‌بینی است می‌تواند زمینه‌های قدرت گرفتن رسانه شایعه را فراهم کند. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87">ویکی پدیای فارسی: شایعه</a></p></blockquote>
<p>براساس این تعریف، مبهم بودن، مهم بودن موضوع برای همه یا قشر خاص و کمبود اطلاعات موثق و علمی درباره یک موضوع، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد شایعه درباره موضوعی خاص باشد. اما اینها تنها شروط لازم و نه همه شرط های لازم برای ایجاد و پخش یک شایعه هستند. شایعه علاوه بر گروهی که بر آن موثر باشد، نیاز به گروهی که نفعی هم از آن ببرند، دارد. </p>
<p>برای مثال می‌توان از &#8220;شایعه فوت مقام معظم رهبری&#8221; که تا به چندین بار توسط غرب به ویژه آمریکایی ها پخش شده است. مروری بر ماجرای این شایعه و تکذیبی که خبرگزاری فارس در زمان مدیریت آقای فضائلی با درایت بر آن منتشر کرد، نشان می‌دهد که شایعه در فضای کمبود اطلاعات و نبود مرجعی فراگیر برای تکذیب و نشان دادن اخبار درست شکل می گیرد. محتوای شایعه جالب توجه است:</p>
<blockquote><p>به نظر می‌رسد که در واقع (آیت‌الله) خامنه‌ای فوت کرده و یا در حال فوت است و نظام ایران تلاش دارد ارزیابی کند اگر این خبر اعلام شود، چه اتفاق و واکنشی خواهد داشت و واکنش مردم چه خواهد بود. <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511040105">خبرگزاری فارس: سلامتی مقام معظم رهبری، از شایعه تا واقعیت</a></p></blockquote>
<p>تا اینجا صحبت از شایعاتی بود که توسط مخالفان حکومت برای تخریب یا نفع خاصی منتشر شده اند. شایعاتی که می شود با استفاده از رسانه های رسمی یا ابزارهای دیگر با آن مقابله کرد اما وقتی دولتی خودش شایعه منتشر می کند و از همان ابزارهایی که باید با پخش چنین شایعه ای مقابلظ کنند برای پخش بهتر آن بهره می گیرد، دیگر چه می توان کرد؟</p>
<p>در واقع می توان گفت وقتی یار خودی با هر هدفی گلی را وارد دروازه می کند، طرفداران تیم یا کسانی که از باخت تیم خودی دچار ضرر می شوند، بهت زده انگشت به دهان می گیرند و با خود فکر می کنند که از هر کسی انتظار می رفت اما از این یار تیم خودمان هرگز! به بخشی از سخنان دکتر احمدی نژاد که نطفه اصلی شایعه زلزله در تهران را دامن زد و باعث شد تا ترس درست و به جا اما زیرپوستی مردم از وقوع زلزله محتمل در تهران، به ترس عینی تبدیل شود، توجه کنید:</p>
<blockquote><p>احمدی نژاد: شرایط طبیعی نشان  می‌دهد وقوع زلزله در تهران قطعی است. رئیس‌جمهور با بیان اینکه یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند، از مردم تهران خواست که موضوع زلزله و مقاوم‌سازی ساختمان‌های خود در برابر این بلای طبیعی را جدی بگیرند. <a href="http://asriran.com/fa/news/106858/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B7-%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D8%B9%D9%8A-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9-%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">عصر ایران</a></p>
<p>رئیس جمهور ادامه داد: بالاخره از لحاظ علمی، تهران در معرض زلزله است و یکی از عالمان بزرگ دینی در تهران به من گفت که به مردم بگویم تا مراقب باشند، دعا کنند و گناهی مرتکب نشوند و آماده باشند. <a href="http://www.bornanews.ir/vdcfvcd0.w6dxxagiiw.html">خبرگزاری برنا</a></p></blockquote>
<p>این سخنان نقطه آغاز دور جدید شایعه زلزله در تهران بود. اگر چه شاید با این توجیه که هدف اصلی این سخنان ایجاد آمادگی در مردم برای مقابله با زلزله بود، بتوان عده ای را راضی کرد اما کسانی که با رسانه ها و مخاطبان آنها یعنی مردم سر و کله می زنند، از اثرات مخرب این سخنان آگاه هستند! شاید برای نخستین بار رییس یک دولت شخصا خبری مبهم را با نقلی شفاهی از یکی از عالمان بزرگ تهران، به شایعه ای قوی تبدیل کرد که به سرعت در داخل و خارج از کشور پیچید و در هر حوزه اثر خودش را به جا گذاشت.</p>
