۹ آذر ۱۳۹۰

کشور در شرایط حساسی قرار دارد. این یک شوخی یا تعارف نیست. تهدید حمله نظامی هر روز و روزی چند بار توسط مقامات سیاسی و نظامی خارجی تکرار می‌شود. چندین نهاد بین‌المللی به دنبال بهانه‌های قانونی برای توجیه حمله به ایران هستند، نهادهایی که توسط کشورهای متخاصم گردانده می‌شوند و از هر راهی که بتوانند بر طبل اقدام نظامی می‌کوبند تا در نهایت همه به تحریم اقتصادی و سیاسی رضایت بدهند. در واقع به مرگ می گیرند تا به تب راضی شویم.

 

در این میان عقل سلیم چه کاری انجام می دهد؟ از یک سو تجهیزات نظامی را به رخ می کشد و از آمادگی نظامی کشور برای مقابله با حملات نظامی و عواقب غیر قابل پیش بینی این حملات خواهد گفت و از سوی دیگر راهکار تنش زدایی و رفع علل حقوقی حمله و تحریم را پی گیری خواهد کرد. دو راهکار اصلی که جمهوری اسلامی ایران هر دوی آنها را پی گیری می کند؛ مشت آهنین در کنار میز گفتگوی آماده.

 

حالا در این میان، عده‌ای که خود را دانشجویان دانشگاه‌های تهران می‌خوانند، قصد سفارت انگلستان را می کنند و برای اشغال آن راهی می شوند. آن هم در روزهایی که مجلس برای تنبیه این کشور از خود راضی، دست به کاهش روابط با آنها زده است.

 

در این میان، کسی هم کاری به کارشان ندارد. از سیم خاردارها در حالی می گذرند که جمهوری اسلامی تعهد کرده است امنیت سفارت خانه انگلستان را حفظ خواهد کرد. نیروی انتظامی که چند سال قبل در ماجرای توهین به پیامبر (عج) و حمله به غزه، نشان داده است توانایی جلوگیری از تسخیر سفارت ها را حتی در مقابل شدیدترین حملات دارد، این بار از مقابل این گروه خودجوش کنار می رود و اجازه می دهد تا بر خلاف تعهد رسمی و متقابل دولت ایران، بخشی از خاک یک کشور اشغال شود.

 

اما فقط به تسخیر بسنده نمی کنند. جلو می روند و مدارک و اسناد را می دزدند ـ جز دزدی فعل دیگری هم می توان اینجا گذاشت؟ ـ وسایل ساختمان را تخریب می کنند و مشروبات الکلی ـ که یک سفارت خارجی برای ورود و استفاده از آنها دارای مجوز است ـ را از بین می برند.

 

از این هم جلوتر می روند و نقاشی ها و تابلوهای دیوار سفارت را تخریب می کنند، شیشه هارا می شکنند و حتی برای گرم شدن از مواد سوختی موجود، آتش روشن می کنند.

 

سپس بیانیه می دهند و می گویند این تازه اولش بود! اگر لازم باشد برخوردهای قاطع تری می کنیم ـ خیلی به این برخوردهای قاطع تر فکر کردم و چیزی جز ترور و حذف فیزیکی مسوولین سفارت انگلستان به ذهنم نرسید که البته امیدوارم و قطعا نیز چنین است که منظور تسخیر کنندگان چنین کاری نیست ـ

 

حالا یک بار دیگر به صدر نوشته برگردیم. در چنین شرایط حساسی، این گونه اقدامات که هیچ مبنای قانونی ای نه در قانون ایران و نه در قوانین بین المللی ندارد، جز به ضرر ملت ایران، چه نتیجه ای دارد؟ آن هم در شرایطی که رهبر انقلاب از عدم تجاوز و تعرض به هیچ کشوری در بدو امر سخن گفته اند، جز نام اقدام بر علیه امنیت ملی، عنوان دیگری بر آنها می توان گذاشت؟

 

پس من متهم می کنم. من تمامی کسانی را که با اطلاع از شرایط حساس کشور، آمر، تشویق کننده و مباشر این حرکت نادرست بوده اند را به اقدام علیه امنیت ملی متهم می کنم. کسانی هم که با اطلاع و توان کافی و اجازه قانونی برای جلوگیری از چنین حرکتی، در جلوگیری از آن کوتاهی کرده اند، به جرم ترک فعل در حفاظت از امنیت ملی، متهم هستند.

 

امیدوارم این حرکت نابخردانه ـ البته به زعم من ـ هزینه بیشتری جز تبلیغات بین المللی و خراب کردن وجهه مردم آرام من، نداشته باشد که اگر داشته باشد، وای به شدت جرم عاملان آن!

 

پ. ن: این یک نقد در درون نظام جمهوری اسلامی است. نقدی است از یک معتقد به این نظام به دیگر معتقدین در جهت اصلاح حرکت های نادرست. آنان که از این نقد، سوء برداشت می کنند به روال همیشگی به جهنم بروند.



نظرات

دیدگاه از علی
در آذر ۹, ۱۳۹۰ ۵:۵۶ ب.ظ

منظورت اینه که امام هم اشتباه کرد از تسخیر سفارت آمریکا حمایت کرد اگه کار امروز غصب و دزدی بوده یعنی اونموقع هم …. هی شما انحرافیها و فتنه ای ها هم یه چندوقته بیخیالتون شدن دور برداشتین.وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد. مرده شور شما ترسوهارو ببرین. بقول امام هیچ غلطی نمیکنن.شما ها هم هیس… جیش بوس لالا.

[پاسخ]


دیدگاه از علی
در آذر ۹, ۱۳۹۰ ۶:۰۵ ب.ظ

گم شو اصلاح طلب مردنی .. زدن هم ندارین .. خدا به کمرتون زده منافقها.. ادامه بدین بقول آقا مسئولیت عواقب بعدی بر متوجه شماست. راستی چه خبر از مهندس معماری فتنه تون.. موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه چی شد. خواستین ادای وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد مارو در بیارین ولی لاف زدین ن.. برین گم شین تر زده های منتقدنما..

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۲ ق.ظ:

ادبت را اخوی!

[پاسخ]


دیدگاه از delzadeh
در آذر ۱۰, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۸ ق.ظ

دقیقا. موافقم. این حرکت یک بی تدبیری محض بود

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۳ ق.ظ:

وای به حال مملکت واقعا با این تدبیرها.

[پاسخ]


دیدگاه از مریم
در آذر ۱۰, ۱۳۹۰ ۳:۳۹ ب.ظ

درود بر همچنین نگاه های منتقدانه و مثبتی…به امید بهبودی شرایط.

[پاسخ]


دیدگاه از محسن پریژه
در آذر ۱۰, ۱۳۹۰ ۵:۰۲ ب.ظ

هوالحق
سلام زمان اشعال لانه جاسوسی هم همین نقدها بود امّا زمان همه چیز را روشن کرد.
در ضمن شاید کمی بدسلیقگی شده باشد ولی عموم مردم با این کار موافقند. حتّی گاهی فحش مسئولین و مجلسیان میدهند میگویند بالاخره بعد سی سال یه کار درست و حسابی کردند.
یاحق

[پاسخ]


دیدگاه از حمید امیرسمساری
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۳ ق.ظ

لبیک

[پاسخ]


دیدگاه از s.m.c
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۲:۰۸ ق.ظ

شیشکی حضار!

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۴۰ ب.ظ:

ادب شما هم ملاحظه شد.

[پاسخ]


دیدگاه از Iman
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۳:۲۸ ب.ظ

In answer to دیگربان + “وبلاگ من حوزه شخصی ام محسوب می شه”

There is a general consensus in media and publishing law that determines what you can or cannot quote. The legal term is “Fair use” and is a limitation and exception to the exclusive right granted by copyright law to the author of a creative work.

“Fair use” permits limited use of copyrighted material without acquiring permission from the rights holders. Examples of fair use include commentary, criticism, news reporting, research, teaching, library archiving and scholarship.

So you or Nikahang Kousar or whoever else can say what is write here is private the aim of a free press and “fair” “news reporting” allows any media to legally report from your blog using any quotes they chose.

