۷ تیر ۱۳۸۸

مدل های مختلفی که در جهان حاضر وجود دارد، در بحث مهدویت نیز قابل استفاده هستند. راه کارهای اجرایی برای مسائل مختلف به کار می آیند و چه بهتر که از مدل های امتحان شده استفاده کرد. اگر نرم افزارهای اپن سورس، دل های کاربران را فتح کرده اند، می توان تصور کرد که این مدل گسترش، در زمینه هایی مثل مهدویت نیز کاربرد دارد. اما چطور؟

این که هر از گاهی از خودمان بپرسیم چرا مولایمان ظهور نکرده است، کار خوبی است. آخر همیشه به این سفارش شده ایم که کارهای خودمان را محاسبه کنیم و ببینیم کجا کم گذاشته ایم، کجا اشتباه کرده ایم و کجا باید بیشتر تلاش کنیم و از آنجا که ظهور حضرت حجت (عج) نیز منوط به آماده سازی زمینه های آن است، باید خودمان را زیر سوال ببریم و بپرسیم که واقعا چرا مولایمان ظهور نکرده است؟

البته این به این معنا نیست که علت تامه ظهور ایشان، به دست ما باز می شود، چرا که در روایات آمده است غیبت امام زمان (عج) سری از از اسرار الهی است. اما حداقل علت ناقصه عدم ظهور را می توانیم در خودمان جستجو کنیم.

جستجوی این علت ناقصه، ما را به این رهنمون می شود که آماده سازی باید در همه زمینه ها باشد. از دل های ما گرفته تا سلاح هایمان باید در جهت ظهور آماده شوند اما این فقط حرف است و برای چنین آمادگی ای بیشتر از حرف مورد نیاز است. باید راه کارهایی برای آمادگی مشخص کرد و هر روز و هر هفته و هر سال، پیشرفت در اجرایی کردن این راه کارها را سنجید و خود این راه کارها را هم مورد نقد قرار داد.

این بحث همین جا بماند تا مثالی از دنیای نرم افزار و رایانه بیاورم. احتمالا اکثر خوانندگان نشریه ما از جنگ میان نرم افزارهای متن باز یا اوپن سورس و نرم افزارهای تجاری آگاه هستند. سر دسته نرم افزارهای متن باز، لینوکس، این سیستم عامل رایگان دوست داشتنی است و سر دسته نرم افزارهای تجاری نیز، ویندوز، این همراه اجباری و کار راه انداز است.

ویندوز را به اجبار باید یاد بگیری، مثل اینکه شیوه امروزی زندگی بر مبنای یاد گرفتن ویندوز شکل گرفته است اما لینوکس را اگر چیزی فراتر بخواهی که نه فقط برای استفاده که برای بهره وری و رشد به کار می آید، باید یاد بگیری.

کاری به این جنگ ندارم اگر چه موضعم تقریبا مشخص است. بحث من مدل رشد و گسترش لینوکس است، نرم افزاری که بی هیچ تبلیغی و تنها براساس علاقه کاربران و اکثرا با منابع خود آنها رشد کرده است. در واقع دل ها به سمت این نرم افزار تمایل پیدا کرده است و مدل گسترش اپن سورس که لینوکس از آن تبعیت می کند، در واقع مبنای گسترش چیزهایی است که مردم می خواهند نه چیزی که سرمایه دارن می خواهند به آنها بفروشند.

حالا اگر به بحث قبلی امان برگردیم، می توانیم یک مدل مثالی برای زمینه سازی از دنیای رایانه برداشت کنیم. مدل گسترش نرم افزارهای اپن سورس یا متن باز، در واقع شیوه جلب شدن دلها به آن است. سوال اینجاست که اگر مردم می توانند برای نفع مادی خود به سمت چیزی خلاف جهت جریان جامعه حرکت کنند، نمی توانند برای نفع معنوی خودشان نیز به سمت کسی تمایل پیدا کنند که آنها را نجات می دهد؟

در واقع می خواهیم نشان بدهیم که زمینه سازی در دل های مردم چیز عجیبی نیست که از بیرون به آنها تزریق شود و تنها لازمه آن این است که به آنها منافع و زیبایی های دوران ظهور نشان داده شود. آن وقت کشش مردم به صورت طبیعی به سوی کسی خواهد بود که این دوران را پدید آورد!

با توجه به این مثال، می توان یک راه کار جزئی برای تسریع در ظهور را نشان دادن منافع و زیبایی های دوران ظهور و آشنا کردن مردم با فواید امام غائب دانست، کاری که در حد جزئی از هر کسی بر می آید و در حد کلان به عهده اداره کنندگان جامعه است.

پی نوشت: این مطلب نخستین بار در نشریه الکترونیک ساعت صفر منتشر شده است +



نظرات

دیدگاه از mahdi-kh
در تیر ۷, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ق.ظ

ممنونم مطلب جالبی بود

[پاسخ]


دیدگاه از آرش دادگر
در تیر ۷, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ ق.ظ

سلام خیزران عزیز ! می خواستم در فرند فید پاسخ دهم اما احساس می کنم کامیونتی اینجا بیشتر است. تطبیق مدل متن باز ( ترجمه صحیح اوپن سورس ) با گسترش فرهنگ مهدویت فاقد ویژگیهای تناسب پذیر است . کدام معادله این دو محاسبه را قرین یکدیگر ساخته است. اگر دسترسی به سیستم عامل متن باز در همه نقاط امکان پذیر است، نوشیدن یک جرعه از فرهنگ غنی اهل بیت (ع) هم آیا این چنین است. دستیابی به تمامی خطوط برنامه نویسی یک سیستم عامل متن باز که بعضا در حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار خط را شامل می شود، سهل الوصول است ولی خیلی ها نیازی به بررسی خط به خط این برنامه را ندارند و اگر هم بخواهند مطابق با نیاز خود به آن مراجعه کنند؛ سراغ مدل نهفته (Embedded) آن می روند ولی آیا نقشه راه ظهور و گسترش فرهنگ مهدویت هم جزء به جزء و قدم به قدم در اختیار همگان قرار دارد. اصلا چنین مدلی وجود دارد یا اینکه در فضای موهومی با مقادیر مختلط بسر می بریم.

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ تیر ۷م, ۱۳۸۸ ۱:۵۴ ب.ظ:

از نظرت استقبال می کنم و سپاسگزارم. اما باید بگویم مبنای مقایسه در دسترس بودن سیستم عامل متن باز و مقایسه آن با در دسترس بودن معارف اهل بیت نبوده است بلکه شیوه رواج یافتن نرم افزارهای متن باز می تواند به عنوان الگویی برای ترویج مهدویت مورد استفاده قرار گیرد. در واقع اگر مردم خود به سراغ این نرم افزارها رفتند و انتخابشان از روی میل و علاقه بود، در گسترش موعودگرایی نیز دل ها به سمت موعود کشیده می شود. این مقایسه به نظرم درست باشد.

[پاسخ]


دیدگاه از آرش دادگر
در تیر ۷, ۱۳۸۸ ۴:۲۸ ب.ظ

با سلام مجدد ؛ مدل توزیع و گسترش فرهنگ مهدویت با مدل ترویج و بکارگیری نرم افزارهای متن باز تفاوت ماهوی دارد. مگر کدام زاویه از شخصیت موعود جهانی منکشف شده است که انتظار دارید دیگران به ایشان ندیده و نشنیده رغبت پیدا کنند. از این منظر بررسی کنید.

[پاسخ]

سیدعلی پاسخ در تاريخ تیر ۷م, ۱۳۸۸ ۴:۳۹ ب.ظ:

برای همین است که می گویم این مدل یک مثال می توانند باشد! اگر به انتهای نوشته دقت کنی، نوشته ام که به عنوان مثال می توانیم براساس این مدل حرکت کنیم. یعنی زوایای شخصیت موعود جهانی را به صورت فردی و گروهی بشکافیم و مزایای امام غائب و ویژگی های دوران ظهور را برای دیگران آشکار کنیم تا دلها به سمت ایشان متمایل شود. این همان استفاده از مدل اپن سورس است

[پاسخ]


دیدگاه از محسن صوفی
در آبان ۲۵, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ ق.ظ

در مسئله مهدویت باید از ابتدا و پایه شروع کرد زیرا بسیاری از مردم با خود کلمه مهدویت بیگانه هستند

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید