۷ تیر ۱۳۸۸

رمان خواندم. البته این جمله ای است که همیشه در مورد من کاربرد دارد و همیشه رمان می خوانم. کتاب های دیگری هم البته می خوانم ولی این رمان ها و داستان های بلند هستند که بخشی از وقتم را به آنها اختصاص می دهم. رمانی که این بار خواندم، به پیشنهاد دوست عزیزی خریداری شده بود و انصافا از اعتماد کردن به سلیقه او، سود بردم. Assassini اثر Thomas Giford منتشر شده به سال ۱۹۹۷٫

داستان را دوست ندارم تعریف کنم. به نظرم هر کسی باید خودش داستانی این چنین را بخواند و لذت ببرد. اما مطمئن باشید از خواندن چنین داستانی ضرر نمی کنید. فقط این را بدانید که نویسنده نزدیک به ۱۰ سال برای نوشتن این کتاب زحمت کشیده است و از سرداب های تنگ و تار واتیکان تا تخت پاپ را درنوردیده است.

یک نکته دیگر اینکه همچنان این داستان از جنگ جهانی دوم ایده می گیرد و ماجراهای فرعی این جنگ خانمانسوز را باز می کند. با خودم فکر می کنم اگر این جنگ نبود، واقعا فیلمسازها و نویسنده ها و بازی سازها، چه می کردند و چه سوژه ای را انتخاب می کردند؟ پاسخ این است: جنگ دیگری را به عنوان سوژه انتخاب می کردند!

پی نوشت:

۱٫ از جنگ ها متنفرم اما نمی توانم این سوژه ها ناب را برای نوشتن در نظر نگیرم!

۲٫ این مطلب را خیلی وقت پیش نوشته ام و الان منتشر می کنم!



نظرات

دیدگاه از سورنا
در شهریور ۲۴, ۱۳۸۸ ۷:۵۷ ب.ظ

موافقم …هرکسی باید این رمان دیوانه کننده را خود بخواند !!!

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید