۱۱ تیر ۱۳۸۸

یکی از مسائل مهم و حساس در فضای مجازی، انتخاب رمز عبور است. این رمزهای عبور هستند که مشخص می کنند من مجوز دارم وارد بخشی از این فضای لرزان و محو که هیچ وجود مادلی قابل لمسی ندارد، وارد شوم و به بخشی دیگر نه. اما این رمزهای عبور از کجا می آیند؟ چه چیزهایی را می توان رمز عبور قرار داد و چه چیزهایی مناسب نیستند؟

پیشاپیش بگویم این یک نوشته جدی درباره روش های تعیین رمز عبور نیست؟ همچنین نوشته ای برای پیدا کردن رمز عبور دیگران هم نیست! پس اگر به دنبال این چیزها اینجا آمده اید، فقط می توانم بگویم متاسفم. همین.

پس این نوشته درباره چیست؟ سوال خوبی است که با خواندن ادامه اینجا من هم سعی می کنم به پاسخ آن برسم.

رمزهای عبور در سنین مختلف و در جوامع مختلف فرق می کنند! ساده ترین رمز عبور که فکر می کنیم هیچ کس هم آن را حدس نمی زند و از امنیت بالایی برخوردار است، این است ۱۲۳۳۲۱٫ در این رمز از منطق ساده ای استفاده شده است و آن انتخاب ساده ترین و در دسترس ترین کلیدهای کی برد است ۱۲۳ و سپس از یک تکنیک گمراه کننده استفاده می شود یعنی معکوس کردن رمز!
دقت کنید که این تکنیک گمراه کننده قرار است دسترسی غیر معتبر به یک سایت یا یک محل به خصوص را مانع شود و صد البته برای هم سطح های کسی که رمز را تعیین کرده است، ممکن است موثر واقع شود. این رمز را بیشتر افراد تازه کار استفاده می کنند و ای بسا ماهرترین متخصصان رمز شکنی نیز بدون شناخت کافی از رمزگذار، مدتی معطل آن شوند!

به مرور زمان، رمزگذاری پیشرفت می کند و شماره شناسنامه، شماره تلفن و تاریخ تولد جزو محبوبترین رمزهای یک نفر در می آیند. فرد در اینجا فکر می کند هیچ کس دیگر این اطلاعات را ندارد در حالی که این اطلاعات جزو اولین چیزهایی هستند که از یک فرد در ذهن باقی می ماند!
عده ای زرنگی می کنند و شماره شناسنامه، شماره تلفن و تاریخ تولد دوستی را ـ بیبشتر از جنس مخالف! ـ به جای رمزشان تعیین می کنند. این روش البته تا اندازه ای بهتر است اما اگر یک نفر چند دوست داشته باشد، احتمالا رمزهای مختلفی خواهد داشت. در واقع این روش برای افرادی چند همسر یا چند دوست یا چند پارتنر دارند نه تنها کارآیی ندارد بلکه به مرور زمان باعث دعوا و درگیری خواهد شد. فرض کنیم که نام کاربری کسی حمیرا باشد اما در یک سایت پسورد او شماره تلفن حمید و در سایت دیگر شماره تلفن علی باشد! اینجاست که اگر جلوی حمید یا جلوی علی اشتباها ـ که پیش می آید ـ نام دیگری را تایپ کند، با دلخوری طرف دیگر روبرو خواهد شد! شنیدن این مکالمه در این چنین مواقعی دور از انتظار نیست:
ـ یعنی اون این قدر برات ارزش داره که شماره تلفنش رو جای رمز استفاده می کنی!
ـ نه به خدا! اشتباه شد،
و این مکالمه ادامه پیدا می کند!
به مرور زمان رمزهای یک فرد توسعه پیدا می کنند. از خصوصیات رمزهای دوره سوم، سهل و ممتنع بودن و در عین حال غیرقابل حدس زده شدن است. مثلا این رمز: password یا sumsung یا nikikarimi متاسفانه این رمزها اگر چه خوب هستند اما زیادی خوب هستند! کافی است بدانیم که فرد در این دوره هست تا رمزهای ذهنش را حدس بزنیم.

باز هم سن بالا می رود، تجربه بیشتر می شود و فرد با ادم ها و مکان و اشیاء بیشتری آشنا می شود. در برهه ای از زمان رمزهای ترکیبی بیشتر استفاده می شود. مثلا “به تو چه” یا “زندگی لجنی است” یا “زیبای آمریکایی” و در یک مورد به خصوص “دختر همسایه” مشاهده شده است. این رمزها، رمزهای خوبی هستند اما مشکل آنها این است که هنگام تایپ کردن با غلط زیادی همراه می شوند و فرد این قدر مقابل دیگر رمزهایش را تکرار می کند که تقریبا حفظ می شوند!
یکی دیگر از انواع رمزهای مصطلح ترکیب اسم یک آدم عزیز با شماره شناسنامه یا شناسایی یک آدم عزیز دیگر است! برای تولید این رمز فرد حداقل باید دو آدم عزیز و دوست داشتنی داشته باشد، بعد باید نصفه اول رمز را از اسم یکی از اینها ـ اینجا مثلا بلقیس ـ و نصفه دوم را از شماره شناسنامه یکی دیگر ـ اینجا مثلا ۵۹۸ ـ بگیرد. در واقع رمز آقای ایکس می شود: بلقیس۵۹۸ که البته گذاشتن یک فاصله بین آن بد نیست!
مورد دخترانه نیز بدین شکل است: کامبیز۲۰۰۸ که بخش نخست اسم فرد و بخش دوم سال آشنایی با وی می باشد.

دنیای رمزها، دنیای پیچده و در عین حال جالب توجهی است. بسیاری از رمزهای عبور پدران و مادران بعد از تولد نوزادانشان همه یا بخشی از اسم و شماره شناسنامه ایشان است. البته مبرهن است که اینجانب از نام نازنین در رمزهایم استفاده نخواهم کرد! چرا که اینجا اگر کوزه گر از همین کوزه شکسته آب بخورد، بیم آن می رود که نه کوزه ای ماند و نه کوزه گری!

در میان این همه رمزها، یک مدل هم وجود دارد که خود سیستم آن را می سازد، پر از علایم و حروف درشت وریز و نام های تصادفی. این رمزها به سادگی فراموش می شوند! و اگر نشوند، در واقع در جایی نوشته شده اند.

غیر از مبحث انتخاب رمز، نگه داری آن نیز حائز اهمیت است.
ذهن نخستین جایی است که رمزها در آن انبار می شوند و البته اگر این انبار همیشه بدون گم شدن و کسری موجودی باقی می ماند خوب بود ـ صد البته معایب زیادی هم داشت مثلا هیچ وقت کسی دوست قبلی اش را از یاد نمی برد! ـ اما چه کنیم که این انبار در معرض دزدی همیشگی زمان قرار دارد.

کف دست جای بعدی است که بیشتر به درد آنهایی می خورد که مدتهای مدید دستشان را نمی شورند و زیاد هم عرق نمی کنند. البته نوشتن رمز در دیگر جاهای بدن نیز رواج دارد. موردی را به یاد می اورم که دختری رمز ورود به ایمل خود را روی پوستش خالکوبی کرده بود. البته این دختر یک بلوند بود و از بلوندها به قول خودشان بیشتر از این انتظار نمی رود!
نوشتن رمز روی کاغذ، حفظ رمز داخل ایمیل ـ به شرطی که پسورد خود ایمل را گم نکنیم ـ و حفظ رمز داخل فایل رایانه ای یا داخل حافظه موبایل نیز رواج دارد که هر یک مشکلاتی دارند. حتی می توان رمز را به دوستی گفت و البته نباید هیچ وقت دوستی با این دوست را به هم زد!

از رمزها گفتیم و البته قصدم این نبود که این قدر این مساله را باز کنم و صد البته فکر می کنم بیشتر به پیجده تر شدن ماجرای رمزها کمک کرده ام. حالا بروید و رمزهایتان را انتخاب کنید! یادتان باشد که هر رمزی بالاخره گشوده خواهد شد، دیر یا زود!

پی نوشت: مطمتن باشید رمزهای من از این سطوح گذشته اند :) امتحان البته مجانی است!



نظرات

دیدگاه از علی
در تیر ۱۲, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۲ ب.ظ

به به سلام :D
من بهت قول میدم نازنین هم توی رمز عبورت هست اما برای اینکه تابلو نشی گفتی نیست :) )

موفق باشی…
یاعلی ;)

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۲ ق.ظ:

علیک سلام :)
من مطمئنم نیست نازنین توی رمزهای من! آدم که تکنیک های خودش رو لو نمی ده که!
تو هم موفق باشی!

[پاسخ]


دیدگاه از یاردانشجویان
در تیر ۱۳, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۸ ب.ظ

ای بابا
راستی سلام
آخه من چی بگم؟
من از این رمز عبور بدم آمد
من خوشم نمیاد
دزدی در دنیای مجازی چرا مجاز هست؟
به من دستبرد زده اند

رمز من ساده نیود اما…
روزگار خوبی نیست باز هم نازنین
نمی دانم کی روزگار خوب خواهد شد؟

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید