یکی از رسوم شب تولد، فوت کردن شمع است. شمعی که به تعداد سال های تولد یک انسان است و فرد متولد شده، آن را فوت می کند و دیگران برایش آرزوی طول عمر می کنند. من امشب که شب تولدم است، دو شمع را فوت می کنم. یکی شمع تولد حقیقی ام است و دیگری شمع تولد وبلاگم را. با یک فرق کوچک، شمع تولدم را به امید سالی بهتر فوت می کنم ولی شمع وبلاگ خیزران را برای همیشه خاموش می کنم.
دوران نوشتن من در اینجا، دوران خوبی بود. خاطره های خوب و دوستان خوب و هیجان انگیز و صد البته پست های سانسور شده و بعد از انتشار، حذف شده زیادی داشتم. شعله این وبلاگ را در حالی خاموش می کنم که تا به حال سه دامنه آن توسط کمیته فیلترینگ یا کارگروه مصادیق مجرمانه خاموش شده است و درخواست های متعدد بررسی، آن هم پس از حذف موارد مشخص شده به عنوان موارد مجرمانه، هر بار به طرح موارد جدیدی ختم شده است.
لاجرم برای اینکه هم خیال خودم را راحت کنم و هم خیال کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه را که فعلا اختیار اینکه چه بنویسیم و چه ننویسم به اراده قانون گذار در گرو نظر و سلیقه آنهاست، این وبلاگ را تعطیل می کنم. تعطیلی نه به این معنا که یک مدت ننویسم و بعد برگردم دوباره بنویسم. نه دیگر عمر وبلاگی به نام خیزران تمام شده است. یعنی من آن را تمام شده می دانم.
در این مدت چند چیز برای من خوشایند بود. یکی اینکه برخی از پست های وبلاگم پس از انتشار منشاء بحث می شد و در سایت ها و شبکه های اجتماعی نقل می شد. برخی از سایت های خبری داخلی و خارجی نیز آن را منعکس می کردند که از داخلی ها جام نیوز، گرداب، خبر آنلاین و پارسینه و یکی دو باره خامنه ای دات آر و جهان نیوز را به خاطر می آورم و از خارجی ها گاردین و چند صد سایت خارجی در مورد یک پست خاص و دیگربان در مورد چند سری پست به شکل مغرضانه را به یاد می آورم. برای یک وبلاگ نویس هیچ چیزی بیشتر از نقل و بحث بر سر مطالبش، شاید خوشایند نباشد.
سال گذشته هم این وبلاگ در جایزه دویچه وله، نامزد شده بود که البته رای ای نیاورد و حقش هم نبود ولی برای من ارزشمند بود. دسته بندی پست های روزانه که بیشتر به پست هایی برای نازنین سادات، دخترم اختصاص داشت را نیز دوست دارم و هر از گاهی پست هایش را برای خودم می خوانم و لذت می برم. خلاصه اوقات خوب و شیرینی با خواننده ها داشتم که گذشت.
اما به روال اینکه من نمی توانم از وبلاگ نویسی دست بکشم، مدتی در اینجا خواهم نوشت http://kheyzaran.blog.ir تا اینکه وبلاگ دیگری کاملا بدون ارتباط با این یکی و با سبک دیگری شروع کنم و البته در آن یکی دیگر مرتکب این خبط نمی شوم که در ساماندهی وبلاگم را ثبت کنم و اسم و نشانی خودم را بزنم. همان بهتر که جایی باشد که از دسترس داخلی ها بیرون باشد و اسم دیگری در پای آن نوشته شده باشد، زیرا که در آشفته بازار فضای مجازی ایران، باید فیک بود و غیر حقیقی نوشت حتی اگر دیگران بدانند که تو می نویسی.
خلاصه عمر این وبلاگ شش سال بود. بیش از این نه من تحمل دارم و نه آن ۱۳ عضو کارگروه تعیین مصادیق. یعی زبان مان متفاوت است و هر چه من می نویسم، آنها پشت سیستم آنلاینشان به آن ایراد می گیرند و مستحق فیلتر می دانند که قانونی است دیگر. همان بهتر که شعله این وبلاگ خاموش شده باشد.
همین.






