دوره اعتماد شخصی حاکمان به رعایا مدتهاست که سپری شده است. دیگر حرف کسی مورد اعتماد نیست و نزدیکترین افراد هم مورد دیدبانی و تفتیش حکومت ها قرار می گیرند. حریم خصوصی معنایی ندارد و نزدیکترین ارتباطات شخصی افراد برای استفاده در آینده ثبت می شود، به این امید که روزی به کار آید. اینها باعث می شود که اگر همچنان برای حریم شخصی خودمان ارزشی قائل باشیم، یکسری دستورالعمل های امنیتی و حفاظتی را به کار ببریم تا کمتر در معرض دید دیگرانی باشیم که می خواهند همیشه ما را ببینند!
البته کسانی که دیگران را می بینند و ضبط و ثبت می کنند، آدم های بدی نیستند و هدف های خوبی هم دارند. بالاخره در این دوره از حیات کشورها، اگر کشوری اتباع خودش و اتباع بیگانه ساکن در کشورش را تحت نظر نداشته باشد، به سرعت با توطئه های داخلی و خارجی از بین می رود یا آلت دست دیگران قرار می گیرد.
اما اگر چه این افراد آدم های خوبی هستند و هدف های خوبی هم دارند، ولی زندگی خصوصی ما نیز مهم است. برای همین یک سری توصیه کوچک آماده کرده ام تا برای حفظ بخش کوچکی از این حریم شخصی به کار آید. امید که این آدم های خوب را نرنجاند و آنها هم حق داشتن حریم کوچک شخصی ای را به ما بدهند!
۱٫ اصل اول این است که انسان همیشه تحت نظر است. این به این معنا است که هر جا که می روید و هر کاری که انجام می دهید توسط انسان یا ماشین ثبت می شود. بالتبع، تمام وسایل و تمامی افراد می توانند ابزارهایی برای ثبت و ضبط کارهای شما باشند. این اهمیت ندارد که الان کاره ای نیستید یا به کار نمی ایید. ممکن است در یک ارتباط با شخصی باشید که او هم برای تحت فشار گذاشتن شخص ثالث یا رابعی به کار آید. در واقع اگر یک سامانه امنیتی بتواند از شما استفاده کند تا در سلسه ارتباطی نفر دهمی را تحت تاثیر قرار دهد، شما یک هدف به حساب می آیید.
۲٫ اعتماد کامل به هیچ شخصی صحیح نیست. ممکن است فردی در گذشته دوست خوبی بوده است، به خصوص در سال های مدرسه یا دانشگاه، اما اکنون معلوم نیست برای چه کسی، چه کاری را انجام می دهد. حتی ممکن است دوست نزدیکی، لطفی در حق دوست نزدیک دیگری انجام دهد و مثلا وسیله کوچکی را به شما بدهد. قطعا او نمی داند که در این کیفی که به شما هدیه می دهد، یک وسیله کوچک شنود غیر فعال (که تنها با ارسال سیگنال شروع به ضبط می کند) جاسازی شده است.
۳٫ وسایل الکترونیک، دوستان بسیار خوب کسانی هستند که می خواهند از کارهای دیگران سر دربیاورند. این خیلی تفکر مثبتی است که فکر کنیم به خاطر داشتن یک فایروال خوب یا استفاده از لینوکس، امکان دسترسی به اطلاعات درون سیستم ما وجود ندارد. اطلاعات به محض ضبط شدن از مالکیت ما خارج می شوند و در دست اغیار قرار می گیرند. حال بسته به اهمیت این اطلاعات، ممکن است مالکان آن ها زیادتر شوند. تعویض مدام گوشی موبایل کار ستودنی است، به ویژه که امروزه شنودهای موبایل متکی بر گوشی هستند نه بر خط! در واقع دولت توان شنود خط ها را دارد که طبیعی است اما افراد دیگری هم علاقه به شنود دارند و امروزه کار گذاشت یک ورقه بسیار نازک زیر یا داخل باطری یک گوشی موبایل یا جای دیگری از آن، کار عادی است. وقتی گوشی تان را برای تعمیر می دهید، مطمئن باشید که ارزش گوشی بیشتر شده است چرا که وسایل شنود داخل آن ارزش بالایی دارند! به همین دلیل است که من همیشه گوشی ای میت جس جارم را برای تعمیر می دهم چون همیشه ارزش آن بالاتر می رود
۴٫ با دوستی هایی که بی دلیل آغاز می شوند، به سادگی برخورد نکنید. این دوستی ها می توانند دام هایی باشند که برای شما گذاشته شده اند، البته این دام ها همین الان طعمه خود را گاز نمی گیرند، بلکه ممکن است مدتی حتی طولانی از مصاحبت دوست عزیزتان لذت ببرید، اما به موقع دام بسته شود و شما در آن بیفتید. شاید وقتی که فیلم های کافی از ارتباط خصوصی شما با دوست عزیزتان به دست آمد! ممکن است مدت خفتن این دام، ۱۰ سال هم بکشد!