<p>نه می توان به طور کامل اثرات این شایعه را برآورد کرد و نه من قصد چنین کاری را دارم اما فقط به برخوردی که با یکی از وبلاگنویسان که شایعه خرید سگ های ششصد میلیون تومانی برای نهاد ریاست جمهوری را منتشر کرده بود، اشاره می کنم که با برخورد شدید روبرو شد و مجبور شد به سرعت این شایعه را تکذیب کند. آنجا خود رییس جمهور مرجعی بود که از شایعه متضرر شده بود و به سرعت حق ایشان و نهاد ریاست جمهوری بازستانده شد، اینجا حق مردم تهران تضییع شده است و امنیت روانی ایشان با یک شایعه به شدت خدشه دار شده است اما چه کسی از طرف مردم می تواند به ریاست محترم جمهور اعتراض کند؟</p>
<p>شاید توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه به تاریخ ۰۸/۰۵/۱۳۷۸ به عنوان فصل الخطاب در مورد امنیت روانی و شایعه پراکنی بد نباشد:</p>
<blockquote><p>شما ببینید، یکى از چیزهایى که یک ملت و یک کشور و یک آدم و یک فامیل را مى‌تواند همیشه مورد آزار قرار دهد، شایعه پراکنى است. در قدیم چگونه شایعه پراکنى مى‌کردند؟ یک نفر، پنج نفر، ده نفر توى مردم مى‌افتادند و شایعه پخش مى‌کردند؛ اما حالا شایعه پراکنى به‌وسیله‌ى رادیو انجام مى‌گیرد. یک رادیو خبرى را جعل و یا تحریف مى‌کند؛ یک چیز کوچک را بزرگ مى‌کند؛ یک امر مهم را پنهان مى‌کند؛ این مى‌شود شایعه‌پراکنى.</p></blockquote>
<p>البته درصدی هم برای این مساله که ممکن است در ورای گفته های رییس جمهور نکاتی باشد که بنده از آن ناآگاه هستم، می گذارم. شاید دلایل ایشان برای این کار منطقی باشد و نمی توان بدون شنیدن این دلایل قضاوت نهایی را انجام داد.</p>
<p><strong>پی نوشت:</strong> امیدوارم تحمل دوستان مختلفی که وظیفه نظارت و پالایش محتوای وبلاگستان فارسی را به عهده دارند، بالا باشد و این انتقاد منطقی باعث فیلتر شدن من نشود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/02/23/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در سال اصلاح الگوی مصرف، هیچ کاری نکردیم؛ امسال که سرنوشت از نامش مشخص است!</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/12/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b5%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%87%db%8c%da%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/12/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b5%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%87%db%8c%da%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Apr 2010 16:20:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح الگوی مصرف]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت‌های طبیعی زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره آخرین منجی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره های مهدوی]]></category>
		<category><![CDATA[سال 89]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kheyzaranonline.ir/?p=452</guid>
		<description><![CDATA[سال ۸۸ را با اصلاح الگوی مصرف شروع کردیم و با اصلاح الگوی مصرف به پایان بردیم. بحث  این مطلب در این باره است که در سال گذشته، چقدر در راستای دستورالعمل محوری سال که توسط آیت الله خامنه ای در ابتدای سال صادر شد، کوشیدیم. در ابتدای سال گفتیم که در بحث مهدویت، دچار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ۸۸ را با اصلاح الگوی مصرف شروع کردیم و با اصلاح الگوی مصرف به پایان بردیم.  بحث  این مطلب در این باره است که در سال گذشته، چقدر در  راستای دستورالعمل محوری سال که توسط آیت الله خامنه ای در ابتدای سال صادر شد،  کوشیدیم.<span id="more-452"></span></p>
<p>در ابتدای سال گفتیم که در بحث مهدویت، دچار افراط و تفریط هستیم، بعضی  جاها  خیلی جلو رفته ایم و از ولیّ جلو افتاده ایم و بعضی جاها هیچ نکرده  ایم و  عقب هستیم. باید جایی و نقطه ای را قرار بدهیم که جلو رفته ها  برگردند و  عقب مانده ها برسند و آن نقطه ولایت فقیه است، حاکمیت دین  خداست، اما چه  کسی گوش کرد؟</p>
