۱۷ دی ۱۳۸۷

در اینکه خداوند می خواست حسین (ع) را کشته ببیند، شکی نیست. خداوند می خواست خون حسین (ع) را ریخته ببیند چرا که او را دوست می داشت.

اما این خون حسین (ع) که در عاشورای ۶۱ هجری به زمین تفتیده کربلا ریخته شد، اثرات عمیقی داشت و هم چنان اثرات عمیقی به جا می گذارد. این خون مانند دیگر خون های ریخته شده نیست که از حرکت بایستد در خاک فرو برود، بلکه خونی است که هم چنان جریان دارد و هر روز سرخ تر از قبل در زمان ها و مکان های گوناگون حرکت می کند.
لحظه لحظه واقعه عاشورا، لبالب از درس های شگفت است، اینکه امام حسین (ع) با همه اتمام حجت می کند، اینکه خانواده و اصحاب را در مقابل لشکری با توان ده ها برابر بیشتر قرار می دهد، اینکه جنگ را آغاز نمی کند و اینکه دعوت قبایل را برای گریختن و در شرایط بهتری قیام کردن نمی پذیرد؛ همه درس های انسان ساز و فرا زمانی و فرا مکانی در خود دارد.

اما به غیر از حسین (ع)، ۷۲ نفر دیگر نیز در واقعه عاشورا حاضر بودند که هر یک به واسطه جان های صیقل خورده و روان های پاکی که داشتند، حرکت های بزرگی انجام داده اند. اصحاب و خانواده امام، هر یک در بستر امامت و ولایت رشد کرده بودند که توانستند در لحظه حساس عاشورا، در کنار ولیّ خدا بمانند و افتخار حمایت از ولیّ و دین خدا را در کارنامه خود ثبت کنند.

درس هایی که از حرکت یاران امام به دست می آید برای ما ملموس تر است چرا که این ها به ما نزدیک تر هستند و در فضای آشناتری حرکت می کنند و مانند امام (ع) نیستند که حرکاتش مخصوص به خود است و گره گشایی از آن به اهل فن بر می گردد. یاران امام، در درجاتی قرار داشتند که انسان های عادی نیز توان رسیدن به آن را دارا هستند البته منهای برخی درجاتی که خاص اصحاب و یاران امام حسین (ع) است.
یکی از این درس های مهم و ملموس، ضرورت حفظ جان ولیّ است.

اگر به شرح وقایع عاشورا دقت کنیم، می بینیم که امام حسین (ع) تنها زمانی به میدان می رود که هیچ یک از اصحاب و یاران باقی نمانده اند و همه قبل از امام به میدان رفته اند. علاوه بر این یاران امام اجازه ندادند که قبل از ایشان، هیچ یک از بنی هاشم به میدان بروند، چرا که می خواستند خود را فدای خاندان رسالت و امامت کنند و جانشان را در راه دفاع از خاندان پیامبر بدهند.

شب عاشورا، وقتی حضرت زینب (سلام الله علیها) از پشت خیمه اصحاب گذر می کند، می شنود که یکی از ایشان می گوید اجازه ندهید قبل از شما بنی هاشم به میدان بروند چرا که دفاع از ایشان وظیفه ما است.

از این حرکت اصحاب بر می آید که حفظ جان ولیّ خدا در هر زمان و مکان بر هر چیزی مقدم است و اگر چه می دانی که امام (ع) نیز به شهادت می رسد اما وظیفه تو این است که جانت را قبل از جان امام بدهی، این جاست که ولایت مداری مشخص می شود، وقتی که جانت را قبل از جان معصوم می دهی!

اصحاب و یاران امام (ع) مثل پروانه بر گرد شمع وجود ایشان در روز عاشوار چرخیدند و عاشقانه خود را فدای وجود ایشان کردند تا در تاریخ ثبت شود و همه بدانند که اولین وظیفه هر شخصی، حفظ جان معصوم است چرا که لولا الحجة لساخت الارض باهلها!
در واقع اگر قرار است بین جان و مال و جان امام (ع) انتخابی انجام شود، انتخاب اول حفظ جان امام است و هیچ وظیفه ای بر آن تقدم ندارد. اما اگر امام (ع) خود بخواهد به دلایلی جان خود را فدا کند، تنها خود او مجاز به تصمیم گیری در این باره است و وظیفه اصحاب این است که اجازه ندهند گزندی به جان امام برسد.

این فداکاری و عمل به وظیفه اصحاب و یاران امام حسین، برای امروز ما نیز درس هایی دارد، از همان درس هایی که از واقعه عاشورا بر می آید و متعلق به همه زمان ها و همه مکان ها است. در واقع این درس را اصحاب سایر ائمه سرلوحه خود قرار داده اند و آن تقدم حفظ جان امام (ع) بر همه مسائل دیگر است.

حفظ جان امام زمان (ع) در زمان غیبت نیز، وظیفه ای است که علاوه بر اصحاب امام (ع)، بر دیگران هم واجب است و در هنگام ضرورت، بر همه چیز اولویت پیدا می کند. این درس مهمی است که در طول تاریخ جاری است و امروز هم به ما رسیده است!

——————-

پی نوشت: این مطلب نخستین بار در اینجا، شماره ۵۱ نشریه الکترونیک ساعت صفر منتشر شده است



نظرات

دیدگاه از amin
در دی ۱۷, ۱۳۸۷ ۱۲:۲۸ ق.ظ

دلم لک زده برای خوندن تحلیل های واقع گرایانه از حادثه ی کربلا با این پیشفرض که امام حسین علم غیب نداشته! یعنی اگه با این پیشفرض بریم جلو شاید نتایج جالبی بدست بیاد که برای دنیای مادی امروز کاربردی تر باشه! این پست هم معلومه از کجا آب میخوره :دی

[پاسخ]


دیدگاه از amin
در دی ۱۷, ۱۳۸۷ ۱:۲۹ ق.ظ

نه سید جان من اصلا منظورم این نبود که این پست غیرواقعیه! کامنت من تقریبا مربوط به مضمون این نوشته نبود. این جور تحلیل های کاملا غیرماورایی رو تو وبلاگ ها ندیدم. ممنون میشم اگه کتاب آنلاینی یا مطلبی در این مورد سراغ داری همین جا بگذاری استفاده کنیم. ممنون :)

[پاسخ]


دیدگاه از بابک خرمدین
در دی ۱۹, ۱۳۸۷ ۴:۴۱ ب.ظ

با درود دوست عزیز

حال که منفعت ایجاب می کنه می گوید آقای شیرازی چرت و پرت می گوید ؟ اگر دنبال عدالت هستید با برای همه یکی باشید نه اینکه طرف رهبررا بگیرید !

=======
دوست عزیز، با تشکر از نظر شما، لطفا رعایت مقتضیات وبلاگ من را بکنید، ممنون :)

[پاسخ]


دیدگاه از غ
در دی ۲۱, ۱۳۸۷ ۸:۴۱ ق.ظ

مطلب اول
خروش گرافیست ها در حمایت از غزه
پایگاه نشر و توزیع پوستر ها آماده چاپ، با موضوع غزه http://gaza.esteghamat.ir
شما هم به ما بپیوندید

مطلب دوم
شعر آقای پپسی کولا
سروده علیرضا قزوه
با اجرای کامران نجف زاده

دانلود مستقیم فایل تصویری

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
دروازه های غزه را
گشوده بود

خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی

ادامه شعر

[پاسخ]


دیدگاه از س.علیخانی
در دی ۲۲, ۱۳۸۷ ۱:۱۷ ب.ظ

خیلی حرف داشتم اما حیف که کامنت خصوصی نداری..فلان مخلصیم..مطالبم در مورد غزه را بخونی بد نیست

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید





 
 
 

web analytics