۵٫ تنها دوری از دام ها ضروری نیست، بلکه تبدیل نشدن به یک دام گذار نیز، ضرورت دارد. الکساندر سولژ نیتشین در کتاب مجمع الجزایر گولاگ از دوست و هم سنگری می نویسد که مثل اون عقاید مضر برای سیستم شوروی داشته است و نگرانی اصلی سولژنیتشین در لوبیانکا (محل بازجویی امنیتی دستگاه های اطلاعاتی داخلی شووری ) خوانده شدن دفترچه های یادداشتی بوده است که در آن خلاصه بحث هایش را با این دوست و همسنگر اورده است که با نادانی بازجویش در بخاری سوزانده می شود. سولژنیتشین پس از آزادی به دنبال این دوست قدیمی می گردد و متوجه می شود که او، خود به بازجو تبدیل شده است! در واقع دستگاه امنیتی یک نیروی مخالف را جذب کرده است و از او برای کنترل دیگران استفاده می کند! امروزه باید از این ورطه ها جست و جذب دستگاهی نشد که در آن حقوق و آزادی های فردی دیگران را زیرپا بگذاریم.
۶٫ اگر در خانه یا محل دستگاه شنود یا چیزی پیدا کردید که برای جمع آوری اطلاعات استفاده می شود، در از بین بردن آن نباید تردید کرد. اصل کلی این است که این دستگاه ها متعلق به سرویس های اطلاعاتی بیگانه هستند و سرویس های داخل کشور برای کارهای اطلاعاتی خود نیازی به دستگاه های پیچیده ندارند چرا که هر چیزی در ید قدرت سازمان های اطلاعاتی ایرانی است. پس به سرعت وسایل مذکور را از بین ببرید و سپس به یکی از دفاتر اطلاعات سپاه یا نیروی انتظامی یا وزارت اطلاعات یا بسیج اطلاع دهید. باید مطمئن باشیم که سرویس های اطلاعاتی و حفاظتی داخل کشور، حداقل از مشابه های خارجی اشان بهتر هستند و ما را بهتر تحویل می گیرند!
۷٫ اتاق امن دیوید فینچر که یادتان هست؟ برای خودتان یک اتاق امن اطلاعاتی تشکیل دهید تا بعضی کارهایتان ـ مثل رابطه های خصوصی!! ـ را در آن پی گیری کنید. مثلا اتاق خواب را چنین اتاقی قرار دهید و از قرار دادن دستگاه های الکترونیکی در آن پرهیز کنید. رایانه را در آن نبرید. موبایل را بیرون آن بگذارید. از ساعت های مکانیکی استفاده کنید. زنگ خطر الکترونیک مکان خوبی برای دوربین مخفی است، قطعا حسگر آن را از اتاق خواب باید بیرون ببرید. چوب رختی ای که لباس های کارتان را به آن آویزان می کنید، خارج از این اتاق قرار دهید.
۸٫ برای حمل و نقل از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید. سعی کنید راه های متفاوتی را برای رفتن به محل های روزمره انتخاب کنید. چندین محل مختلف برای غذا خوردن خارج از منزل انتخاب کنید و همیشه ترتیب خاصی را در سر زدن به آنها رعایت نکنید! جلسه های مهمتان را در استخر یا هنگام راه رفتن در جاهایی که افراد زیادی نزدیک شما نیستند برگزار کنید. کوه هم جای مناسبی است!
۹٫ وسایل مورد استفاده خودتان مثل کیف، موبایل، دوربین، لباس و… را دائما عوض کنید. مثلا دکمه های لباس یا کیف جای خوبی برای جاسازی است!
البته شاید توهم توطئه من شدید باشد و هیچ کس مراقب کسی نیست. اما با این فیلم هایی که تلویزیون از فعالیت سرویس های اطلاعاتی خارجی نشان می دهد و هشدارهایی که ماموران وزارت اطلاعات می دهند و اخبار روزنامه ها، باید مواظب بود.
اگر این کارها را نکنیم، قطعا وقتی با دوستان برنامه تجمعی علیه منافع انگلستان یا آمریکا را می ریزیم، قبل از برگزاری تجمع، خود آنها با خبر می شوند! اما باید به خاطر بسپاریم که نهادهای اطلاعاتی داخلی که دوستان خوبی هستند، بیشتر به کار مشاوره می ایند و خطری از انها کسی را تهدید نمی کند مگر اینکه خلاف منافع ملی و مصالح کشور گام برداریم که مشخصا کاری است خطا!
پی نوشت:
توصیه های امنیتی را جدی بگیریم!
دیدگاه از پسری با کفشهای کتانی
در بهمن ۴, ۱۳۸۷ ۶:۵۶ ب.ظ
توصیه های مفید و آموزنده ای بود! خیر ببینی جوون! (چشمک)
[پاسخ]