گاهی وقت ها کتاب هایی می خوانم که تاثیر خوبی روی من می گذارند، یا به خاطر موضوعشان یا به خاطر شخصیت هایشان. لیلی و مایاکوفسکی از زمره این کتاب ها است، ان هم به خاطر موضوعی که توسط خیلی ها دستمالی شده است، اما هنوز هم حقش ادا نشده است: عشق! (ادامه…)
گاهی وقت ها کتاب هایی می خوانم که تاثیر خوبی روی من می گذارند، یا به خاطر موضوعشان یا به خاطر شخصیت هایشان. لیلی و مایاکوفسکی از زمره این کتاب ها است، ان هم به خاطر موضوعی که توسط خیلی ها دستمالی شده است، اما هنوز هم حقش ادا نشده است: عشق! (ادامه…)
در زندگی هر کسی روزهای مهمی وجود دارد، روز تولد، روز خواستگاری، روز فارغ التحصیلی و … . برای من هم روزهای مهمی وجود دارند که یکی از آنها روزی است که معنی جمله ای از جلال آل احمد را درک کردم ـ جلال در جایی می گوید: قلم این روزها برای ما شده سلاح، بریده باد دستی که نداند این سلاح را چگونه باید به کار برد ـ در این روز مهم من فهمیدم که قلم چیست و این سلاح را چطور می شود به کار برد. و از آن روز به بعد، قلم برای من تبدیل شده است به یک سلاح!
دیروز تودیع رییس پلیس اصفهانی شهر تهران بود. همان رییس پلیسی که به طرفة العینی واژه تبرج را در هر ده کوره و کوچه پس کوچه رایج کرد و انواع معانی ان را هم برای ملت تفسیر کرد. سرداری که تفاسیر مختلف فقهی و شرعی را از بعضی مسائل مجهول مانده ارائه کرد و هم زمان خودش را تیتر رسانه ها کرد. سردار رادان عزیز، حالا ترفیع گرفته است (ادامه…)
بالاخره پس از کش و قوس های فراوان نخستین پادکستمان یا چیزی را که صوتی باشد و خودمان ضبط کرده باشیم، منتشر می کنیم. باشد که دوستان خوششان بیاد و منتقدان نرنجند اگر چه تقریبا چنین چیزی غیر ممکن است! (ادامه…)