کم و بیش ماجرای همه اشان یکی است، توی خودروی پلیس نشسته اند و قربانی بخث برگشته ای را هدف قرار داده اند، اندکی از تخلفاتش را به نمایش می گذارند و بعد با بهره گیری از برتری ایشان در فناوری، شکار را به چنگ می آورند، مرد یا زن؟ چه فرقی می کند. کسی شکار شده است و شاید فردا من یا تو جای او باشیم.
گشت کنترل نامحسوس پلیس یکی از تناقض های جامعه ما است که همیشه در حرف بر اساس قانون عمل می کند اما در عمل، قانون را زیر پا می گذارد. از یک طرف قانون بر این تاکید دارد که پلیس راهنمایی رانندگی نباید ـ قانون تاکید کرده است دیگر، متوجه می شوید که؟ ـ کمین کند. یعنی افسران وظیفه شناس راهنمایی رانندگی حق ندارند با خودرویی بدون نشان ویژه پلیس حرکت کنند. از سوی دیگر کنترل نامحسوس یعنی کمین کشیدن مجرم به شکلی که او متوجه نشود و سپس سر بزنگاه او را گیر انداختن!
اما کنکاش در این تناقضات کسی را به جای نرسانده و نمی رساند.
گشت کنترل نامحسوس در کشور ما، یک روی دیگر هم دارد، شویی تلویزیونی که همیشه یک مجری ثابت دارد، جناب سرهنگی که نامش را نمی دانم و البته بسیار دلم می خواهد بدانم! مردی که سالیان سال در راهنمایی رانندگی استعداد مجری گری و بازیگری ـ می گویم بازیگری چون واقعا بعضی صحنه ها را بازی می کند ـ او خاک خورده است و دست تقدیر به دست تهیه کننده یا کارگردانی از مجموعه خدوم نیروی انتظامی او را کشف کرده است.
جناب سرهنگ عزیز ما بسیار خوش صحبت است، ان هم جایی که طرف مقابل اساسا ساکت است! اخر اگر کلمه ای اضافه بگوید و شوی جناب سرهنگ را خراب و غیر قابل پخش کند، معلوم نیست چه عواقبی گریبانگیرش می شود.
جناب سرهنگ به خلاف قانون راهنمایی رانندگی، رانندگان را از خودرو پیاده می کند، به خلاف قوانین وضع شده و حقوق شهروندی، از ایشان فیلم برداری می کند و سپس در تکمیل این قانون شکنی ها، آنچه را که گرفته است، با حمایت مجموعه نیروی انتظامی و صدا و سیما پخش می کند.
بر صدا و سیما حرجی نیست، پر کردن انتن شبکه هایی که از هر جای سازمان بیرون زده اند و رشد کرده اند، بسیار طاقت فرسا است و عنقریب است که هر شهری کنترل نامحسوس نسخه خودش را هم بیرون بدهد.
اما راهنمایی و رانندگی چرا باید این چنین با ابروی شهروندان بازی کند؟ ایا صرف هدف خوب ترساندن و یاد دادن قانون به دیگران، وسیله های غیر قانونی و غیر اخلاقی را توجیه می کند؟
البته دوستان راهنمایی و رانندگی قطعا توضیح می دهند که از هر راننده کتبا یا شفاها اجازه پخش می گیریم، اما باید گفت صید شما ماموران گرامی، مکره است یعنی از روی اکراه یا اجبار قبول می کند و گرنه کدام انسان عاقلی قبول می کند شرح تخلفش را از رسانه ملی پخش کنند؟
این کار حتی با دین هم سازگار نیست، اسلام به خلاف مسیحیت با علنی کردن جرم و گناه دیگران مخالف است مگر اینکه ان فرد چندین بار به خاطر جرم مجازات شده باشد (سرقت حدی) یا مرتکب زنا شده باشد که ان هم هنگام مجازات مشخص می شود. هیچ جایی این چنین عجز و تحقیر یک مسلمان یا یک شهروند حکومت اسلامی را به مردم نشان دادن، مجاز شمرده نشده است.
و البته اینها میخ در اهن کوبیدن است و همین الان جناب سرهنگ خستگی ناپذیر ما از یک شکار دیگر می اید!
اما ما چه کار می توانیم بکنیم؟
قطع نظر از این که بالاخره وقتی توسط گشت کنترل نامحسوس بازداشت می شویم، حتما جریمه خواهیم شد، می توانیم دست کم جلوی تحقیر شدنمان را بگیریم.
می توانیم از جناب سرهنگ عزیز بخواهیم که دستورها و توصیه هایش را برای سر کلاس بازاموزی افسران راهنمایی بگذارد و فقط و فقط اعمال قانون کند. بالاخره که او ماشین ما را توقیف می کند و البته وظیفه اشان این است که هنگام توقیف وسیله نقلیه، ما را به مقصد برسانند و الا خلاف قانون انجام داده اند.
لذا پیشنهاد می کنم به جناب سرهنگ عزیز و دوستانش بگوییم: هیس! اعمال قانون کن! یا لطفا حرف بی مورد نزنید، اعمال قانون کنید و اگر کار غیر قانونی انجام دهید از شما شکایت خواهم کرد.
در عین حال یادمان نرود که به هیچ وجه تن به تحقیر پخش فیلممان از تلویزیون در مقابل پیشنهاد تخفیف یا تعلیق مجازات ندهیم، هیچ کس حق ندارد فیلم ما را بگیرد مگر به حکم دادگاه صالح و قطعا جناب سرهنگ دادگاه صالح نیست!
پس علاوه بر جلوگیری از بلبل زبانی مامور گشت کنترل نامحسوس، فیلمتان را هم از ایشان بخواهید و اگر ندادند به سرعت به ۱۱۰ زنگ بزنید و بگویید که از شما به طور غیرقانونی و بدون مجوز فیلم برداری کرده اند (یادتان نرود مجوز فیلم برداری خاصی که برای فیلم برداری از شما و خودروی شما صادر شده است را بخواهید که قطعا ندارند و به مجوز کلی فیلم برداری از خیابان یا موارد تخلف اکتفا نکنید!) و حالا می خواهند بروند.
نکته اخر اینکه: اینها برای حمایت از حقوق شهروندی شما است، اما بهتر نیست اصلا تخلفی نکنیم که هم اجازه ضایع شدن حقوق شهروندی مان را به کسی ندهیم و هم حقوق شهروندی دیگران را نقض نکنیم؟
در ارتباط با این مطلب بخوانید:
بازجویی در جاده! از سایت عصر ایران

ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۸۹ ۶:۲۲ ب.ظ:
دقت کنید اگر مامور پایش را از حق قانونی اش فرانر برود اولین گام است و گام های دیگری هم خواهد بود که در نهایت به حق نفس کشیدن من و شما هم میرسد.
[پاسخ]