۱۸ آذر ۱۳۸۷

این روزها برادران محترم نیروی انتظامی به هر وسیله ای متوسل می شوند تا محبوبیت خودشان را بین مردم بالا ببرند. کارهایی که انجام می دهند، من را به یاد این جمله معروف می اندازد که: الغریق یتشبث بکل حشیش!

اما نیروی انتظامی روزهای بهتری هم داشته است، در زمان فرماندهی آقای قالیباف، این نیرو هم محبوبیت داشت، هم توان عملیاتی بالایی را در برخورد با اشرار و مفاسد اجتماعی به دست اورده بود و در عین حال چیزی هم عزت و سربلندی آن کاسته نشده بود.

یادم می آید با دوستی و همسرش از میدان ونک می گذشتیم، هنگامی که خواستیم از خط کشی عابر پیاده رد شویم، مامور قد بلند و هیکل مند نیروی انتظامی، با احترام بسیار به همسر دوستم تذکری درباره حجابش داد و از او خواست که حجاب اسلامی را رعایت کند و  او هم انصافا وقتی از مامور گذشتیم، رعایت کرد، اما همان شخص وقتی الان می خواهد از میدان ونک یا جای دیگری که گشت ارشاد مستقر است، رد شود، سعی می کند از جایی برود که انها او را نبینند نه اینکه حجابش را اصلاح کند! این در واقع نتیجه تفاوت برخوردی است که نیروی انتظامی با مردم انجام داده و الان انجام می دهد!

مردم اگر زمانی نیروی انتظامی را دوست خود می دانستند ـ و البته در شهرستان ها همچنان نیروی انتظامی را دوست خود می دانند ـ اکنون ترجیح می دهند با این نیرو برخوردی نکنند، چرا که کسی در این نیرو نسبت به بد اخلاقی هایی که انجام می دهد، پاسخ گو نیست!

اینجاست که نیروی انتظامی مجبور می شود سراغ شو من های جامعه یا سلبریتی ها برود و از آنها بخواهد که در جشنواره هایی سفارشی ای که تشکیل می دهد، شرکت کنند و حرف بزنند، غافل از اینکه وقتی تریبون به دست این افراد می افتد، چون بخشی از جامعه هستند، درد و دل هایی که کس دیگری جرات گفتن آنها را ندارد، به میان می آید.

ببینید رسول صدرعاملی چه گفته است:

نزدیک به سه ماه با امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو زندگی کردم. مردم آنجا می‌خواستند با امام ملاقات داشته باشند. خانم دباغ و آقای مهدی عراقی در روزهای اول مقابل در می‌‌ایستادند و به زنان و دختران فرانسوی روسری می‌دادند. اما امام به این حرکت اعتراض کردند و گفتند بگذارید راحت باشند.
وی در ادامه گفت: در ارتباط با حجاب تا جایی که حافظه و دانش من یاری می‌کند حضرت امام تنها یک جمله داشتند و آن هم اینکه در اداره‌ها حجاب را رعایت کنید.

علیرضا خمسه هم پلیس را بی نصیب نگذاشته است:

خمسه در بخش دیگری از برنامه هم به مزاح گفت: من با خودم خیلی فکر می‌کردم که چرا بعد از این‌همه سال ما در سینمای خودمان هیچکاک نداریم؟ به جواب هم نرسیده بودم تا اینکه چند وقت پیش مصاحبه‌ای از هیچکاک خواندم که گفته بود: «من از بچه‌گی از پلیس می‌ترسیدم!» اما سینماگران ما کاملاً با پلیس دوست هستند و احتمالاً برای همین است که ما هیچکاک نداریم!!

یا کیومرث پوراحمد که دست روی نقطه حساسی گذاشته است:

برخی آسیب‌های اجتماعی در همه جای دنیا آسیب‌ها اجتماعی است اما برخی آسیب‌های اجتماعی تنها در ایران آسیب‌های اجتماعی است؛ به امید روزی که لااقل دسته دوم آسیب‌های اجتماعی را نداشته باشیم.

البته دیگرانی هم در این اختتامیه بوده اند که از پلیس تعریف کنند و زحمات آنها را مورد قدردانی قرار دهند، اما نکته اصلی اینجاست که فرمانده نیروی انتظامی مجبور بوده است آنجا بنشیند و به این انتقادها گوش بدهد! انتقادات دیگری هم هست که شاید در جلسات خصوصی تر باید به نیروی انتظامی گفت.

یک بار در جلسه ای با یکی از معاونین سردار احمدی مقدم، به تبعیض موجود میان درجه داران و سربازان در نیروی انتظامی اشاره کردم، ان هم درست جایی که دم از عدالت و معنویت و شیوه های گسترش آن در نیرو زده می شد، اما گوشی که باید می شنید، شنید و از جهت دیگر حرف از گوش ایشان بیرون رفت!

اصل کلام این است که نیروی انتظامی محبوب و عزت مند، باید کارهای اصلی خودش را انجام بدهد و زمینه های عزت و احترام را به طور دائم و با تکیه بر ارزش های اسلامی فراهم سازد نه اینکه چشم به دهان چند سلبریتی مشهور داشته باشد یا چند فیلم و سریال را که چشم تهیه کنندگانش به دست موسسه ناجی هنر است را تحویل بگیرد!

پ.ن: همه نقل قول ها از سایت خبری جهان نیوز، نقل شده اند.



نظرات

دیدگاه از حسن
در آذر ۱۸, ۱۳۸۷ ۱۱:۵۰ ب.ظ

ناجا اکنون فقط به بند تبلیغ است که زنده است. طرح هایی مانند گشت ارشاد ناجا فقط باعث سرگرمی مردم است!
نیروی انتظامی در شهر به نحوی حضور پیدا می کند که اگر یک خارجی بیاید و ببیند فکر می کند در اینجا حکومت نظامی برپا شده!
کمی بازنگری لازم است فکر کنم!!

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید