کشور در شرایط حساسی قرار دارد. این یک شوخی یا تعارف نیست. تهدید حمله نظامی هر روز و روزی چند بار توسط مقامات سیاسی و نظامی خارجی تکرار میشود. چندین نهاد بینالمللی به دنبال بهانههای قانونی برای توجیه حمله به ایران هستند، نهادهایی که توسط کشورهای متخاصم گردانده میشوند و از هر راهی که بتوانند بر طبل اقدام نظامی میکوبند تا در نهایت همه به تحریم اقتصادی و سیاسی رضایت بدهند. در واقع به مرگ می گیرند تا به تب راضی شویم.
در این میان عقل سلیم چه کاری انجام می دهد؟ از یک سو تجهیزات نظامی را به رخ می کشد و از آمادگی نظامی کشور برای مقابله با حملات نظامی و عواقب غیر قابل پیش بینی این حملات خواهد گفت و از سوی دیگر راهکار تنش زدایی و رفع علل حقوقی حمله و تحریم را پی گیری خواهد کرد. دو راهکار اصلی که جمهوری اسلامی ایران هر دوی آنها را پی گیری می کند؛ مشت آهنین در کنار میز گفتگوی آماده.
حالا در این میان، عدهای که خود را دانشجویان دانشگاههای تهران میخوانند، قصد سفارت انگلستان را می کنند و برای اشغال آن راهی می شوند. آن هم در روزهایی که مجلس برای تنبیه این کشور از خود راضی، دست به کاهش روابط با آنها زده است.
در این میان، کسی هم کاری به کارشان ندارد. از سیم خاردارها در حالی می گذرند که جمهوری اسلامی تعهد کرده است امنیت سفارت خانه انگلستان را حفظ خواهد کرد. نیروی انتظامی که چند سال قبل در ماجرای توهین به پیامبر (عج) و حمله به غزه، نشان داده است توانایی جلوگیری از تسخیر سفارت ها را حتی در مقابل شدیدترین حملات دارد، این بار از مقابل این گروه خودجوش کنار می رود و اجازه می دهد تا بر خلاف تعهد رسمی و متقابل دولت ایران، بخشی از خاک یک کشور اشغال شود.
اما فقط به تسخیر بسنده نمی کنند. جلو می روند و مدارک و اسناد را می دزدند ـ جز دزدی فعل دیگری هم می توان اینجا گذاشت؟ ـ وسایل ساختمان را تخریب می کنند و مشروبات الکلی ـ که یک سفارت خارجی برای ورود و استفاده از آنها دارای مجوز است ـ را از بین می برند.
از این هم جلوتر می روند و نقاشی ها و تابلوهای دیوار سفارت را تخریب می کنند، شیشه هارا می شکنند و حتی برای گرم شدن از مواد سوختی موجود، آتش روشن می کنند.
سپس بیانیه می دهند و می گویند این تازه اولش بود! اگر لازم باشد برخوردهای قاطع تری می کنیم ـ خیلی به این برخوردهای قاطع تر فکر کردم و چیزی جز ترور و حذف فیزیکی مسوولین سفارت انگلستان به ذهنم نرسید که البته امیدوارم و قطعا نیز چنین است که منظور تسخیر کنندگان چنین کاری نیست ـ
حالا یک بار دیگر به صدر نوشته برگردیم. در چنین شرایط حساسی، این گونه اقدامات که هیچ مبنای قانونی ای نه در قانون ایران و نه در قوانین بین المللی ندارد، جز به ضرر ملت ایران، چه نتیجه ای دارد؟ آن هم در شرایطی که رهبر انقلاب از عدم تجاوز و تعرض به هیچ کشوری در بدو امر سخن گفته اند، جز نام اقدام بر علیه امنیت ملی، عنوان دیگری بر آنها می توان گذاشت؟
پس من متهم می کنم. من تمامی کسانی را که با اطلاع از شرایط حساس کشور، آمر، تشویق کننده و مباشر این حرکت نادرست بوده اند را به اقدام علیه امنیت ملی متهم می کنم. کسانی هم که با اطلاع و توان کافی و اجازه قانونی برای جلوگیری از چنین حرکتی، در جلوگیری از آن کوتاهی کرده اند، به جرم ترک فعل در حفاظت از امنیت ملی، متهم هستند.
امیدوارم این حرکت نابخردانه ـ البته به زعم من ـ هزینه بیشتری جز تبلیغات بین المللی و خراب کردن وجهه مردم آرام من، نداشته باشد که اگر داشته باشد، وای به شدت جرم عاملان آن!
پ. ن: این یک نقد در درون نظام جمهوری اسلامی است. نقدی است از یک معتقد به این نظام به دیگر معتقدین در جهت اصلاح حرکت های نادرست. آنان که از این نقد، سوء برداشت می کنند به روال همیشگی به جهنم بروند.

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۲ ق.ظ:
ادبت را اخوی!
[پاسخ]