۳۱ مرداد ۱۳۸۸

وقتی از سوی خودم یعنی خیزران دعوت به یک بازی وبلاگی شدم، خیلی تعجب نکردم، در واقع این یک بازی نیست، بلکه بیشتر واکنش به موجی است که پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸، پدید آمده است. موجی که به هر دلیل باعث شد تعدادی از هموطنان و برخی خارجی های مقیم ایران، پایشان به مکانی نستبا تازه باز شود، جای که به آن اتاق بازجویی می گویند. حالا ببینیم وقتی بازجویی می شویم، وقتی بازجویی می کنی، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟

(ادامه…)

۲۹ مرداد ۱۳۸۸

یک بازی وبلاگی که در این میانه، کم خطر نیست: وقتی بازجویی می شویم، وقتی تو بازجویی می کنی! بسم الله!

از دوستانی که فکر می کنند می توانند و می خواهند بنویسند دعوت می کنم که بنویسند شروع کنیم درباره بازجویی بنویسیم، اینکه بازجویی چیه؟ راه کارهاش چیه؟ چطور می شه توی بازجویی مقاومت کرد؟ کجا باید مقاومت کرد؟ کجا باید عقب کشید؟ چه اطلاعاتی فیک هست، چه اطلاعاتی درسته موقع بازجویی، اسمش رو هم بذاریم: وقتی بازجویی می شویم، وقتی تو بازجویی می کنی!
این نوشته ها برای آنهایی که بازجویی شده اند، نقل خاطره است، برای مایی که نشده ایم، کسب تجربه و برای بازجوها، نشان دهنده لو رفتن شیوه ها است، شاید که نفرات بعدی از این شیوه ها دیگر رنج نکشند!

هر که دارد هوس بازجویی، بسم الله!

———-
لینک های مرتبط:

اولین مطلب: وقتی بازجوی می شویم، وقتی بازجویی می کنی، چه اتفاقی می افتد از وبلاگ خیزران

مطلب دوم: سوسن جعفری: بهمن؟ بیداری؟ از وبلاگ مرا آفرید آنکه دوستم داشت

لیک خبر بازی در وبلاگ نیوز

۲۱ مرداد ۱۳۸۸

جشن های نیمه شعبان امسال(۱۳۸۸) هر چه بود، گذشت اما روسیاهی به آنها ماند که در این جشن ها حتی دلشان را هم آذین نبستند. البته منظور کسانی است که به امام غائب معتقند، آنها که نیستند خودشان می دانند! (ادامه…)

۱۹ مرداد ۱۳۸۸

مساله همیشه به همین سادگی است، من به گناهانم اعترافم می کنم و میِلیون ها نفر بر صفحه تلوِیزیون آن را می بینند، فردا هم روزنامه ها متن آن را منتشر می کنند و میلیون ها نفر دیگر می خوانند، سایت های اینترنتی و وبلاگ ها هم اعترافات من را باز انتشار می دهند و بدین شکل یک شبه مشهور می شوم، اما تو که اعتراف می گیری، چه؟ (ادامه…)

۶ مرداد ۱۳۸۸

سال گذشته بود که نوشتم معرفت امام غائب را کسب کردن، بسی بهتر و واجب تر از جشن گرفتن است. نوشتم که به گفته خود آن حضرت، ایشان در میان ما هستند و از احوال ما آگاه، ماییم که با اعمالمان حجاب غیبت را به خودمان تحمیل کرده و می کنیم. گفتم و نوشتم، همان طور که دیگران بسیار گفته اند و نوشته اند اما …
باز هم نیمه شعبان نزدیک شده است و همه به ناگاه به یاد آن افتاده اند. انبوه جشنواره ها و همایش ها و جشن های دولتی و نیمه دولتی و شرکتی در راه است و همه به فکر این هستند که چگونه ایوان خانه را تزئین کنند، غافل از اینکه خانه از پای بست ویران است! (ادامه…)