۸ فروردین ۱۳۸۸

و این چنین صبح روزی که هشت ساله شدم، یاد گرفتم که من و میلیون‏ها نفر دیگر سیاه هستیم و تو و میلیون‏ها نفر دیگر سفید هستید، و این، یعنی این‏که تو از من برتری.

حافظه کودکانه‏ام به عقب برگشت، یاد آمد بچه که بودیم، کسی سفید یا سیاه نبود. من و تو، باهم از عرض خیابان می‏گذشتیم. دست یک‏دیگر را می‏گرفتیم و زبان سرخمان را ـ که اتفاقا هم‏رنگ بود ـ برای عابران بیرون می‏آوردیم. لباس‏هایمان، کیف‏هایمان و حتی غذای داخل سبدمان هم، یک شکل بود.

صبح روز هشت سالگی‏ام چیزهای دیگری هم یاد گرفتم. یاد گرفتم که تو حق داری هر کاری را انجام بدهی و من باید به دست‏های تو نگاه کنم تا لقمه‏ای برایم پرت کنی. لقمه‏ای از غذای خودم که به زور از دستم گرفته‏ای. تو سفید بودی. همیشه حق با تو بود.

و بعد تو هشت سال، ارباب من شدی. تقصیر تو نبود. همه می‏گفتند که تو ارباب هستی. وقتی از مقابل خانه ما رد می‏شدی، مادرم فریاد می‏زد:

ـ جان! ارباب کوچک رد می‏شود، به او سلام کن.

یا وقتی یکشنبه‏ها از آن سوی خیابان با پدر و مادرت به کلیسا می‏رفتید، پدرم دستور می‏داد:

ـ جان! کلاهت را برای ارباب و پسرش بردار.

شاید پدر و مادر تو هم می‏گفتند که تو ارباب هستی. تو سفید بودی.

اما صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام چیزهای دیگری آموختم. وقتی که شره‏های خون، روی صورت تو به راه افتاد، فهمیدم که خون تو مثل خون من قرمز است، نه بیشتر و نه کمتر.

یاد گرفتم که سر ارباب‏های سفید هم با سنگ می‏شکند و اصلا سنگ برای شکستن سر ارباب‏ها ساخته شده است. صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام، وقتی تو سگت را به سوی من رها کردی، باز هم فهمیدم که سگ تو هم از سنگ من می‏ترسد.

از صبح اولین روز شانزده سالگی‏ام، دیگر سنگ را رها نکردم. تو از سنگ می‏ترسیدی، و عجیب این‏که سنگ سفید در دست‏های سیاه من، ارباب سفید را می‏ترساند.

هشت سال گذشت و من یاد گرفتم که صبور باشم. صبح اولین روز بیست و چهار سالگی‏ام، دیگر یاد گرفته بودم که سنگ را به زمین بیندازم و به فکر ارباب بودن تو در دلم پوزخند بزنم.

صبح این روز را با این فکر شروع کردم که من و تو باهم برابریم. نه تو ارباب هستی و نه من برده. کسی روز قبل در گوشم خوانده بود: «آن که باتقواتر است، برتر است».

صبح اولین روز بیست و چهار سالگی‏ام، بار دیگر متولد شدم. این بار با این آگاهی پا به جهان گذاشتم که کسی بر دیگری برتری ندارد.

 

——-

یکم فروردین، روز جهانی مبارزه با تبعیض نژادی است. این یادداشت در خبرگزاری آینده روشن نیز منتشر شده است



دیدگاه خود را بنویسید





 
 
 

web analytics