۱۸ فروردین ۱۳۸۸

بازی های وبلاگی را دوست دارم و همین است که بی دعوت در طول یک هفته دوباره خودم را داخل یک بازی می اندازم، این بازی را علیرضا، صاحب وبلاگ وب نامرئی راه انداخته است و من به تشویق کمانگیر و البته برای اینکه نگاه دیگری به موضوع این بازی دارم، در آن شرکت می کنم. موضوع این بازی کمی خطرناک است: نامه ای به عمو فیلترباف!

برادر عزیز ـ و قطعا یک برادر هستی! ـ عموفیلترباف گرامی، تویی که مثل روح از وبلاگ ها و وب سایت ها می گذری و در یک نگاه گذری متوجه می شوی کدام یک از دسته بندی ها شامل آنها می شود و بعد…

می خوام کمی بدون واسطه برای تو که قطعا می دانم اینها را می خوانی کمی از رنجی بگویم که خودت می بری و کمی هم از رنجی که ما وبلاگ نویس ها می بریم. صادقانه بگویم که احساس می کنم نه ما می دانیم تو چه رنجی می بری و نه تو می دانی که ما چه رنجی می بریم. در واقع اصلا قرار بر این است که ما با هم آشنا نشویم، چرا اگر ارتباطی با هم پیدا کنیم، ممکن است با هم هم ذات پنداری کنیم و دیگر یا دست ما موقع نوشتن فحش به تو بلرزد یا تو موقع اضافه کردن هر نشانی جدید به آن دیتابیس عریض و طویلت اندکی تردید کنی.

برادر من، رنج هایی که تو می بری کم نیستند!

می دانم که گاهی اوقات با تزاحم دستورها روبرو می شوی، نصفه شب است و در خانه استراحت می کنی، ناگهان تلفنت زنگ می زند و کسی از آن سوی خط، بدون احترام به ساعت استراحت تو که به تو و خانواده ات تعلق دارد، با صدایی خشن می پرسد چرا فلان وبلاگ ف ی لتر نشده است یا چرا فلان سایت ف ی لتر شده است، اینها را می پرسد بدون اینکه خبر داشته باشد شخص دیگری با مسوولیتی بالاتر قبلا همان دستورات متضاد را به شما داده است.

می دانم که تو هم برای خودت اصولی داری، قطعا معتقد نیستی که هر وبلاگی باید فیلتر شود، هر کسی تا یک خط نوشت دیگر نباید امیدی به دیدن وبلاگش بدون گذر از فیلترشکن ها داشته باشد. اما بسیاری اوقات مجبور می شوی به دلایلی روی اصول خودت پا بگذاری و تنها به یک مجری تبدیل شوی. این چیزی نیست که تو دوست داشته باشی، اینکه تو از خودت هیچ اراده ای نداری اما مجبوری رنج ببری، این هم بخشی از رنجی است که می بری.

یک چیز دیگر هم تو را رنج می دهد اما این بار از آن آگاه نیستی و فقط زمانی از آن آگاه خواهی شد که دیگر در این مسوولیت نباشی. تو الان از قدرتی که داری و غروری که به خاطر این قدرت گریبانگیر تو شده است، رنج می بری. اینکه با یک حرکت تو، یکی از شهروندان جامعه مجازی اجازه زندگی و حیات قانونی در بخشی از فضای مجازی را از دست می دهد، اگر چه اکنون تو را خوشحال می کند، اما موقتی است و سال یا سالیانی دیگر، که دیگران جای تو را گرفته اند، خواهی فهمید که رنج از دست دادن قدرت و آگاه شدن از غرور بی جایی که داشته ای، کم نیست!

البته رنج های کوچک تری هم هستند، اینکه با اینکه فیلترینگ هوشمند شده است و تو می توانی با خیال آسوده استراحت کنی، اما هستند دسته ای که استراحت تو را به هم می زنند و نامه می نویسند و می خواهند بدانند برای چه حیات قانونی در کشورشان از آنها سلب شده است. یا رنج این که بعضی ها را که می خواهی و باید ف ی لتر کنی، نمی توانی از حق قانونی حیات محروم کنی، چرا که یا پشتوانه ای قدرتمند دارند یا وجودشان در بعضی اوقات به نفع تو و مسوولین بالاترت است.

به عنوان آخرین رنج تو باید بگویم که حضورت در همه شبکه های اجتماعی و دیدن اینکه از تو صحبت می کنند و به تو فحش می دهند یا از تو طرفداری می کنند، در حالی که نمی توانی خودت را معرفی کنی و مجبور به تقیه!! هستی، رنجی است بس عظیم! به مانند لاک پشتی که با مرغابی ها پرواز می کند و اگر دهان باز کنی، دهان باز کردن همان و فرو افتادن همان!!

اما رنجهایی که ما می بریم؟

مگر این رنج ها مهم هستند؟ فکر نمی کنم هیچ وقت این نگرانی را داشته ای که صبح، بعد از وارد کردن نشانی وبلاگ یا وبسایتت به پیغام معروف “مشترک گرامی … ” برخورد کنی! نه، حداقل در اداره هیچ فیلترینگی بر روی اینترنت تو اعمال نمی شود و می توانی هر سایتی که بخواهی بروی، در خانه هم به احتمال قوی همین طور است! اما این نگرانی هر روز من وبلاگنویس است!

این مهمترین رنج ما است که خودت خوب می دانی، اما رنج های دیگر را نمی گویم، اینها رنجهای دیگر، همان چیزهایی هستند که در عین حال به وبلاگ نویسی لذت هم می بخشند و با عرض شرمندگی لذت شنیدن آنها را از تو سلب می کنم! بگذار که ما هنوز برای خودمان رازهایی داشته باشیم که تو نتوانی به آنها دست پیدا کنی!

—–

این دوستان تا لحظه انتشار پست در این باره نوشته اند:

نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ وب نامرئی

نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ کمانگیر

با ف ی ل ت رنیگ مهارت های شخصی را از بین نبریم از وبلاگ بر ساحل سلامت

کمی ملاحظات آماری برای عمو ف ی لترباف از وبلاگ آوای موج

پی نوشت:

مسوولین مجترم فی لترینگ، جدای از این نامه، نفس وجود ف ی لترینگ غیر قابل بحث است و در آن شکی نیست. آنچه مورد اعتراض است، اعمال سلیقه و فیلترینگ براساس عدم تحمل است، امیدوارم متوجه شده باشید.



نظرات

دیدگاه از کمانگیر
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۲:۳۱ ق.ظ

من صمیمانه از تمام زحماتی که برای ایشون ایجاد کردم عذر می خوام. رفیق؟ داشتیم؟ :) ))

ای بابا. رفیق ما رو ببین. چاکریم!

[پاسخ]


دیدگاه از اسپایدرمرد
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۲:۴۷ ق.ظ

دمت گرم.

[پاسخ]


دیدگاه از یک علیرضا
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۷:۲۹ ق.ظ

خیزران عزیز شما نیاز به دعوت نداشتی. البته تقصیر از من بود که نمی تونستم همه دوستان رو به این بازی دعوت کنم . زنده باشی

[پاسخ]


دیدگاه از آیدا
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۸:۳۶ ق.ظ

خب چی میشه گفت !!
ولی عمو جون حدالقل به زن عمو رحم کنه :) ))

[پاسخ]


دیدگاه از مسابقه
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۷:۰۱ ب.ظ

اول سلام، دوم سال نو مبارک، سوم از شما دعوت می کنیم در مسابقه وبلاگ نویسی دانشجویان سراسر کشور شرکت کنید، چهارم لوگوی مثلثی درسایت هست، لطف می کنید اگر آن را در وبلاگ خود بگذارید، پنجم به دیگران اطلاع دهید.
یا علی

http://qc.ut.ac.ir/weblog.htm

[پاسخ]


دیدگاه از vivavida
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۹:۵۸ ب.ظ

عمو کجا رنج می بره آخه … عمو نشسته پیپ می کشه و هر کلمه ای رو که فکر می کنه قشنگ نیست از صفحه روزگار محو می کنه …

[پاسخ]


دیدگاه از کانون ادبی پرشین بلاگ
در فروردین ۲۱, ۱۳۸۸ ۵:۰۰ ب.ظ

گزارش جلسه چهارشنبه در حوزه وبلاگستان و آدرس وبلاگ کسانی که حضور داشتند…
اسم شما هم هست…

[پاسخ]


دیدگاه از سحر
در فروردین ۲۱, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ

سلام…خیلی یلی خوشحال شدم از این که به وبلاگم سر زدید.ممنونم…دلم می خواد منم تو این بازی شرکت کنم از سفر که برگشتم در اولین فرصت بازی می کنم بدون دعوت…قول ایرنا را هم به شما می دونم چون واقعا برای زنده ماندن به تغییر اساسی نیاز دارد

[پاسخ]


دیدگاه از مجیدشر
در فروردین ۲۱, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ب.ظ

سلام علی

حالت چطوره؟

نامه ات به عموفیلترباف جالب بود. باید بگم اینها از همکاران ما هستند. یعنی متخصصان کامپیوتری. من مطمئنم خودشون راضی نیستن به این کار. اصلا خودشون هم وبلاگکهایی دارند و شکوه م یکنند از این فیلترینگ. ولی اونها هم باید نون بخورند و نونشون با همین فیلتر کردن هاست.

**********
خوشحالم قنبید وبلاگم اقلا به درد تخورد. بازم سر بزن. من هر روز آپ می کنم.

[پاسخ]


دیدگاه از سید
در فروردین ۲۱, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۹ ب.ظ

سلام
خوشحالم از آشناییتون
و بیشتر بهره می برم از نوشته هاتون
دعامون کنید در اونجا که هستید

[پاسخ]


دیدگاه از دانشطلب
در فروردین ۲۲, ۱۳۸۸ ۷:۲۷ ب.ظ

وقتی فکر نمی کنیم : عموفیلترباف جواب می دهد
http://madreseyema.blogfa.com/post-256.aspx

[پاسخ]


دیدگاه از maysam
در فروردین ۲۳, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ

با سلام
خیلی روان نوشته بودید . نمیدونم کی این رنج تموم میشه؟ (شاید بعد از مرگ!) ولی امیدوارم زودتر کسی پیدا بشه حرفهای ما رو بفهمه!
در ضمن ما هم بی دعوت نامه ای به عمو نوشتیم!
http://weblog.hottehran.ir/2009/04/post-id94/

موفق باشید

[پاسخ]


دیدگاه از سحر
در فروردین ۲۴, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ب.ظ

منم نامه نوشتم…تشریف بیارید

[پاسخ]


دیدگاه از مهزیار
در فروردین ۳۰, ۱۳۸۸ ۱:۱۷ ق.ظ

ممنون

[پاسخ]


دیدگاه از رضا شکیبا
در فروردین ۳۱, ۱۳۸۸ ۶:۰۹ ب.ظ

سلام با سایتهای
مبارزه با فرقه وهابیت

http://anti-vahabi.mihanblog.com/
و مبارزه با دیانت پوچ بهائی

http://anti-baha.mihanblog.com/
به روزم خوشحال میشم بهم سر بزنید

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید