۱۰ شهریور ۱۳۸۷


1.       روزهای اول انقلاب یادم نیست. در واقع آن روزها اصلا در این دنیا نبوده ام و طبیعتا نمی توانم چیزی را به یاد بیاورم. اما شاهد خاموشی وجود دارد که به فرمایش امام علی (ع) حرف های زیادی برای گفتن و درس های زیادی برای آموزاندن دارد. خاطرات شفاهی، روزنامه ها، گزارشات بایگانی شده، کتاب های نوشته شده و مقالات روزنامه ها سرشار از نکاتی است که تاریخ سال های ابتدای انقلاب را بازگو می کند و به من این فرصت را می  دهد که روزهای نخست انقلاب را در ذهنم بازسازی کنم.

۲٫       هر انقلابی توسط نیروهای تندرو ـ نسبت به اکثریت یک جامعه ـ  به پیش می رود. اینها هستند که جرات می کنند به روزهایی که دیگر قدرت فعلی بر سرکار نیست، فکر کنند. ریسک پذیری بالا، جرات و فداکاری، باعث می شود تا انقلابیون بتوانند جریان انقلاب را به پیش ببرند. اما همین عواملی که قبل از وقوع انقلاب و برانداختن قدرت حاکم برگ برنده انقلابیون محسوب می شود، هنگامی که انقلاب به پیروزی می رسد؛ باید توسط رهبری هوشمند کنترل و در جهت صحیح به کار برده شوند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نیروهای انقلاب در جهت تثبیت پیروزی نوپای به دست آمده تلاش می کنند. دو رویکرد سخت افزاری و نرم افزاری برای حفظ تمامیت انقلاب به طور نانوشته در پیش گرفته می شود. در بعد سخت افزاری ساختارهای نظامی، اطلاعاتی و تشکیلاتی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته های انقلاب اسلامی و شورای انقلاب را می توان نمونه هایی از این ساختارهای سخت افزاری دانست. در بعد نرم افزاری انقلابیون تلاش می کنند تا فرهنگ مورد نظر انقلاب را به سرعت جایگزین فرهنگ قبلی کرده و ارزش های والای اسلام را جایگزین ضد ارزش ها کنند.

۳٫       انقلاب اسلامی در جایگزینی سریع سخت افزاری موفق است، اما در جایگزینی نرم افزاری از آنجا که طبیعت کار نرم و تدریجی است، با مشکلاتی روبرو می شود. نخستین مشکل پیش آمده تعدیل نیروهای انقلابی است، کاری که رهبری هوشمند انقلاب سعی وافری در انجام آن به کار می برد. نیروهای انقلابی خواستار حرکت سریع و جایگزینی ارزش های حکومت شاهنشاهی با ارزش های اسلامی هستند و در این راه فراموش می کنند که در اسلام، هدف وسیله را توجیه نمی کند.

 

برخوردهای شدیدی که به اسم حاکم کردن ارزش های انقلابی با برخی صورت می گیرد، مورد تایید رهبری نظام نیست؛ اما به هر حال اتفاق می افتند. با درایت حلقه رهبری انقلاب و جریان جامعه پذیری ارزش های اسلامی که به هر حال صد در صد محقق نمی شوند، کم کم این برخوردهای افراطی حذف می شوند. کسانی نیز که به این برخوردها مبادرت می ورزند اندک اندک تغییر عقیده می دهند و در سال های بعد از افراط به تفریط نزدیک می شوند، چرا که روی دیگر افراط به هر حال تفریط است و این دو رویکرد هیچ کدام در میان ارزش های اسلامی جای ندارند.

 

۴٫       این راهی است که انقلاب ما رفته است. از افراط گرایی در ابتدای انقلاب تا تفریط در بین سال های ۷۶ تا ۸۳٫ تعادل چیزی است که به آن رسیده ایم. اگر رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، اسفندیار رحیم مشائی باب تعامل را با همه می گشاید، نه به خاطر عقب نشینی از آرمان های انقلاب، بلکه به خاطر رویکرد معتدل دولت نهم است. دولتی که به ارزش های انقلاب معتقد است، اما نمی خواهد این ارزش ها را با زور حاکم کند.

 

در دولت نهم، ورود به دین خدا اجباری نیست، بلکه مردم می توانند انتخاب کنند. به این علت کسانی که روزهای اول انقلاب را تجربه نکرده اند و اکنون بعضا داعیه دار تحقق ارزش های انقلاب هستند، درک این نکته که هر کسی مانند ایشان نمی اندیشد، منکر آرمان های انقلاب است را مشکل می یابند. اینان در واقع خود را مساوی با ارزش های انقلاب می دانند و همان تجربه اول انقلاب را تکرار می کنند.

 

مگر نه اینکه، برخورد با آسیب های اجتماعی، وظیفه نیروهای فرهنگی و انتظامی است؟ اما اگر دیگرانی داخل چنین برخوردهایی می شوند، در وظایف این نیروها اخلال ایجاد می کنند و با بی تجربگی و خامی خود تلاش های سازمان یافته را نیز خنثی می کنند. این نیروها به اسم حمایت از ارزش های انقلاب و خط ولایت، بیشترین ضربه را به انقلاب و رهبری آن می زنند و ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزند، چرا که مردم را از اصل انقلاب دور می سازند.

 

۵٫       تاریخ، شاهد خاموشی است که نظاره گر همه چیز است. همان طورکه در سال های نخستین انقلاب افراط گرایی نتیجه نداد، اکنون نیز نتیجه نخواهد داد. تنها نتیجه اعمال افراطی، سرخورده شدن اکثریت مردم و تبدیل شدن افراطیون به نیروهای سرخودی است که بعدها با تغییر موضع، به طرف تفریط گام برخواهند داشت و اساس حرکت نرم افزاری انقلاب را در سال های آینده دچار مشکل خواهند کرد.

 

پی نوشت: بهانه نوشتن این مطلب، حرکت افراطی یکی از همکاران من بود، کسی که برای توجیه عدم توانایی اجرایی خود در تمهیدات اجرای یک همایش، دست به نقد شخصی زد و برخوردهای من با خبرنگاران را غیر شرعی! و دور از ارزش های انقلاب دانست.

روی سخن این مطلب با او نیست، چرا که احتمالا امکان درک این نوشته را ندارد اما درس گرفتن برای خود من و دیگرانی که این نوشته را می خوانند، نکته ای است که می توان به آن توجه کرد.



نظرات

دیدگاه از مهدیه
در شهریور ۱۱, ۱۳۸۷ ۱:۵۳ ب.ظ

برای یکی از اون توئیتری هاتون: (همون افراد بیشعور)
خیلی ها سرشون زیره اما چشمشون بالاست اونا رو هم توبیخ می کنن؟

حرف دیگه ای هم دارم که اینجا نمی گم

[پاسخ]


دیدگاه از حسن
در شهریور ۲۱, ۱۳۸۷ ۱۱:۵۱ ق.ظ

تو خیلی از جمله های پستت شک دارم…البته با احترام!

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید