۱۶ دی ۱۳۸۷

دانشجویان و جوانانی که در فرودگاه مهرآباد تحصن کرده اند، حرف های زیادی برای زدن دارند. این حرفها مانده است و تلنبار شده است. حالا به بهانه غزه فضایی فراهم شده است تا مطالباتشان را بیان کنند. دردهایی را بگویند که در مجموعه نظام به آنها بها داده نمی شود. دانشجویان و جوانان اینجا هستند تا دولتمردان را محاکمه کنند و بگویند برای دردهای ما چه کرده اید؟

ماجرای بازخواست دانشجویان و جوانان از دولتمردان ما، ماجرای جدیدی نیست. همیشه روح جوانی و تازگی که در دل جوانان شعله می کشد، پیران و میانسالان را می ترساند چرا که شور جوانی دارند و ساخته های پیران و میانسالان را نمی پسندند و حسابگری آنها را به کندی تعبیر می کنند.

اما دولتمردان و حکومت کنندگان کمتر به میان دانشجویان می آیند و حالا که به بهانه تجمع برای غزه دو وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و بهداشت و درمان به میان دانشجویان و متحصنین آمده اند، نمی توان این دردها را بیان نکرد.

اما صفار هرندی انتظار نداشت که اینجا با این سوالات مواجه شود. سوالاتی که همواره در ذهن اهالی فرهنگ سنگینی کرده و می کند. صفار اما پاسخی تقریبا توهین آمیز به دانشجویان داد و گفت که این بحث ها جایش اینجا نیست. پاسخی که حتی من محافظه کار را نیز به واکنش وا داشت و مجبور شدم فریاد بزنم که پس کی می خواهید جواب بدهید؟ ۶ ماه دیگر بیشتر از عمر دولت نمانده است و همچنان وعده جواب دادن می دهید.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اما باز هم بر همان حرف های قبلی خودش تاکید کرد و گفت که جوانان تندروی می کنند و باید در فضای بهتر و با تهویه مطبوع نشست و صحبت کرد! هیهات!



نظرات

دیدگاه از حسن
در دی ۱۷, ۱۳۸۷ ۱۱:۲۶ ب.ظ

خدا همه ما را به راه راست هدایت کند!

[پاسخ]


دیدگاه از علیرضا
در دی ۲۱, ۱۳۸۷ ۳:۵۲ ق.ظ

تو را بگو که هی به سنت نمک پایبندی و دفاع می کنی

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید





 
 
 

web analytics