خیزران

هزارتوی ریاکاری

ارسال شده توسط سیدعلی در تاریخ: ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

بعضی ها هستند که در ظاهر خیلی آدم های خوبی هستند و مدام می گویند که ما آدم های خوبی هستیم و مدام از دیگران می شنویم که فلانی چه آدم خوبی است، اما در اصل همه اش یک نمایش است، در واقع نمایشی از آدم خوب بودن، نمایشی که متاسفانه خیلی هامان به آن دچار هستیم و در آن غرق شده ایم!

صدقه می دهیم، اما نه برای نفع دنیوی، نه برای نفع اخروی بلکه برای اینکه دیگران ببینند که ما صدقه می دهیم. در خانه کمک می کنیم و بعد سعی می کنیم این کمک کردنمان را جار بزنیم که بله ما این قدر خوب هستیم که در خانه هم کمک می کنیم. نماز اول وقتمان ترک نمی شود و هر روز در جای مشخصمان در صف اول می نشینیم و دعای فرج را هم با صدای بلند می خوانیم اما نه برای خدا که برای صرف نشستن در صف اول و دیده شده توسط دیگران!

شب های قدر هم که می شود، از یک هفته قبل فلان مسجد و فلان آقای روحانی را نشان می کنیم و به همه می گوییم که بله، شب قدر را هم در فلان جا خواهیم بود، اما نه برای آمرزیده شدن، بلکه برای رعایت آن نمایش و پوسته قشنگی که به دور خودمان تنیده ایم.

حتی گاهی اوقات کارهای خوب دیگری هم می کنیم اما فقط برای اینکه این کارهای خوب را باید بکنیم چون کلا کسی که در یک نمایش می افتد، سعی می کند همه جنبه های آن را رعایت کند، جنبه های آشکار و جنبه های نهان را، در واقع در نقشمان فرو می رویم.

کمی جلوتر که می رویم، این نمایش خوب بودن به جاهای باریکی می کشد که دیگر شوخی بردار نیست. در نقش فرو رفته ایم و حالا باید کارهای خوب بزرگتری بکنیم و آدم های دیگری را دخیل کنیم و این مساله شاید کمی خطرناک باشد!

ماجرای آن شخصی که سالها از خدا می خواست در روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) حاضر باشد را شنیده اید؟ پایانش بسیار پند آموز است، در لحظه عمل و هنگامی که در رویا در شمار لشگریان ابا عبدالله قرار گرفت، هر بار در مقابل تیرهای رها شده به سمت ایشان، خود را کنار کشید، چرا که در لحظه دعا کردن، در واقع به عینیت و عواقب دعای خودش فکر نمی کرده است. البته این فرد قطعا واقعا چنین نیتی داشته است اما ما بیشتر نمایشی چنین بازی می کنیم و هم سو با دیگران دعاهایی می کنیم که از عملی شدن آن حتی بیم داریم!

یکی از این دعاهای بسیار رایج، دعای تعجیل در ظهور امام زمان(عج) است! پرده ای از نمایشی که برای دیگران بازی می کنیم، هر روز و بعد از هر نماز، خواندن اللهم عجل لولیک الفرج است که بلند می خوانیم و از خداوند می خواهیم تا ظهور آن حضرت را سریعتر کند، اما به این فکر نمی کنیم که وقتی آن حضرت ظهور کند، پرده هایی را که ما سالها تنیده ایم، می درد!

«فی هذه الساعة» اگر همین الان اتفاق بیفتد و حضرت صاحب الزمان (عج) حاضر شوند، اولین چیزی که تغییر می کند، همین ماسک های نمایشی است، بی خود نیست که ایشان ۳۱۳ یار دارند و این ۳۱۳ نفر نیز به سختی جمع می شوند! یار واقعی، کسی که حرف و عملش یکی باشد، کم یاب است!

شاید «حتی تسکنه ارضک طوعا» به این معنی نیز باشد که آن امام عزیز با کنار زدن ماسک های ما، باعث می شود تا زمینی که از شدت گناهان ما به لرزه افتاده است، آرام بگیرد.

جان کلام این است که در هزارتوی ریاکاری گیر افتاده ایم و تنها کورسوی امیدی برای بیرون رفتن از آن به چشم می خورد!

این مطلب نخستین بار در نشریه الکترونیک ساعت صفر به عنوان سرمقاله منتشر شده است

بدون پاسخ برای "هزارتوی ریاکاری"

نوشتن نظر


  • دنیای رایانه: با سلام دوست عزیز لینک وبلاگ شما هم در منبع ذکر می کنم.ببخشید.
  • LPSK: بابت روشنگری که در دنیای مجازی میک نید.ممنون. امیدوارم حداقل مردم در دشمن بودن این
  • Shahrzad: مطلب و تحلیل خوبیه. از این زاویه ندیده بودم کسی بررسی کنه. مخصوصا اینکه آمریکا براش

پرشین بلاگرز

خوراکی های خوشمزه