بازی های وبلاگی را دوست دارم و همین است که بی دعوت در طول یک هفته دوباره خودم را داخل یک بازی می اندازم، این بازی را علیرضا، صاحب وبلاگ وب نامرئی راه انداخته است و من به تشویق کمانگیر و البته برای اینکه نگاه دیگری به موضوع این بازی دارم، در آن شرکت می کنم. موضوع این بازی کمی خطرناک است: نامه ای به عمو فیلترباف!
برادر عزیز ـ و قطعا یک برادر هستی! ـ عموفیلترباف گرامی، تویی که مثل روح از وبلاگ ها و وب سایت ها می گذری و در یک نگاه گذری متوجه می شوی کدام یک از دسته بندی ها شامل آنها می شود و بعد…
می خوام کمی بدون واسطه برای تو که قطعا می دانم اینها را می خوانی کمی از رنجی بگویم که خودت می بری و کمی هم از رنجی که ما وبلاگ نویس ها می بریم. صادقانه بگویم که احساس می کنم نه ما می دانیم تو چه رنجی می بری و نه تو می دانی که ما چه رنجی می بریم. در واقع اصلا قرار بر این است که ما با هم آشنا نشویم، چرا اگر ارتباطی با هم پیدا کنیم، ممکن است با هم هم ذات پنداری کنیم و دیگر یا دست ما موقع نوشتن فحش به تو بلرزد یا تو موقع اضافه کردن هر نشانی جدید به آن دیتابیس عریض و طویلت اندکی تردید کنی.
برادر من، رنج هایی که تو می بری کم نیستند!
می دانم که گاهی اوقات با تزاحم دستورها روبرو می شوی، نصفه شب است و در خانه استراحت می کنی، ناگهان تلفنت زنگ می زند و کسی از آن سوی خط، بدون احترام به ساعت استراحت تو که به تو و خانواده ات تعلق دارد، با صدایی خشن می پرسد چرا فلان وبلاگ ف ی لتر نشده است یا چرا فلان سایت ف ی لتر شده است، اینها را می پرسد بدون اینکه خبر داشته باشد شخص دیگری با مسوولیتی بالاتر قبلا همان دستورات متضاد را به شما داده است.
می دانم که تو هم برای خودت اصولی داری، قطعا معتقد نیستی که هر وبلاگی باید فیلتر شود، هر کسی تا یک خط نوشت دیگر نباید امیدی به دیدن وبلاگش بدون گذر از فیلترشکن ها داشته باشد. اما بسیاری اوقات مجبور می شوی به دلایلی روی اصول خودت پا بگذاری و تنها به یک مجری تبدیل شوی. این چیزی نیست که تو دوست داشته باشی، اینکه تو از خودت هیچ اراده ای نداری اما مجبوری رنج ببری، این هم بخشی از رنجی است که می بری.
یک چیز دیگر هم تو را رنج می دهد اما این بار از آن آگاه نیستی و فقط زمانی از آن آگاه خواهی شد که دیگر در این مسوولیت نباشی. تو الان از قدرتی که داری و غروری که به خاطر این قدرت گریبانگیر تو شده است، رنج می بری. اینکه با یک حرکت تو، یکی از شهروندان جامعه مجازی اجازه زندگی و حیات قانونی در بخشی از فضای مجازی را از دست می دهد، اگر چه اکنون تو را خوشحال می کند، اما موقتی است و سال یا سالیانی دیگر، که دیگران جای تو را گرفته اند، خواهی فهمید که رنج از دست دادن قدرت و آگاه شدن از غرور بی جایی که داشته ای، کم نیست!
البته رنج های کوچک تری هم هستند، اینکه با اینکه فیلترینگ هوشمند شده است و تو می توانی با خیال آسوده استراحت کنی، اما هستند دسته ای که استراحت تو را به هم می زنند و نامه می نویسند و می خواهند بدانند برای چه حیات قانونی در کشورشان از آنها سلب شده است. یا رنج این که بعضی ها را که می خواهی و باید ف ی لتر کنی، نمی توانی از حق قانونی حیات محروم کنی، چرا که یا پشتوانه ای قدرتمند دارند یا وجودشان در بعضی اوقات به نفع تو و مسوولین بالاترت است.
به عنوان آخرین رنج تو باید بگویم که حضورت در همه شبکه های اجتماعی و دیدن اینکه از تو صحبت می کنند و به تو فحش می دهند یا از تو طرفداری می کنند، در حالی که نمی توانی خودت را معرفی کنی و مجبور به تقیه!! هستی، رنجی است بس عظیم! به مانند لاک پشتی که با مرغابی ها پرواز می کند و اگر دهان باز کنی، دهان باز کردن همان و فرو افتادن همان!!
اما رنجهایی که ما می بریم؟
مگر این رنج ها مهم هستند؟ فکر نمی کنم هیچ وقت این نگرانی را داشته ای که صبح، بعد از وارد کردن نشانی وبلاگ یا وبسایتت به پیغام معروف “مشترک گرامی … ” برخورد کنی! نه، حداقل در اداره هیچ فیلترینگی بر روی اینترنت تو اعمال نمی شود و می توانی هر سایتی که بخواهی بروی، در خانه هم به احتمال قوی همین طور است! اما این نگرانی هر روز من وبلاگنویس است!
این مهمترین رنج ما است که خودت خوب می دانی، اما رنج های دیگر را نمی گویم، اینها رنجهای دیگر، همان چیزهایی هستند که در عین حال به وبلاگ نویسی لذت هم می بخشند و با عرض شرمندگی لذت شنیدن آنها را از تو سلب می کنم! بگذار که ما هنوز برای خودمان رازهایی داشته باشیم که تو نتوانی به آنها دست پیدا کنی!
—–
این دوستان تا لحظه انتشار پست در این باره نوشته اند:
نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ وب نامرئی
نامه ای به عمو فیلترباف از وبلاگ کمانگیر
با ف ی ل ت رنیگ مهارت های شخصی را از بین نبریم از وبلاگ بر ساحل سلامت
کمی ملاحظات آماری برای عمو ف ی لترباف از وبلاگ آوای موج
پی نوشت:
مسوولین مجترم فی لترینگ، جدای از این نامه، نفس وجود ف ی لترینگ غیر قابل بحث است و در آن شکی نیست. آنچه مورد اعتراض است، اعمال سلیقه و فیلترینگ براساس عدم تحمل است، امیدوارم متوجه شده باشید.

دیدگاه از کمانگیر
در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ ۲:۳۱ ق.ظ
من صمیمانه از تمام زحماتی که برای ایشون ایجاد کردم عذر می خوام. رفیق؟ داشتیم؟
))
ای بابا. رفیق ما رو ببین. چاکریم!
[پاسخ]