۳۱ مرداد ۱۳۸۸

وقتی از سوی خودم یعنی خیزران دعوت به یک بازی وبلاگی شدم، خیلی تعجب نکردم، در واقع این یک بازی نیست، بلکه بیشتر واکنش به موجی است که پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸، پدید آمده است. موجی که به هر دلیل باعث شد تعدادی از هموطنان و برخی خارجی های مقیم ایران، پایشان به مکانی نستبا تازه باز شود، جای که به آن اتاق بازجویی می گویند. حالا ببینیم وقتی بازجویی می شویم، وقتی بازجویی می کنی، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟

وقتی می خواهند از ما بازجویی کند، نخستین مساله مهم این است که بفهمیم چرا بازجویی می شویم؟ فهم این مساله سخت نیست، یا کارهایی کرده ایم که باید برایشان جواب پس بدهیم، مثلا جاسوسی کرده ایم، مرتکب جرمی شده ایم یا کلا کاری کرده ایم! یا اینکه اگر چه کاری نکرده ایم ولی قرار است از نتیجه بازجوی ما علیه کسی یا کسانی استفاده شود. بسته به مورد نوع بازجویی، روش های بازجویی و روش های بازجویی شدن فرق می کند.

اگر مورد اول باشد، یعنی ما کاری کرده باشیم، به احتمال قوی بازجو از آنچه کرده ایم البته بدون جزئیات ریز آگاه است و حالا می خواهد از خود ما اعتراف بگیرد. بله، اگر چه کسی که آن طرف میز نشسته است، می داند که تو چه کرده ای، اما می خواهد خودت بگویی و اعتراف کنی، در واقع بدون اعترافات تو، دانسته های بازجو که منابع نامطمئن و غیر قابل استناد برای دادگاه جمع آوری شده است، به دردی نمی خورد. اینجاست که بازجو روش های خود را به کار می گیرد تا تو حرف بزنی و این حرف ها مکتوب شوند و امضا شوند و بشوند سندهایی علیه خودت.

در مورد دوم هم قضیه همین است، یعنی باید حرف بزنی، اما این بار حرف هایی که بازجو می خواهد در اولویت است، یعنی ممکن است این کارها را نکرده باشی، اما برای استفاده ای که بازجو می خواهد علیه دیگران ببرد، باید تو اعتراف کنی به کارهای نکرده و بگویی شخص ثالث در این کارها شرکت داشته است یا اینکه دستور آن را داده است. این بازجویی شاید البته باعث شود آبروی تو در اعتراف هایت ریخته شود اما برای بازجو اصلا چنین چیزی مهم نیست، بلکه نتیجه مهم است.

اما روش های بازجویی چیست؟

از گذشته تا به حال روش های بسیار مختلفی برای بازجویی به کار رفته است. در زیر چند روش معروف را شرح می دهم:

۱٫ بازجوی خوب، بازجوی بد: در این روش دو یا چند بازجو داریم که یکی یا چند نفرشان بسیار خشن رفتار می کنند، ممکن است از خشونت فیزیکی استفاده کرده یا تهدید به استفاده از آن کنند، بددهنی کنند، بستگان یا آشنایان را تهدید کنند و خلاصه هر کار ناجوری را یا انجام داده یا تهدید به انجام آن کنند، در این میان ناگهان یک نفر پیدا می شود که با روش های خشن آنها موافق نیست، سعی می کند به ظاهر جلوی خشونت های فیزیکی یا کلامی آنها را بگیرد و در مقابل آنها شما را از بقیه جدا کند.  این بازجوی جدید کاری می کند که شما از ترس دیگران به او پناه ببرید و بعد هنگامی که اعتماد شما را جلب کرد و در واقع اراده شما را در دست گرفت، همان مقصود نفرات قبل را طلب می کند.

