سرانجام؛ زمانی که همیشه بشر از آن میترسید، فرا رسیده بود. رادارهای قوی که بشر روی نپتون و پلوتون، مرزهای منظومه شمسی، مستقر کرده بود؛ خبر از نزدیک شدن ناوگانی عظیم از آن سوی ستارگان میداد. ناوگانی آن چنان عظیم که توانایی نابود کردن تمامی منظومه شمسی را داشت.
زمین اصلا آماده نبود. هنوز کسی خبر نداشت، ولی اعضای شورای امنیت به اضافه چند کشوری که امکان مقابله با این تهدید را داشتند، در دفتر دبیرکل سازمان ملل جمع شده بودند تا راه حلی پیدا کنند.
دبیرکل خسته از بحثهای بی سر و تهی که جریان داشت، فنجان قهوهاش را سر کشید و دستش را به طرف دکمه آیفون رومیزی برد تا قهوه دیگری بخواهد اما قبل از اینکه دکمه را فشار دهد، صدای منشی بلند شد:
ـ آقای دبیر کل! کسی میخواهد شما را فورا ببیند.
سرها به طرف میز دبیرکل چرخید و دبیرکل با ناراحتی از اینکه جلسه مهمش توسط یک منشی به هم خورده است، گفت:
ـ مگر نگفتم تا پایان جلسه کسی مزاحم نشود؟
ـ ولی آقای دبیر کل، این فرد ادعا میکند که راه مقابله با فضاییها را یافته است.
خشم دبیرکل به کنجکاوی تبدیل شد:
ـ خوب، راهنماییاش کنید.
در برابر چشمان متعجب حاضرین در جلسه، مردی با لباس اعراب بادیهنشین داخل اتاق شد و بدون هیچ مکثی رو به دبیر کل گفت:
ـ اهرام! راه حل مقابله با مهاجمان در اهرام مصر نهفته است.
دبیر کل تقریبا فریاد زد:
ـ یعنی چه؟
ـ ده هزار و پانصد سال قبل دانشمندان مصر باستان پیشبینی کردند که روزی قوم فضایی مهاجمی به زمین حمله خواهد کرد. قومی که پیام تهدید خود را همان زمان فرستاده بود، اما در آن زمان توان حمله را نداشت. آن دانشمندان در زیر اهرام، سلاحهای پیشرفتهای را پنهان کردند تا آیندگان از آنها استفاده کنند. این راز نسل به نسل در سینه پدران من حفظ شده است تا امروز آشکار شود.
صدایی به دبیر کل میگفت که این مرد حقیقت را بیان میکند.
ـ خوب، آقایان! فکر میکنم حرفهای این مرد ارزش بررسی کردن را داشته باشد. این طور نیست؟
در سوی دیگر اتاق، رنگ از صورت یک نفر پرید. نماینده اسرائیل با صدایی لرزان گفت:
ـ ولی ما نیم ساعت قبل اهرام را با بمب هستهای کوچکی نابود کردیم. موساد فکر میکرد که فلسطینیها در زیر آنها آموزش میبینند.
سیدعلی پورطباطبایی
تاریخ نوشتن: ۲۸ / ۸ / ۱۳۸۲
پی نوشت:
این داستان در نشریه دیدار آشنا و نشریه الکترونیک ساعت صفر قبلا منتشر شده است.