روز خوبی است. ساعت هفت صبح است. خورشید هنوز کاملا بالا نیامده است اما همه جا روشن شده است. در نیمکره شمالی، کشورهای زیادی روز را آغاز می کنند. امروز، نخستین طلوع خورشید پس از آزمایش هستهای جمهوری اسلامی ایران است. یک روز معمولیِ معمولی!
روز گذشته احتمالا در بیابانهای مرکزی ایران، جایی که زمانی آمریکایی ها و برخی کشورهای غربی میخواستند ضایعات هستهای خودشان را دفن کنند، یک انفجار هستهای زیر زمینی رخ داده است. قدرت این انفجار نه آن قدر زیاد بوده است که آسیب چندانی به منطقه وارد کند و نه آن قدر کم که دانشمندان هستهای ایرانی، در آزمایشاتشان به مشکلی برخورند.
امروز یک روز معمولی است و مطابق معمول روزهایی که خبری از ایران وجود دارد ـ که شامل ۹۰ درصد ایام سال می شود ـ اخباری این چنین را در سایت های خبری خارجی می توان دید:
رویتر: ایران بمب هستهای اش را منفجر کرد
سی.ان.ان: ایران بمب هستهای منفجر کرد
الجزیره: دومین بمب هستهای اسلامی آزمایش شد
العربیه: بمب هستهای شیعی منفجر شد
یاهو نیوز: انفجار هستهای در ایران،
جروشالیم پست: آخوندها به سلاح هستهای دست یافتند
واشنگتن پست: انفجار هستهای در ایران، بهت و حیرت در تل آویو
داخلی ها هم تیترهایشان البته همراه با تبریک این دستاورد به امام زمان و مقام معظم رهبری همراه است و به قرار زیر است:
کیهان: اولین بمب هستهای ایران، آزمایش شد
جمهوری اسلامی: ایران یک آزمایش هستهای موفقیت آمیز انجام داد
ایران (روزنامه دولت): با فرمان رییس جمهور، بمب هستهای صد درصد ایرانی آزمایش شد
اطلاعات: بمب هستهای ایرانی که سالها به دنبال دستیابی به آن بودیم، منفجر شد
البته بقیه روزنامه های ایرانی و سایت ها هم هستند ولی نمی توان به انتشار آنها تا ابد مطمئن بود!
جنجال خبری اما باعث نمی شود که زندگی عادی در ایران ادامه پیدا نکند، کارمندها سر ساعت یا گاهی با تاخیر کمی، کارت ورودشان را نزنند، نانواها نان غیر یارانه ای با کیفیتشان را تولید نکنند، اشتراک اینترنت پر سرعت خیلی ها به اتمام نرسد و دوباره تمدید نشود. حتی این جنجال باعث نمی شود که قیمت اینترنت کمی ارزان تر شود یا صدا و سیما در برنامههای بی خودش اندکی تجدید نظر کند.
روز پس از نخستین آزمایش هستهای جمهوری اسلامی ایران، برای ما ایرانی ها روزی معمولی خواهد بود اما در چشمهای بسیاری از ما، برقی جدید در خود خواهند داشت. برقی که از غرور و قدرت ملی ناشی می شود.
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة ، و من رباط الخیل ، ترهبون به عدو الله و عدوکم

سیدعلی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵م, ۱۳۹۰ ۸:۱۶ ق.ظ:
خدمت شما عرض کنم که استفاده از این سلاح در حالت عادی حرام است ولی داشتن و مجهز شدن به آن حتی می تواند واجب باشد. موج درست کردن وقتی یک مطلب شخصی در یک وبلاگ شخصی منتشر می شود چه معنایی دارد؟ نکنه خود شما اهل موج درست کردن هستید؟
[پاسخ]
اصفهانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵م, ۱۳۹۰ ۳:۰۶ ب.ظ:
دوست عزیز سلام
از اینکه به نظر بنده پاسخ گفتید متشکرم.
فرموده اید واجب است که سلاح هسته ای را داشته باشیم ولی از آن استفاده نکنیم. حتما اطلاع دارید که سلاح هسته ای آثار تخریبی شدیدی دارد و …… که به علت تأثیرات آن در حال حاضر نزد ملت ها منفور است.
رهبر معظم انقلاب هم در فتوائی اعلام نموده اند که ما استفاده از سلاح هسته ای را حرام میدانیم. دقت بفرمائید که این یک اعلام عمومی است. وقتی که کشور ما به مردم جهان اعلام میکند ما استفاده از بمب هسته ای را حرام میدانیم و به جهان اطمینان میدهیم که از آن هرگز استفاده نمیکنیم پس داشتن آن دو معنا میدهد ؛ یا اینکه ما روز اول دروغ گفته ایم و استفاده از بمب هسته ای را حرام نمیدانیم و یا اینکه کمی شیرین عقل هستیم و بمب اتم میسازیم که هرگز از آن استفاده نکنیم. یعنی در واقع با انتشار یافتن خبر تلاش ما برای دست یافتن به بمب هسته ای، ملت های جهان از ما میترسند و ضمنا تلاش ما برای موجه جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای مان هم به هدر میرود.
اما مطلب دوم که میخواهم خدمتتان عرض کنم اینکه؛ دوست عزیز من مطلب را از طریق سایت گرداب مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم نه از طریق وبلاگ شما! چون اصلا تا حال افتخار آشنائی با شما و وبلاگتان را نداشته ام. فکرش را بکنید با انتشار مطلب در سایت ها چه میشود……..
به امید دیدار دوباره
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۰ ۸:۰۶ ق.ظ:
جناب اصفهانی به نظرم این مطلب رو باید دوباره با یه دید دیگه بخونید. به نظرم متن اصلا داشتن سلاح هسته ای رو تشویق نمی کنه. «قدرت این انفجار نه آن قدر زیاد بوده است که آسیب چندانی به منطقه وارد کند و نه آن قدر کم که دانشمندان هستهای ایرانی، در آزمایشاتشان به مشکلی برخورند.»
این قسمت به نظرم کاملا مشخص می کنه که یعنی با آزمایشهای ما هیچ مشکلی برای دنیا پیش نمیاد.
ضمن اینکه این متن پر از ایهامه…..به جملات آخرش هم دقت کنید
ضمن اینکه وبلاگ هم خبرگزاری نیست.حرف نویسنده اش هم سند نیست لازم الاجرا برای دستگاه ها هم نیست.
من سایت گرداب رو مدت هاست دنبال می کنم به خصوص بخش در حاشیه ش رو. این بخش مطالب وبلاگ نویسان رو منتشر می کنه و این یعنی بها دادن به من جوون. قرار هم نیست که مثلا بیان به سایت گرداب یا هرجای دیگه که توش مطلبی از یه وبلاگ نویس منتشر می کنن استناد کنن که ما بگیم «فکرش را بکنید با انتشار مطلب در سایت ها چه میشود…»
باور کنید هیچی نمی شود….. چرا باید چیزی شود؟ اصلا حتی اگه حرف شما هم درست باشه اینا همه یه عرصه برای تضارب افکار و آراست
به نظرتون نمیاد خود ماها هستیم که گاهی زیاده از حد شولوغ میکنیم و بعضی چیزا رو تو بوق؟؟؟
موفق باشید