۲٫ اعتراف های دیگران: در این روش به شما گفته می شود که دوستان دیگرتان به جرم ارتکابی اعتراف کرده اند و حالا بهتر است شما هم بگویید و قطعا گفته های شما با آنها مقایسه خواهد شد تا دروغ نگویید. دو حالت وجود دارد یا واقعا دوستان شما اعتراف مورد درخواست بازجو را انجام داده اند یا اینکه نه. در صورت اول بازجو ابایی از روبرو کردن شما با ایشان ندارد و حتی اعترافات آنها را احتمالا در اختیار شما می گذارد اما در صورت دوم تنها بر این نکته پافشاری می کند. در هر دو صورت تکنیک استفاده شده استفاده از اعتراف واقعی یا غیر واقعی است!

۳٫ محکومیت های دیگران: در این روش که شاید اسمش را هم درست ننوشته باشم، موج محکومیت شما توسط خانواده، دوستان، همراهان و دیگران به صورت واقعی یا صوری به راه می افتد. مثلا به شما گفته می شود که همسر شما نامه ای نوشته است و فعالیت های شما به شدت محکوم کرده و حتی درخواست طلاق هم کرده است. ممکن است شما را به جایی ببرند و از پشت شیشه ای همسرتان را ببینید که در اتاقی قدم می زند و به شدت نگران است و بعد صدای او برای شما پخش شود که از شما می خواهد هر چه می خواهند انجام دهید. در کنار نامه ای نیز که در آن از شما اعلام برائت شده است نیز به دستتان می دهند. این اتفاق یا افتاده یا نیفتاده اما به هر حال توسط بازجوها استفاده می شود.

۴٫ استفاده از نقاط ضعف: بی خوابی، ندادن سیگار، اتاق کثیف و بهم ریخته، حبس انفرادی، حبس در میان مجرمین خطرناک، حبس در کنار مجرمینی که به بیماری های لاعلاج مانند ایدز دچارند، ممنوعیت ملاقات، ممنوعیت دریافت نشریات و … از امکاناتی است که در اختیار بازجو است و بسته به مورد، استفاده می شود، در اینجا راهکاری ارائه نمی شود اما بدیهی است که غنای فرد و بی نیازی و نداشتن نقطه ضعف باعث دوام بیشتر می شود.

۵٫ تهدید نسبت به دیگران: وابستگان، دوستان، آشنایان، خانواده و هر کسی که صدمه دیدن آن باعث ناراحتی شما شود، ابزاری در دستان بازجوی شما هستند. تهدید به قتل تصادفی، تجاوز، ابتلا به بیماری های لاعلاج، بیکاری، زندان و … از جمله تهدیدهایی است که ممکن است بر علیه این نزدیکان انجام شود. پخش صدای جیغ و داد نزدیکان، روشی قدیمی است که از گذشته استفاده می شده است.

۶٫ تهدید به بی آبرویی: در زندگی انسان ها نقاطی وجود دارد که مایل به فاش شدن آن نیستند، بازجوی شما با استفاده از اطلاعاتی که از شما وجود دارد، این نقاط را پیدا کرده و شما را به افشای آنها تهدید می کند. ممکن است حتی این نقاط عمدا برای شما پدید آمده باشد. داشتن همسر دوم، ارتباط با غیر همسر، ارتباط با بیگانگان، فساد مالی و …. از جمله این نقاط است که بازجوی شما برای استفاده از آنها درنگ نخواهد کرد.

۷٫ محاکم و اعدام صوری: از اسمش پیداست که برای شکستن مقاومت شما به کار می روند. حتی ممکن است به تیراندازی صوری نیز بیانجامند تا مقاومت شکسته شود و فرد با روحیه ای در هم شکسته شده، اعتراف کند.

۸٫ شکنجه فیزیکی: این روش اگر چه قدیمی است ولی از پرکاربردترین روش ها است، تجاوز جنسی، شوک، ضرب و شتم، کشیدن ناخن، آویزان کردن از پا به صورت برعکس از جمله راهکارهای به کار رفته هستند. باید توجه کرد که تهدید به استفاده از این روش ها نیز خود روشی به شمار می رود!

۹٫ روش های روانشناسانه: طیف بسیار وسیعی از روش ها را در بر می گیرد، از شکنجه های سفید گرفته تا پخش موسیقی نامناسب، صحبت های کارشناسان روانشناسی و تنهایی مطلق از جمله این روشها هستند. این روشها امروزه کارکرد بیشتری دارند چرا که اثر خاصی از خود به جا نمی گذارند. استفاده از دارو نیز جزو این روشها قرار می گیرد.

۱۰٫ اعتراف کن، ما همه چیز را می دانیم: این روش ساده ترین روش است که در واقع ترکیبی از همه روش ها را در خود دارد. این روش امروزه به این شکل به کار می رود که پس از حبسی بین ۲۰ تا ۳۰ رزو، ورقه ای جلوی شما می گذارند و می گویند بنویس! و باید نوشت!

راه های مقابله با این روش ها چیست؟

قطعا بیان راهکارهای مقابله با این روشها و دیگر روشها، کار من نیست. اما یک نکته مشخص است، هر گاه کسی به راهی که می رود ایمان داشته باشد، با تکیه بر خداوند متعال و توانمندی های درونی خویش، مقاومت می کند. کم نبودند مبارزانی که در زندان های مخوف ساواک مقاومت کردند چرا که به هدف ایمان داشتند و خداوند را به عنوان ناجی  در کنار خود می دیدند. اما در مقابل گروه هایی که به خدا معتقدند نبودند، با از دست دادن اعتقاد به اهداف، به سرعت اعتراف های تلویزیونی می کردند و تقاضای عفوشان به ساحت ملوکانه منتشر می گردید.

از سوی دیگر جان به کف داشتن نیز راه کار دیگری است. به یقین هیچ روشی نمی تواند با انسانی نیمه دیوانه، نیمه عاقل که تن به هیچ نمی دهد و هیچ اهمیتی برای چیزی قائل نیست، مقابله کند. باید مطمئن بود که من یتوکل علی الله فهو حسبه، پس خداوند از نزدیکان حفاظت می کند و تنها شما باید خودتان را حفظ کنید.

یک توصیه:

بعضی وقتها اما باید اعتراف کرد! نباید مقاومت کرد. آن هم زمانی است که به پوچ بودن هدف پی برده ایم و مشخص شده است که خطا کرده ایم. در این صورت خود شما باید کاغذ بخواهید و اعترافاتتان را بنویسید!

پی نوشت: این روشها به هیچ وجه در جمهوری اسلامی ایران به کار نمی رود! کشورهای کمونیستی و لیبرال دموکرات غربی از این روشها استفاده می کنند و در بازداشتگاه های ما، مجرمین با فضایی که برای تفکر به دست می آورند، خود به اعتراف می پردازند و جرم را می پذیرند.

اما درباره دعوت دیگران، از کسی اسم نمی برم چرا که ممکن است نیاید یا نخواهد بیاد، هر که خواست بنویسد، قدمش روی چشم. بعد از نوشتن بگویید تا لینک کنم. همین!

تا به حال در این بازی شرکت کرده اند:

سوسن جعفری: بهمن؟ بیداری؟ از وبلاگ مرا آفرید آنکه دوستم داشت

———

لینک خبر بازی وبلاگی در وبلاگ نیوز

با تشکر از حسن میثمی عزیز و کمانگیر عزیز که هر دو خبر دعوت به این بازی را منتشر کردند.



نظرات

دیدگاه از علیرضا شاطری
در شهریور ۸, ۱۳۸۸ ۳:۵۲ ب.ظ

سلام سید علی
می بینم که رفقایت از ترس جان تنهایت گذاشتند و کسی نظر نمی دهد توی این آنلاین کده ات
اما علی ای حال ما در این بازی شرکت می کنیم و نمی ترسیم ما شجاعیم ( فکر نکنی باج می دهم بهت هاااا)
یا علی
راستی بگو کدام بازداشت گاهی برایت کمپوت بیاوریم

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید





 
 
 

web analytics