<p>در ابتدای سال این نکته را مطرح کردیم که جشنواره های زیادی به نام مهدویت و  برای ترویج و گسترش مهدویت برگزار می شوند و چه بهتر که برگزاری آنها با  هم هماهنگ باشد، کاری که انجام شد اما هیچ کسی نیامد نگاه کند که چگونه  انجام شد. هیچ کسی نپرسید که بر سر بحث وبلاگ نویسی و فضای مجازی در تجمیع  جشنواره های مهدوی چه آمد؟ جشنواره هنرهای تجسمی چه شد و چطور با حذف شام  در اختتامیه جشنواره های مهدوی کشور، صرفه جویی زیادی به عمل آمد!</p>
<p>باز هم در ابتدای سال گفتیم که این اصلاح الگوی مصرف  با استفاده درست از منابع طبیعی که ثروت های خدادادی هستند و باید در دست  ولیّ خدا باشند و به صلاحدید ایشان مصرف شوند، محقق می شود، اما&#8230;.</p>
<p>سال  به اسم خوبی نام گذاری شده بود، نیاز اساسی مملکت را در نظر گرفته بود اما  آن طور نشد که باید می شد. کسی گوش نکرد، به برگزاری همایش و کم کردن  نمایشی مصرف کاغذ و کم کردن دستوری مصرف بنزین قناعت شد و در نهایت کاری  کردند که حرف شهید شود.</p>
<p>آن وقت همین هایی که به حرف نائب امام زمان  گوش نکردند، در زیارت عاشورایشان خواندند و ضجه زدند که اگر ما بودیم،  حسین شهید نمی شد و مردم امامشان را تنها گذاشتند. همین ها در دعای ندبه  اشان خواندند که ای غائب از نظر کی می آیی تا در رکابت و گوش به فرمانت  باشیم و همین ها هستند که وقتی بیاید، آن چنان که به حرف نائبش گوش نکردند،  خودش را نیز یاری نخواهند کرد.</p>
<p>شاید بهترین توصیه برای اصلاح  الگوی مصرف این باشد که ادعای بی خود و الکی نکنیم. قول همکاری ندهیم و  راحت و رک و راست به امام زمانمان بگوییم که اگر بیایی، نمی توانی روی ما  حساب کنی. شاید کار بنی اسرائیل حتی بهتر از ما باشد که به موسی(ع) گفتند  تو و خدایت بروید و بجنگید و ما بعد از شما خواهیم آمد نه این که مثل ما  نامه بنویسند و حسین(ع) را دعوت کنند و بعد زیر قولشان بزنند.</p>
<p>بهتر  است در این انتهای سال اصلاح الگوی مصرف، حداقل دعاهای خودمان را اصلاح  کنیم و دعای الکی و ادعای نامربوط نکنیم.</p>
<p>خلاصه در سال اصلاح الگوی مصرف، هیچ کاری نکردیم، امسال که از نامش هم مشخص است کاری از پیش نخواهیم برد.</p>
<p><strong>پی نوشت:</strong><br />
این مطلب با تغییراتی با عنوان: <a href="http://zerotime.ir/vdcakmny149na.5k4.html">اگر بیایی، نمی توانی روی ما حساب کنی</a> در <a href="http://zerotime.ir">نشریه الکترونیک ساعت صفر</a> منتشر شده است</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1389/01/12/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b5%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%87%db%8c%da%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش هفتگی یا آشی که زمان این روزها می پزد</title>
		<link>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/08/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d9%81%d8%aa%da%af%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c/</link>
		<comments>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/08/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d9%81%d8%aa%da%af%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 21:08:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[دولت]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالمالک ریگی]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش هفتگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kheyzaran.com/?p=311</guid>
		<description><![CDATA[موضوعی نوشتن یا اینکه هر وقت موضوعی داشتم، وبلاگ را به روز کنم، خیلی خوب است؛ اما یک مشکل اساسی دارد و آن هم این است که همیشه موضوع هایی که در هوا وول می خورند و سرگردان هستند، نمی آیند روی فرودگاه مغز من بنشینند و مسافرشان را که همان پست های وبلاگ باشد؛ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>موضوعی نوشتن یا اینکه هر وقت موضوعی داشتم، وبلاگ را به روز کنم، خیلی خوب است؛ اما یک مشکل اساسی دارد و آن هم این است که همیشه موضوع هایی که در هوا وول می خورند و سرگردان هستند، نمی آیند روی فرودگاه مغز من بنشینند و مسافرشان را که همان پست های وبلاگ باشد؛ پیاده کنند. برای همین گاهی اوقات باید گزارشی نوشت، آن هم گزارش خبری از اتفاقاتی که می افتد و افتاده است و خواهد افتاد. این مطلب را به گزارش هفتگی اختصاص می دهم اما نه گزارش هفتگی اتفاقاتی که افتاده است، بلکه گزارش هفتگی هر چیزی که دلم می خواهد؛ این است روح وبلاگ نویسی اصلا!</p>
<p><span id="more-311"></span></p>
<p>۱٫  نازنین، دخترم، هفته قبل نخستین بار به شهربازی رفت. قیافه دخترم وقتی دستگاه های رنگین و چراغ های چشمک زن را می دید، واقعا دیدنی بود. ابروهایش را بالا برده بود و هر از گاهی برای تایید به من نگاه می کرد و من هم با لبخند تایید می کردم. انگار یک زمینی را به شهر مریخی ها برده باشی، چقدر تعجب می کند؟ همانقدر نازنین متعجب بود و به در و دیوار وسقف و زمین نگاه می کرد. زمان البته شهربازی این طور نبود، نه سرپوشیده بود و این چنین دستگاه هایی مکانیکی و الکترونیکی ای داشت. قم بود و یک پارک بزرگ سالاریه که فضای سبز محشرش بسیار بیشتر از تک و توک دستگاه های نصب شده بود. ما بچه ها می رفتیم و بازی می کردیم و بزرگترها می نشستند و حرف می زدند، کاری که الان معنی اش را می فهمم. به هر صورت در نخستین روزهای واپسین ماه سال ۱۳۸۸، شهربازی سرپوشیده رنگین کمان، به قدم ها دخترم مزین شد.</p>
<p>۲٫ بالاخره جمهوری اسلامی از خودش تحرکی نشان داد و یکی از تروریست های بین المللی را گرفت. نفس گرفتن عبدالمالک ریگی، فارغ از تبعات و خوشحالی بعد از آن، نشان از بازگشت اقتدار به سیستم امنیتی ما دارد. سیستمی که بعد از جریان قتل های زنجیره ای، دچار مشکلات روانی و فیزیکی شده بود و حالا دوباره اقتدار خودش را به دست آورده است. از نقطه نظر حقوقی هم، برای نخستین بار، با توجه به استقراء ناقص من، جمهوری اسلامی از صلاحیت دادگاه های ایران در بازداشت متهمان به اعمال تروریستی استفاده کرد و توانست بدون هیچ مخالف حقوقی ای، اقتدار فرامرزی ابزارهای قانونی را نشان بدهد. این دیگر یک عملیات مخفیانه در خاک عراق برای در هم کوبیدن منافقین نبود که بروند و بعد تکذیب کنند بلکه دستگیری یک مجرم بود. این موفقیت در مدیریت سیستم های اطلاعاتی، امنیتی، رسانه ای، نظامی و حقوقی جای تبریک دارد. حیف که بعضی ها فقط نیمه خالی لیوان را می بینند. امیدوارم مجازات ریگی هم مرهمی بر دل قربانیان این جانی باشد و حامیان آمریکایی و انگلیسی ترور را هم سر عقل بیاورد.</p>
<p>۳٫ بنزین سوپر در باک ماشین، به نظرم کمتر مصرف می شود! این را به تجربه دریافته ام و البته شاید توهم باشد ولی خوب مثل اینکه این نوع بنزین به خاطر گرانتر بودن، ناخالصی کمتری دارد. اما اینکه این مورد چه ربطی دارد باید بگویم این روزها به خاطر کارهای خبرگزاری آینده روشن و نمایشگاهی که داشتیم و پی گیری مجوز مجلات و &#8230; مدام مسافر تهران هستم و بالتبع به مسائلی چون بنزین و روغن و &#8230; حساس می شوم!</p>
<p>۴٫ هژمونی غالب وبلاگستان فارسی، موضع گرفتن بر علیه حکومت است. اما آدم هایی که در وبلاگهایشان هر حرکت دولت را نقد می کنند، دقت نمی کنند که این دولت برآمده از ایران و ایرانی است و باید خودشان را خیلی مواقع نقد کنند و اصلاح کنند تا جامعه هم اصلاح شود. اگر دولت عجله دارد و عملگرا است و بی برنامه، دقیقا نمودار یک ایرانی است که همیشه عجله دارد و عمل می خواهد و برنامه ریزی هم ندارد. این دولت عجول و بی برنامه که کارهای ناکرده بسیار دارد، مثل ما ایرانی ها است که خانه تکانی عیدمان را تا هفته آخر هم انجام نمی دهیم و کارهایمان می ماند و تنبلی می کنیم. چه می شود که هم با برنامه تر باشیم و کمتر عجله کنیم و هم دولت که برآمده از خود ما است، این طور باشد؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kheyzaranonline.ir/1388/12/08/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d9%81%d8%aa%da%af%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
