این وبلاگ های قدیمی، بخشی از گذشته های ما هستند. گذشته های رفته که من گاهی اوقات به آنها قسم هم خورده ام! تصمیم گرفته ام برخی از نوشته هایم را از وبلاگ های قدیمی ام بازنشر دهم.
این شما و نوشته ای از وبلاگ کلاغ پرس با عنوان: وقتی عشقولکمان بین المللی می شود.![]()
تا به حال به این فکر کرده اید که وقتی عشق و عاشقی از فراز مرزها – این خطوط ترسیم شده مصنوعی به دست بشر فانی – می گذرد، چه اتفاقاتی می افتد. وقتی که تجارت جهانی می شود و شرکتهای چند ملیتی بی هویت پدید می آیند، آن وقت می خواهید عشقولک بین المللی نشود؟
این نکته مهمی است البته و به طرق گوناگونی شما می توانید صاحب یک عشقولک بین المللی شوید. در زیر این راه ها را بررسی کرده ایم:
۱٫ شما در کشور خودتان با عشق یا عشقه ای رابطه دارید (ه تانیث به معنای عشق مونث است) عشق یا عشقه شما به خارج می رود و شما همچنان از طریق شاهراه اطلاع رسانی جهانی با او ارتباط دارید. اما چندی بعد به علت کندی خطهای اینترنت ایران و عدم امکان دیدن روی عشق یا عشقه (به علت عدم امکان استفاده از دوربینه و ویدئو چت) و به مصداق این سخن که از دل برود هر آنکه از دیده برفت، به سمت یک عشقولک میهنی بر می گردید.
۲٫ از طریق همان شاهراه اطلاع رسانی جهانی با عشق یا عشقه ای در اینترنت آشنا می شوید. حالا چند حالت وجود دارد یا یکی از شما برای آن یکی می میرد (و بستگانتان جسد فرد از عشق مرده را پای رایانه در حالی که لبش را با مانیتور چسبانده و دارد عکس طرف مقابل را می بوسد، پیدا می کنند) یا اینکه او به دیدن شما می اید یا شما به دیدن او می روید یا اینکه خیلی ساده عمری عاشق می مانید و به عشقان نمی رسید و در راه عشق می میرید و به قولی شهید می شوید. و البته چندی بعد ما از زندگی شما به عنوان شهدای عشق فیلم می سازیم و مشهور می شویم و می رویم با پولش برای عشق یا عشقه امان کادو می خریم.
۳٫ شما به خارج می روید. عشق یا عشقه اتان چشم به راه می ماند. بعد از انجا برایش بوسه پستی و اینترنتی می فرستید. در اینجا شما هر غلطی را که بخواهید در خارج می کنید ولی حتما عاشق و وفادار می مانید و بر می گردید و با عشق یا عشقه اتان به خوبی و خوشی زندگی می کنید.
۴٫ جنگ می شود. عشق یا عشقه شما به دلیل اشغال بخش هایی از ممکلت از شما دور می افتد. ان وقت شما در زیر باران گلوله ها و از میان خرابه ها و از پشت خطوط دشمن، طی طریق می کنید و ناملایمات را به جان می خرید و در عین وطن پرستی به عشق یا عشقه تان که با چشمان گریان به انتظار شما بوده است، می رسید و همان موقع جنگ تمام می شود و شما خوشبخت می شوید.
۵٫ شما عاشق می شوید. اما این بار نمی توانید به عشقتان برسید چون که مانعی مانند یک شوهر سبیل کلفت عشقه اتان یا زن عشقتان وجود دارد. شما به خارج می روید و از انجا کاری می کنید که عشق یا عشقه اتان فرار کند و خود را به شما برساند و درخواست پناهندگی کند. البته این جا طرف شما باید کمی از ابروی خودش مایه بگذارد و ادعا کند که فلان یا بهمان کار خلاف را در ایران مرتکب شده است که اگر بگیرندش یا سنگسارش می کنند یا خفه و یا هر چیز دیگر. به این شکل عشق میهنی شما، عشقولکلی بین المللی شده است.
۶٫ شما عاشق می شوید. عشقتان همسایه بغلی است. تا آخر عمر از طول کوچه اتان آن ور تر نمی روید. حالا چرا عشقولکتان بین المللی است؟ برای اینکه شما یک وبلاگ یا یک سایت می زنید و عشقولکتان را بین المللی می کنید و همه می فهمند و یک روز اگر عشق (یعنی مذکر) باشید با چاقوی برادر سبیل کلفت عشقه اتان مزه مرگ را (که خدا گفته همه انسان ها می چشند) می چشید.
پی نوشت:
اگر خیلی با حال و هوای الان من این مطلب نمی خواند، عذر می خواهم. اما بد نیست انسان گاهی اوقات نوشته های قدیمی اش را بخواند تا سیر تحول خودش را هم ببیند.
به درخواست دوستان، متن را درشت کردیم

دیدگاه از مهدیه
در دی ۲۹, ۱۳۸۷ ۱۱:۰۶ ب.ظ
خیلی قشنگ بود
به درد حال و هوای من که خورد
…. فزت و رب الکعبة ! (اگه ارتباطش رو کسی پیدا کرد جایزه داره!!!)
[پاسخ]