حرف تازهای نیست جز اینکه دلتنگ هستم و بازیافتههای شهرم، در زمانهای دور در آینده نمیتواند این دلتنگی را برای باستان شناسی که همه چیز را زیر و رو میکند، رو کند.
حرف تازهای نیست جز اینکه دلتنگ هستم و بازیافتههای شهرم، در زمانهای دور در آینده نمیتواند این دلتنگی را برای باستان شناسی که همه چیز را زیر و رو میکند، رو کند.
دیدگاه از fatemeh bayat
در تیر ۷, ۱۳۸۹ ۹:۴۶ ب.ظ
اینجا هم خبری نیست.حرف تازه ای هم نیست.
دیگر هیچ چیز مثل گذشته سهل و ممتنع نیست.
به دنبال یافتن دوست قدیمی ام فاضله خانم خواهر محترم شما وبتان را دیدم ولی دوست قدیمی ام را نیافتم.
اگر زیارتشان کردید سلام برسانید و بگویید که چقدر دلتنگشان هستم.
همکلاسی دوران راهنمایی دبیرستان فرزانگان قم
[پاسخ]
دیدگاه از قاصدک بارون
در تیر ۱۱, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ ب.ظ
این که کامنت گذاشته بالاخره راهنمایی بوده یا دبیرستانی؟
[پاسخ]
دیدگاه از ناشناس
در تیر ۱۵, ۱۳۸۹ ۹:۴۸ ب.ظ
با ذغال های مانده ی دیشب/نقاشی می کنم نور زرد خورشید را/و صورت سفید چال افتاده ی ماه را/دست هایم سیاه شده اند/و کسی نیست که بر آن ها افسوس بخورد…
[پاسخ]
دیدگاه از بیات
در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ ۱:۱۵ ب.ظ
به فاضله جان ایمیل زدم. خبری نشد. سلام برسونید.
التماس دعا
[پاسخ]
follow:
سیدعلی پاسخ در تاريخ تیر ۱۲م, ۱۳۸۹ ۶:۴۰ ب.ظ:
فاضله اینجاست، پیش من و کلی سلام می رسونه، بهش ایمیل بزنید f.fazing در جیمیل.
[پاسخ]