You or e.g. Nikahang Kousar may be unhappy about the political motives or bias of those who do this. But this has no legal bearing. The ultimate aim of “Fair use” is in the service of a free press.

This law was established in Britain’s Statute of Anne of 1709.

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۴۰ ب.ظ:

I agree with this law as i am educatrd in law on university and also i am a journalist. But according to this law, it must be include in the article repotrts my blog entry that this is from my private blog!
In current situation, readers may think i wrote these texts on the site i am managing it! Private texts or photos must be specifiezed as provita content and readers could determine this is not the formal comment of author!

[پاسخ]

Iman پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:

I am also a lawyer and was only explaining the law. In reality as far as you are concrened freedom of the press override your personal freedoms. Unfortunately the only country that has strong privacy laws in the western world is France.

[پاسخ]


دیدگاه از Iman
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۳:۴۲ ب.ظ

To summarise the aim of a FREE PRESS and “news reporting” allows any media to legally report from your blog using any quotes they chose.

Political motives or bias of those who do this has no legal bearing

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۵۵ ب.ظ:

The problem is not in reporting any thing from my bog. It’s about not determining this texts are from my private blog. Please read the Digarban report again. They wrote: ali p who is the editor in chief of bfnews and . . . , wrote this. I think under the law you said, i have yhe right to ask media to specify the source. I m

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۵۷ ب.ظ:

Sorry for mistskes in my text

[پاسخ]

Iman پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۴:۰۸ ب.ظ:

You are merely arguing that this is bias misleading reporting. But that has very little legal bearing. The ultimate aim of the law is to safeguard freedom press. This freedom can ultimately counteract such misleading reporting.
Do you think you have been “slandered”? Legally ” Libel” and “slander “do offer a legal recourse this is an “untruth about another which untruth will harm the reputation of the person defamed”
SO if your reputation been maligned, abused or slandered your argument has a legal bearing

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۴:۳۲ ب.ظ:

May be i must change my work because my boss thinks i wrote this post on the relegious site owned to him.


دیدگاه از Iman
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۴:۵۹ ب.ظ

I’m genuinely sorry to hear that. I’m also sorry for writing in English. My Iranian education ended when I was 14. I can read what you write and can write. But cannot write using legal terms in Farsi.
I voted for Mir-Hossein Mausavi in the last election and was saddened by the aftermath. These are dark difficult days for Iran and they are taking lots of casualties big and small.

[پاسخ]


دیدگاه از سیدعلی
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۵:۳۹ ب.ظ

nice to hear of a person like you. Today in Iran freedom of speach is threaten by many sids. From government side and also from the people who say we want freedom. Each side want to hear what it want and if someone write something in the way he/like, at least one side say you are not write like this.
Dark night will end by a bright day.

[پاسخ]


دیدگاه از شظ
در آذر ۱۱, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ ب.ظ

واقعا باعث تاسف هست . بسیج دانشجویی شده محل پیش بردن سیاستهای عده ای که اصولا ایران و ایرانی براشون هیچ ارزشی نداره و دنبال هوچی گری و قدرتنمایی و خالی اکردن عقده هاشون هستند.. تاسف بار تر از اون تریبون نماز جمعه هست.. این آبروریزی ها فقط باعث میشه هرچه بیشتر تو محافل دنیا محکوم به تروریست بودن و حمی تروریسم بودن بشیم و با این رویه مثلا بسیج دانشجویی و افکار شبه طالبانی قطعا سرنوشت طالبان و افغانستان در انتظارمون خواهد بود .

[پاسخ]


دیدگاه از سید نیما
در آذر ۱۳, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ ق.ظ

حالا دیگه نه اینقدر امنیت ملی و اینا …… انگلیس سگ کی باشه که بخاد امنیت ملی رو تهدید کنه گنده شون که آمریکاس هیچ غلطی نمیتونه بکنه …… ولی کار این برادران دانشجو هم در نوع خودش حماقتی بود وصف ناشدنی و این حرکتشون هیچ موضوعیتی نداشت .
والسلام علی من اتبع الهدی

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید