۱۰ خرداد ۱۳۸۷

این سوال که واقعا در لبنان چه خبر است، چند روز چه عرض کنم، چند سالی است توی مغز من فرو رفته است و در نمی آید!

واقعا در لبنان چه خبر است؟ چه اتفاق افتاده و چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد؟

هر وقت که می خواهم درباره وقایع اخیر لبنان نتیجه گیری سریعی کنم و سیاه ها و سفیدها و خاکستری ها را جدا کنم (و البته اصلا این سوال مطرح است که به من چه ربطی دارد؟؟) ناخوداگاه پیشینه عملکرد گروه های مختلف برایم باز می شود.

لبنان راه بسیار درازی را تا امروز طی کرده است، پایتختی که زمانی تا پشت دروازه ها که چه عرض کنم، تا عمق کاخ ریاست جمهوری اش هم در اشغال دشمن یعنی اسرائیل بوده است و همه چیزش را خارجی ها کنترل می کرده اند، حالا تبدیل به باتلاقی برای همان قدرت ها شده است.

دیگر حتی ایرانی ها هم دقیقا نمی دانند چه می شود، حتی سید حسن نصر الله هم که همه می گویند هر چه می گوید تحقق می یابد، به مسیر حوادث چشم می دوزد و سپس موضع گیری می کند.  اما برخی مسائل روشن است که در زیر می آورم:

۱٫ آمریکا یا کشور خارجی دیگری در لبنان نیرو پیاده نخواهند کرد. این کار به شدت واضح و آشکار است چرا که هنوز خاطره انفجار مقر تفنگداران دریایی آمریکا به دست (کی بود؟ :)   ) از یاد نرفته است.

۲٫ اسرائیل دوباره به لبنان حمله زمینی نمی کند مگر اینکه متحدان داخلی اش قبلا حساب حزب الله را رسیده باشند. مثل این می مانند که جواب بله خواستگاری را بدانی و باز هم البته به خواستگاری بروی!

۳٫ سوریه دیگر به لبنان نیروی نظامی ارسال نمی کند. حتی اگر دم مرگ هم باشند و التماس کنند، سوریه پشت دستش را داغ کرده است تا نیرویی به لبنان اعزام نکند.

۴٫ دیر یا زود ناوهای امریکا و ناتو از اب های لبنان خارج می شوند، چرا که زیردریایی های تهاجمی کوچک با مواد منفجره بسیار قوی اماده شده اند تا در فرصتی مناسب یک یا دو ناو را به قعر آب بفرستند.

۵٫ به زودی یگان دریایی حزب الله مجهز به ناوچه و قایق های کوچک اعلام موجودیت می کند و از اب های لبنان و ماهیگیران لبنانی محافظت خواهند کرد.  بازی برنده – برنده است، اگر اسرائیلی ها به انها شلیک کنند، یا اسرائیلی را منفجر می کنند یا خودشان شهید می شوند. که در هر دو صورت در افکار عمومی و صد البته نزد خداوند متعال پیروز هستند. اینها اطلاعات محرمانه نیست، هر فرمانده ناقص العقلی هم می داند که برای پیروزی در یک کارزار به نیروی زمینی، هوایی و دریایی احتیاج دارد.

۶٫ انتقام سختی در مورد شهادت شهید عماد مغنیه در انتظار اسرائیلی ها است. همین چند وقت قبل بود که خبر درخواست جایزه ترور عماد مغنیه لو رفت و صد البته جرات تکذیب هم پیدا نکردند.

اینها نکات خامی هستند که به ذهن من می رسند.

در رابطه هر کدامشان می توان مقاله نوشت یا مصاحبه کرد و یا یادداشت منتشر کرد.

اما من تنها انها را اینجا ردیف می کنم، شاید کس دیگری این کارها را بکند.

راستی کسی می داند از بیروت تا بیت المقدس چند کیلومتر است؟ بالاخره می خواهیم بریم بیت المقدس!! البته خوب به وسیله نقلبه هم بر می گرده. اگر سوار تانک و نفربر باشیم، سریعتره چون از جاهای ناهموار هم می روند ولی با ماشین، نمی دونم، شما بگید!



نظرات

دیدگاه از bita
در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ ۵:۲۰ ب.ظ

ali chetory beram to modiriate sitam?

[پاسخ]


دیدگاه از sahel
در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ ۵:۳۶ ب.ظ

سلام
نمیدونم چی میشه؟
اما آنچه مسلم است حرب الله پیروز است!

یکی از دوستانم برای پروژه اش رفته بود لبنان. همین روزا برمی گرده. می تونم ازش بپرسم که چی دیده؟

[پاسخ]


دیدگاه از سمانه روشنایی
در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ ۷:۵۴ ب.ظ

برای شادی ثانیه ها سلام
تو این دنیا چی نتیجه داره که دنبال سرنوشت لبنان هستین
فعلا مجبوریم خودمونو گول بزنیم و بگیم هر چه پیش آید خوش آید فک کنم این بهتر جواب بده
پایدار باشین
با غم ثانیه ها خداحافظ

[پاسخ]


دیدگاه از حسن
در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ ۱۱:۵۳ ب.ظ

این کارها را چه به ما؟برویم همان نودمان را ببینیم بهتر است!

[پاسخ]


دیدگاه از پاییز
در خرداد ۱۱, ۱۳۸۷ ۷:۲۰ ق.ظ

سلام … کمی امتحان کمی پایان نامه … کمی کار … کمی زندگی … انگار گاهی امان آدمی می برد… شاید نوشتن آخرین راه حل باشد!!!

[پاسخ]


دیدگاه از لیلا
در خرداد ۱۳, ۱۳۸۷ ۷:۴۸ ق.ظ

بله جناب ماکارنکو رو هم می شناسم و غیر از اون داستان پداگوژیکی یه چند تا چیز دیگه هم ازش خوندم . مرسی که به من سر زدی و ببخشید که علاقه ای به مسئله لبنان ندارم و نه سیاست هیچ کشور دیگه ای

[پاسخ]


دیدگاه از مهدیه
در خرداد ۱۳, ۱۳۸۷ ۷:۲۸ ب.ظ

می گن دفتر جنگ ………. در ………… و دفتر جنگ ……….. در ………….. است
واضح گفتم نه؟
پس خیلی هم نامربوط به ما نیست
یکی آف گذاشته بود و بالا رفتن قیمت نفت رو به بعضی کشورها تبریک گفته بود من جمله ……..
من که اهل سیاست نیستم
هیچی هم سرم نمیشه
هر کی در مورد تیترها مقاله نوشت بگید یه لینک هم واسه مون بفرستن شاید یه چی فهمیدیم

[پاسخ]


دیدگاه از سمانه روشنایی
در خرداد ۱۸, ۱۳۸۷ ۱۰:۴۸ ب.ظ

برای شادی ثانیه ها سلام
با یه غزل به روزم

(خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته ـ بی‌گمان ـ برسد)
منتظرم
با غم ثانیه ها خداحافظ
شما خوش بگذرد بر همه کسانی که به شمال رفتند

[پاسخ]


دیدگاه خود را بنویسید